بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

تارنمای اصغر زارع کهنمویی
روزنامه‌نگار: اندیشه، سیاست، فرهنگ و قومیت؛
پژوهشگر: تاریخ معاصر، جهان اسلام، مسائل آذربایجان و قفقاز؛

برای آشنایی بیشتر با من و نقد دیدگاه‌هایم، به منوی «حیات» در ابتدای صفحه بروید. در آنجا به‌سنت زندگی‌نامۀ خودنوشت، «تجربۀ زیسته»‌ام را دوره می‌کنم.

mail: asghar.zareh@gmail.com

این تارنما، تازه راه‌اندازی شده و در حال تکمیل است.

بایگانی

تنها 25 روز بعد از صدور فرمان هشت ماده ای، امام خمینی(س) آیت الله العظمی شیخ یوسف صانعی را به دادستانی کل کشور منصوب کرد. صدور فرمان هشت ماده ای را می توان رستاخیز قضایی نظام نوپایی دانست که داعیه عدالت داشت. انتصاب مجریان توانا برای این فرمان، مرحله بعدی این رستاخیز بود. گفتگو با آیت الله صانعی، ناظر به دو گونه شخصیتی وی است فقاهت و مرجعیت امرزوی و مبارزه و مسوولیت دیروزی. این رمجع تقلید در این گفتگو، ضمن تبیین مبسوط فرمان هشت ماده امام، به بازکاوی مفاهیمی چون حریم خصوصی، حقوق بشر، گزینش و ... می پردازد و با تکیه بر بند 6 این فرمان، تاکید می کند که هیچکس حتی قوه قضاییه نیز حق ورود به حریم خصوص افراد را ندارد. اوج سخن آیت الله صانعی آنجاست که می گوید: اگر این فرمان هشت ماده ای اجرا شود مملکت مدینه فاضله می شود تمام حقوق بشر در این فرمان آمده است.

 قبل از هر سوالی می پرسم که چرا امام در سالهای اولیه انقلاب که فضای انقلابی و شلوغی حاکم بود چنین پیامی را صادر کردند؟

 این فرمان در تاریخ 24 / 9 / 61 صادر شده یعنی زمانی که 4 سال از انقلاب گذشته است اینکه چرا این پیام نه در همین روز اول بلکه چهار سال بعد، صادر شد به این دلیل است که اوایل انقلاب، بر اثر مشکلات و گرفتاریهایی که مردم از رژیم ستمشاهی دیده بودند شدت عمل زیاد بود. برخی از کسانی که به کار گمارده می شدند خیلی به مسائل آشنا نبودند. ناآشنایی به مسائل یک طرف قضیه بود و افراطرگریی که امام فرموده اند طرف دیگر قضیه. این مسائل سبب شده بود که امام این پیام را نه اول انقلاب که چهار سال بعد صادر کنند. اوایل انقلاب نمی شد چنین چیزی گفت چون نمی شد مردم را آرام کرد. یکی از شبهاتی که در مورد برخی حقوقدانان است، این است که اینها می گویند که چرا اوایل انقلاب اعمال قاهرانه انجام گرفت. باید گفت، نمی شود به مردمی که رنج دیده بودند، گفت: بگذرید و عفو کنید. تقاضای گذشت از آنها نادرست بود آنها می خواستند دشمنان‌شان به اشد مجازات برسند و می خواستند صدمه هایی را که دیده بودند مقابله به مثل کنند. مقابله به مثل هم یک حق اسلامی است قصاص اصلا یعنی مقابله به مثل. اوایل انقلاب اینجور نبود ناآشنایی و افراط گریی بسیار بود. این مساله تابع جبر آن روز بود جبر را نمی شد بشکنند برای اینکه یک جو انقلابی حاکم بود. امام آن زمان این پیام را صادر نکرد البته معمولا از موازین اسلامی، رعایت هایی می شد اما اینها ماندگار نبود. فرق است بین رعایت از موازین اسلامی در فضای انقلابی و در فضایی که بتواند برای همیشه بماند. مثلا در شرایط انقلابی نمی شد ما قضات کارکشته ای را پیدا کرد تا این قضات کارکشته جمع شوند و قضاوت کنند خوب پیدا نمی شد معمولا قضاتی که روی کار می آمدند کسانی بودند که صدمه خورده بودند. قضاتی که در دادگستری یودند قضات محترمی بودند و با اینها هماهنگ بودند منتهی به آنها اطمینان نبود که بتوانند کار را به اینها بدهند چون در بین اینها افراد نامطمئنی بود که به آنها اعتماد نمی شد. در شرایط آن روز باید به قضات رنج دیده اتکا می شد. غم مرگ برادر را برادر مرده می داند. عصابینت مردم هم بود این مسائل سبب شد که امام آن روزها چنین پیامی صادر نکرد بعد از گذشتن یک دوره ای، امام می خواست مفاهیمی را بیان کند که برای همیشه بماند و بشود برای همیشه از آن، استفاده کرد.

 

امام در این فرمان بیش از هر چیز دیگری به حریم خصوصی تاکید دارد من می خواهم به این مساله بپردازیم حریم خصوصی در اندیشه امام که از اسلام ناب محمدی اتخاذ شده، چه جایگاهی دارد؟ در حقوق مدرن به حریم خصوصی خیلی اهمیت می دهند امام چه نگاهی به این مقوله دارد؟

 

ببینید شما راجع به مساله حریم خصوصی فرمودید که امام عنایت دارد و به آن تکیه دارد. لکن قبل از اینکه من به این مساله بپردازم باید بگویم بیشترین ارزش را برای حریم خصوصی، کسانی می یابند که در حریم خصوصی خودشان دخالت شده باشد و اساسا کل امور اینگونه است. پیامبر اسلام یتیم بوده تا بداند این کسانی که دستشان از همه حا کوتاه است چه رنجی می کشند و چه باید برایشان کرد. پیامبر هم پدر را از دست می دهد و هم مادرش را و هم جدش را و هم عمویش را  و می شود یک آدم بی پناه اصلا یتیم در لغت یعنی اینکه کسی که دستش از همه چا کوتاه است. او بهتر می تواند رنج را بفهمد فلذا پیامبر را یتیم قرار داده است. تاکید شده مسلمانان روزه بگیرند تا آدمهایی که همیشه سیرند درد گرسنگی را بفهمند. کسی که درد گرسنگی را بفهمد بهتر می تواند در برابر فشار بایستد و بهتر می تواند قانون را در آن رابطه درک کند.

امام در حریم خصوصی خود بیشترین رنج را دیده است در 15 خرداد 42 شب به خانه اش حمله کردند و او از خانه اش بردند و یا در جریان بعدی در 13 آبان در منزلش ایشان را دستگیر کرده و بردند. امام همیشه در درسهایشان هم به حریم خصوصی عنایت داشتند و می فرمودند که اگر کسی چشمانش را به عنوان خیانت به دیگران خیره کند، ظلم کرده است یا خون کسی که به خانه مردم حمله کند و بی اجازه وارد شود و در اصطلاح فقهی لس می کند، مباه است. پس یکی از اسرار عنایت امام به حریم خصوصی این بود که خودش درباره حریم خصوصی خود صدمه دیده بود. دیگر اینکه در بینش فقهی و اسلامی امام که همان بینش به عنوان جمهوری متبلور شد، حریم خصوصی مردم اهمیت فراوان دارد. جمهوری یعنی اینکه توده مردم نظر بدهند امام به مردم عنایت داشته و به حقوق آنها توجه داشته است. حقوق خصوصی یکی از حقوق اولیه انسان است و حیات و حق مسکن و حق آزادی بیان، حقوق خاصی دارد. امام فرمود جمهوری یعنی اینکه مردم رای بدهند و واقعا آزادانه رای بدهند و بعد در چارچوبه این جمهوری، قوانین اسلام پیاده شود. عفیده امام این بود قوانین اسلام می تواند مصوبات جمهوری را تایید کند و به نتیجه برساند. البته این سوال مطرح است که چرا امام گاهی به دوسوم نمایندگان تاکید کرد و مساله مجمع تشخیص را مطرح نمود اینها در اثر این بود که در آن زمان شرایط اجازه نمی داد که مصالحت کنتد برای اینکه کشور درگیر جنگ بود و جامعه آن روز جامعه ای نبود که امام بتواند آن حرفها را بزند. مثلا امام زمانی دو تا مساله مطرح کرد یکی راجع به شطرنج و دیگری راجع به مساله منابع زیرزمینی که بخاطر همین دو مساله، با امام سلام الله چه ها نکردند.

شرایط آن دوران غیر از امروز است که بنده می نشنیم و مسائلی را بیان می کنم که دانشجوی دکتری حقوق می گوید حداقل200 مورد فتوای متفاوت با دیگر فتاوای مراجع فعلی صادر کرده اید. دارم می گویم و منتشر می شود و طرفدار هم دارد و لذا با آن دشمنی هم می شود. امام آز زمان جرات نمی کرد اما امروز بنده به عنوان شاگرد امام و یک روحانی بسیارپایین دارم این حرفهای را می زنم و جرات آن را هم دارم و طرفدار هم دارد.

عنایت امام به حریم خصوصی بر اساس برداشت او از اسلام بود برای اینکه می دید که فقه اسلامی درباره لس چه می گوید در اسلام حکم کسی که به خانه کسی حمله کند و چشمش به خانه کسی باشد و امنیت مسکن فردی را تضییع کند معلوم است. بنده نظر امام را بالاتر می یابم در حریم خصوصی مخصوصا نسبت به مسکن مسائل جدی مطرح است. از عبارات امام اینچنین برداشت می شود که هیچکس حتی قاضی هم حق ندارد حق دستور ورود به خانه کسی را صادر کند. از عبارات امام استفاده میشود حتی قوه قضاییه هم حق ندارد دستور ورود به خانه افراد را بدهد. در بند 6 می نویسند « هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آن ها وارد شود یا کسی را جلب کند یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی ـ اسلامی مرتکب شود, یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند »

استثنا ندارد نمی گوید مگر با حکم قاضی. تاکید می کند؛ هیچکس.  امام ادامه می دهد: « یا برای کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد, شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده ولو برای یک نفر فاش کند. »  اگر امام مدعی بود که اسلام می تواند جامعه را اداره کند مقصود او این اسلام است که می گوید امروز خیلی از این مسائل در دنیا بصورت قانون است. اگر کسی بخواهد کنترل کند و نوار گوش کند و شنود کند. در دنیا اعتراض شدیدی است که امام هم درباره آن سخن می گوید اینها همه اسلام است « تمام این ها جرم و گناه است و بعضی از آن ها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبائر بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آن ها موجب حد شرعی می باشد. »

این بطور کلی حقوق همه افراد است و هیچ قیدی به آن نخورده است قید نخوردن در کلمات امام بر اساس متن روایات و متن موازین اسلام است امام چیزی از خودش نگفته است . همه اینها را می شود در متون فقهی کشف کرد و برای آن دلیل فقهی آورد. این فرمان، قید نخورده «هیچکس» یک اصطلاح عام است یعنی هیچیکس حق ندارد نه عالم نه مجتهد نه قاضی نه مجتهد نه ولی فقیه و نه کارگر جزء و هیچکس دیگر. این هیچکس هیچ قیدی نخورده است امام نگفتند مگر با حکم قاضی.

 

اما در جای دیگر استثنائاتی آورده است. امروزه بیشتر به آن استثنائات اشاره می شود.

 

جالب این است که قید در بند هفت بیان شده است. باز تاکید می کند «آن چه ذکر شد و ممنوع اعلام شد, در غیر مواردی است که در رابطه با توطئه ها و گروهک های مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی است که در خانه های امن و تیمی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و ترور شخصیت های مجاهد و مردم بی گناه کوچه و بازار و برای نقشه های خراب کاری و افساد فی الارض اجتماع می کنند و محارب خدا و رسول می باشند»

فقط یک استثنا دارد و آن خانه های تیمی است که بطور مسلحانه برای براندازی تلاش می کنند. این خانه ها نه خانه بنده نه خانه جنابعالی نه خانه فلان مهندس و نه خانه فلان وزیر و نه خانه فلان عالم. بطورکلی هیچکی بطور کلی نباید وارد هیچ خانه ای شوند مگر این خانه ها.

حتی درباره این افراد مسلح هم دستوراتی دارند: « با آنان در هر نقطه که باشند و هم چنین در جمیع ارگان های دولتی و دستگاه های قضائی و دانشگاه ها و دانشکده ها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل ولی با احتیاط کامل باید عمل شود, لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستان ها و دادگاه ها, چرا که تعدی از حدود شرعیه حتی نسبت به آنان نیز جایز نیست, چنان چه مسامحه و سهل انگاری نیز نباید شود. »

باز قید احتیاطِ کامل حتی درباره توطئه گران مسلح آمده است. تعدی از حقوق شرعیه جایز نیست نمی شود افراد را داخل زندان کرد بگونه ای که هوا به او نرسد. نمی شود فرد را چنان حبس کرد که حقوق اولیه او نقض شود. در احکام زندان، زندانی فقط زندان است نه کسی که از حقوق اولیه هم برخوردار نیست. بهداشت او باید رعایت شود سلامتی او باید رعایت شود. در روایتهایی آمده که اگر بناست یک فرد اسیر اعدام شود این شب قبلش به این اسیر غذا داده شود و در روایت دیگر هست که باید از هوا و غذا استفاده کند ولو فراد معدوم می شود. معنی ندارد کسی را در سلول قرار بدهیم و در آن سلول هوا نباشد. به نطر بنده سلول هایی که امروز رایج است چه در ایران  چه در سایر جهان، هیچکدام جواز شرعی ندارد. اگر سلول به این معنا باشد که زندانی که با کسی ارتباط نداشته باشد یک حرفی است اما اینکه در سلول قرآن به او ندهیم و روزنامه به او ندهیم و اگر مریض شد به دکتر نبریم، این سلول نیست. در دوره های پیشین آقایان در زندان کتاب می نوشتند از زمان شهید اول گرفته که لمعه را در زندان نوشت درحالی که فقط مختصر نافع داشت تا امام که در ترکیه تحریر الوسیله را نوشت در حالی که نزد او نبود جز مکاسب و وسیله. دیگر بزرگان هم همینطور مثلا آقای هاشمی تفسیر راهنما را در زندان نوشت. الان توی زندان صاحبان قلم اگرچه به زور چیزهایی را می نویسند منتهی قلم و کاغذ و امکان نوشتن به انها نمی دهند جلوی آنها را می گیرند. کجای اینها اسلام است در کجای اسلام هست که ما نگذاریم زندانی بنویسد.

 

« و و در عین حال مأمورین باید خارج از حدود مأموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبی آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه, عملی انجام ندهند.» می گوید شکستشان بدهید و و سرکوب کنید نه کار دیگر. غیر از شکست نباید شکنجه کرد و کار دیگری کرد.

« مؤکداً تذکر داده می شود که اگر برای کشف خانه های تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آن جا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد کردند حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند, چرا که اشاعه فحشا از بزرگ ترین گناهان کبیره است» ما بجای اینکه خشونت های امام را در رسانه ها نقل کنیم اگر غرضی نباشد اینها را نقل کنیم خشونت ها را دنیا دارد می گوید اینها را باید برای دنیا نقل کرد تا هم به اسلام خدمت شود هم به مردم خدمت شود و هم جلوی مفاسد گرفته شود.

« هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید.» مسلمان و غیرمسلمان در کلمات امام از باب تعارف است در خیلی از جها همه انسان ها اینجوری اند حق هتاکی به هیجکس ندارند  همه آنهایی که در حقوق با انسان ها قرار داد دارند و با هم زندگی می کنند حق هتک حرمت ندارند. حالا حتی اگر تنها به مسلمان اتکا کنیم ما می گوییم امام فرمودند مسلمان. ولی می بینیم به دانشمندان،وزرا، علما، یاران امام و حتی نوه امام بی احترامی می کنند گویا اینها را مسلمان نمی دانند گویا می خواهند بگویند امام فرمود مسلمان ها هتک حرمت نکنید و ما اینها به عنوان مسلمان که به عنوان نوه امام هتک می کنیم به عنوان یاران امام. انگار این توجیه، توجیه خوبی است برای آقایان.

« فقط باید به وظیفه نهی از منکر به نحوی که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می باشد. و اما کسانی که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بین مردم است, در حکم مفسد فی الارض و مصداق ساعی در ارض برای فساد و هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آن چه از این قبیل موجود است آنان را به مقامات قضائی معرفی کنند. و هم چنین هیچ یک از قضات حق ندارند ابتدائاً حکمی صادر نمایند که به وسیله آن مأموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل یا محل های کار افراد وارد شوند که نه خانه امن و تیمی است و نه محل توطئه های دیگر علیه نظام جمهوری اسلامی, که صادر کننده و اجرا کننده چنین حکمی مورد تعقیب قانونی و شرعی است. »

اگر این فرمان هشت ماده ای اجرا شود مملکت مدینه فاضله می شود تمام حقوق بشر در این فرمان آمده است .

امام در بند آخر می نویسد: « باید ملت از این پس که حال استقرار و سازندگی است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به کارهای خویش ادامه دهند و اسلام بزرگ و دولت اسلامی را پشتیبان خود بدانند و قوه قضائیه را در دادخواهی ها و اجرای عدل و حدود اسلامی در خدمت خود ببینند و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و کمیته ها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بدانند. » اینچنین می شود که ده میلیون نفر امام را تشییع کردند چون از رفتار او رضایت داشتند. اینکه آیا الان هم مردم اینقدر راضی هستند باید آزادی باشد تا ببینیم که اینچنین هست یا نه. اگر امام خلاف این فرمان را صادر می کرد اینقدر به خلاف این فرمان عمل نمی شد و برخی بیش از این نمی توانستند به سفارش امام در مخالفت و خلاف این ها عمل کنند و متاسفانه ضربه اش به اسلام، مردم مسلمان و یاران امام می خورد. بقول حضرت زینب اگر پیامبر فرمان می داد به اهل بیت ظلم شود بیش از این ظلم نمی شد.

 

همانطور که گفتید همه این فرمان به توطئه قید می شود. توطئه چیست؟ امروزه خیلی ها به این واژه تکیه می کنند.

 

توطئه یعنی براندازی یعنی اینکه عده ای بنشینند و تصمیم بگیرند با توسل به اسلحه براندازی کنند از دیدگاه امام، نشستن و تصمیم گرفتن برای عوض کردن وزیر این توطئه نیست. اینکه عده ای دور هم جمع می شوند و درباره برگزاری انتخابات حرف بزنند و توطئه برای براندازی نیست. توطئه یعنی اینکه عده ای بخواهند کل این نظام را با اسلحه از بین ببرند و نظام دیگری بیاورند. تا زمانی که مردم نظام را قبول دارند این توظئه جرم است. تعبیر امام زیباست. توطئه را امام در بند هفت معلوم کرده است. از دید امام براندازی زمانی توطئه تلقی می شود که با سلاح همراه باشد بدون سلاح نباید به آنها توطئه گر اطلاق کرد. خوارج قصد داشتند براندازی کنند می خواستند علی حاکم نباشد اما تا دست به اسلحه نبردند علی کارشان نداشت و از همه حقوق برخوردار بودند. متاسفانه الان برخلاف است.

 

گزینش در اندیشه امام چه جایگاهی دارد؟ یک عده هنوز هم از گزینش دفاع می کنند در حالی که امام در فرامین متعدد این مساله رد کرده است.

 

گزینش برای این بود که افرادی که به ضرر اسلام حرکت می کنند و تصمیم دارند به ضرر اسلام و به ضرر نظام حرکت کنند اینها توی نظام نیایند. اما حالا کسی فکر و اندیشه خاصی دارد، این نباید رد شود. در زمان خود امام افکار و اندیشه های مختلف وجود داشتند و صاحبان اینها در کار بودند. امام درباره سلامتیان نامه تندی نوشت. مخالفان امام در کار بودند اینجور نبود که کنارشان بزنند گزینش به معنای این نیست که هر که با ما است، باشد و هر که با نیست، نباشد. گزینش برای نفع اسلام و ملت است همه باید باشند ولو یکی هم یک فکر خاصی دارد. آنکه می خواهد ضرر به کل بزند رد شود نه آنکه به مخالف نظر من است. اصلا مملکتی که قانون دارد این حرفها را ندارد قانون باید عمل شود. گزینش اولیه برای این بود که یک سری از افراد و گروهک ها و وابستگان به آنها به دلیل ضرشان به جامعه رد شوند. فلذا کسی که به مردم ظلم نکرده بنیاد حذف شود. و جالب اینکه امام می گویند معیار حال فعلی است این درباره بدان است اما الان درباره خوبان به کار می گیرند.

 

حاج آقا شما بعد از صدور این فرمان به دادستانی می روید. در آن زمان، این فرمان امام چقدر در نظام قضا، هم در عمل و هم در حوزه نظری و قانونی عملیاتی شد.

 

به این پیام در دوره امام بطور کامل عمل می شد و شما نمی توانید در این مدت کسی را پیدا کنید که از قوه قضاییه شاکی باشد. نمی توانید در آن مدت کسی را پیدا کنید که از دولت شاکی باشد و جلوی آزادی های مردم را گرفته باشد. فقط یک جا تخلف بود که آن هم حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی مقابلش می ایستاد و ظاهرا نمی توانست کاری بکند آن مکان خاص، دادگاه انقلاب بود که زیر نظر آقای اسدالله لاجوردی بود آنجا تخلف فراوان بود و آیت الله اردبیلی هم که ایستاد نتوانست کاری بکند. در جلساتی که بود به مرحوم لاجوردی خیلی اعتراض می کرد و می گفت این کار را نکن، ولی زورش به او نمی رسید چرایش را نمی دانم.

 

از جانب امام کاری صورت نمی گرفت مثلا موسوی تبریزی شکایت به امام نمی برد؟

 

نمی شد. شرایط جوری بود که نمی شد. شرایط همیشه اینطوری است. نمی شود برخی کارها را کرد.

 

در کل بفرمایید که این پیام در حال حاضر که سی سال از نظام گذشته چه جاگاهی دارد و چگونه با آن برخورد می شود و چه باید کرد؟

 

اما چه باید کرد؟ باید اگر کسانی دلشان به این مملکت می سوزد و نمی خواهد امام از بین برود این پیام را زیاد منتشر کنند و برنامه داشته باشند. در رسانه ها تعمیق و تشریح بشود. این قدم اول است. قدرتمندان هم باید به این فرمان عمل کنند یعنی اینجور نباشد که هست. اینهمه تخلفاتی که در این سالها انجام گرفته همه اینها را کنار بزنند و متخلفان را اگرنه مجازات، حداقل کنارشان بگذارند و برگزدند به همان حالتی که بعد از این پیام امام در زمان امام بوده است. باید بدانیم در زمان امام مساله چگونه بوده است. در زمان امام(س) شورای نگهبان با دو کارمند اداره می شد. من خودم آن موقع شورای نگهبان بودم مرحوم آیت الله ربانی هم بود آیت الله صافی هم بودند و دو سه نفر دیگر و شش تا حقوقدان بودند حقوقدانان بسیار متدین. نمی خواهم بگویم الان متدین نیستند آنها خیلی متدین تر بودند یکی دکتر صالحی بود از رفقای حاج آقا مصطفی بود. که قبل از انقلاب در گرمسار قاضی بود هرچه مخالفین رژیم را می گرفتند او پرونده شان را درست می کرد و آزاد می شدند. اینجور افرادی بودند. شورای نگهبان با دو نفر کارمند اداره می شد کار دست وزارتخانه ها بود و بر کارها نظارت می شد. اما الان شورای نگهبان بودجه و نیروی فراوانی دارد کاری هم که انجام می دهند مردم ناراضی هستند درست است که می گویند سلیقه ما این است. آنها ادعا می کنند مردم ناراضی هستند من می گویم شما آزادی بدهید ببینیم که مردم راضی اند یا ناراضی. دهانشان کنترل ندارد. نه در زمان دولت هامشی نه در زمان دولت خاتمی و نه در هیج زمانی. چه شده که شورای نگهبان از دو نفر به اینجا رسیده است. شوای نگهبان آمد گفت تایید صلاحیت و احرای انتخابات کل مملکت با ما است ما باید تشخیص دهیم. همه بلواها از اینجا به وجود آمد.

باید برگردیم به همان حالت قبل و ببینیم آن روز چگونه عمل می شد همان گونه که آن روز عمل می شد همانطوری عمل کنیم. البته این کار شدنی نیست برخی از آنها شهید شده اند برخی دیگر زندان یا خانه نشین شده اند.

کاری که ما باید عمل کنیم و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) و سایت جماران انجام دهد این است که باید این فرمان منتشر بشود و بحثهای فروانی شود سمینارها گذاشته شود. متاسفانه در مورد این فرمان هیچ کاری نشده است ما توقع داشتیم قانون شود و عملی بشود و اجرا شود و حالا بسیاری از بندهایش نه تنها عمل نشده ضدش عمل شده است. و قانون هم نشده است. شب و نصف شب توی خونه مردم ریختن، در خانه مردم را شکستن و هرگونه محدود کردن افراد، مخالف این فرمان است. خلاصه اش جمله حضرت زینب است اگر امام سفارش به عمل به خلاف این فرامین کرده بود اینقدر خلاف عمل نمی شد.

 

 

  • اصغر زارع کهنمویی

حریم خصوصی

حقوق بشر

صانعی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی