بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

تارنمای اصغر زارع کهنمویی
روزنامه‌نگار: اندیشه، سیاست، فرهنگ و قومیت؛
پژوهشگر: تاریخ معاصر، جهان اسلام، مسائل آذربایجان و قفقاز؛

برای آشنایی بیشتر با من و نقد دیدگاه‌هایم، به منوی «حیات» در ابتدای صفحه بروید. در آنجا به‌سنت زندگی‌نامۀ خودنوشت، «تجربۀ زیسته»‌ام را دوره می‌کنم.

mail: asghar.zareh@gmail.com

این تارنما، تازه راه‌اندازی شده و در حال تکمیل است.

بایگانی

می‌توان آزادی را سرواژه اندیشة آلکسی دوتوکویل دانست. از دیدگاه این شارح بزرگ دو انقلاب کبیر قرن نوزده، نه واژه‌ای مطلق که نسبت وثیقی با مذهب، برابری و ملیت دارد. او مذهب را همراه دموکراسی و برابری را فرای آزادی می‌خواند. در گفت‌وگو با دکتر غلامعباس توسلی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، به تبیین نسبت آزادی با برابری از یک‌سو و نسبت دموکراسی و مذهب از سوی دیگر پرداخته‌ایم. توسلی در این گفت‌وگو، از اعتراض توکویل به فراموشی تقوی و آزادی در اوج فتوحات نظامی ناپلئون و تفاوت‌های نهادی و نگاهی دو انقلاب فرانسه و آمریکا می‌گوید.  

الکسی دوتوکویل خیلی تحت تاثیر مونتسکیو است. سهم ایشان در اندیشه تفکیک قوا چقدر است؟

باید اعتبار تفکیک قوا را به مونتسکیو داد، چون توکویل بیش از نیم قرن بعد از مونتسکیو آمده است. اگر بخواهیم سهم توکویل را جستجو کنیم بیشتر باید در دو عامل بررسی کنیم. یکی انقلاب فرانسه تغییراتی کرده است و چندین بار مشروطه و جمهوری و استبداد شکل گرفته است. توکویل وقتی می خواهد چیزی را تایید کند به تجریه یکصد ساله انقلاب فرانسه و به نارضایتی هایی نگاه دارد که از این انقلاب بوده است. بنابراین مساله مهم این است که در دوره توکویل مکاتب جدیدی مطرح است برای توکویل خیلی مشکل است که مسائل جدیدی چون قانون اساسی را جا بیاندازد چون جامعه فرانسه این مفاهیم را از بنیاد، نئوبورژوازی می‌دانند. توکویل تفکیک قوا را قبول دارد و مونتسکو را هم پیشگام خود می داند. توکویل یک جایی می گوید: «اندیشه مونتسکیو را نباید به معنای محدود گرفت منظور این مرد بزرگ این است که بقای جمهوری فقط موکول به عمل خود جامعه است مقصود او از فضیلت، همانا قدرت اخلاقی هر فرد در درون خویشتن است که مانع تجاوز او به حریم دیگران می شود.»

بطور کلی بین مونتسکیو و توکویل دو شباهت وجود دارد. یکی همین نظریه تفکیک قوا است که سرچشمة آن نظریات عهد باستان مثل ارسطو است و بیشتر به جمهوری نظر دارد و دیگری، از لحاظ خاستگاه اجتماعی این دو است. هر دوی این‌ها به نحوی اشراف زاده هستند آن یکی کنت منت دو مونتسیکو است و این یکی الکسی دوتوکویل. واژه "دو" در فرانسه معنی اشرافیت دارد هر دوی اینها زاییده محیط اشرافی هستند که بر ضد فضای اشرافی اعتراض کرده اند. شباهت

نکته برجسته اندیشه توکویل چیست؟

سخن اصلی توکویل، این است که چگونه می‌توان از استبداد جلوگیری کرد؟ این دغدغه،‌ به دلیل بازتولید استبداد در فرانسه بوده است. او می‌پرسد، چه دلایلی وجود داشت که دموکراسی در فرانسه تحقق پیدا نکرد و مردم دولت ناپلئون را قبول کردند که کمابیش دیکتاتوری نظامی بود. ناپلئون می گفت؛ «فرانسه من هستم» و این حرف در درون فرانسوی ها جا افتاده بود. برای آنها شکست دادن دیگران و جهان‌گشایی ناپلئون و افتخارات نظامی او ارزش بیشتری از آزادی پیدا کرده بود. انگار آنها دموکراسی و آزادی را فراموش کرده بودند و به سمت بی‌تقوایی در قبول اصل دموکراسی رفته بودند. توکویل می پرسد. چه دلایلی وجود دارد که در آمریکا دموکراسی جا افتاد اما در فرانسه جا نیفتاد؟

ذیل سخنان شما، آیا می شود بنام منافع ملی، حفظ مرزها و شعارهای شیرین و افتخارات نظامی، پا روی دموکراسی و آزادی و حقوق بشر نهاد؟

از نظر توکویل نخیر. نمی‌شود آزادی و دموکراسی را نه بنام ملت و نه بنام مرز و و نه بنام حفظ کشور زیر پا گذاشت.

به لحاظ دموکراسی اشاره کردید توکویل یکی از اندیشمندانی است که بیشترین سخنان را درباره دموکراسی و آزادی زده است. سخن این است که این اندیشه ها و گفته ها و نقدهایی که به دموکراسی فرانسوی دارد، چقدر در بسط دموکراسی تاثیر داشته است؟ با توجه به اینکه توکویل خیلی هم مانند بقیه هم‌نسلانش معروف نشد.

اهمیت مونتسکیو به نظر من در جامعه شناسی سیاسی کمتر از اگوست کنت نیست. بنیاد فلسفه سیاسی بر اساس جامعه شناسی است. همین سخن درباره توکویل هم صادق است. توکویل یک کار جامعه شناسی تطبیقی درباره دو انقلاب مهم یعنی انقلاب فرانسه و انقلاب آمریکا انجام می‌دهد و در جستجوی این است که چرا انقلاب آمریکا نسبتا انقلاب آرامی است، در آن قانون اساسی نوشته می‌شود و مردم احساس آزادی می کنند. این کار، کار تطبیقی است. او می پرسد، چه عواملی از جمله عوامل اجتماعی، سیاسی، آداب و رسوم، باعث این تفاوت شده است؟ میخواهد با مشاهدات خود به این سوال برسد و بخاطر همین، 18 ماه به آمریکا می رود و بصورت عینی روی دموکراسی آمریکا کار می کند.

توکویل شاید بیشتر بخاطر همین کار تطبیقی و نقدهایش به دموکراسی فرانسه و تحسین هایش بر دموکراسی آمریکا معروف است. مهمترین تفاوت های این دو دموکراسی چیست؟

دموکراسی فرانسه لائیک بود یعنی می خواست هم از قید کلیسا برهد و هم از قید نظام پادشاهی. به نظر متفکران دموکراسی فرانسه، این دو هیچکدام نیاز جامعه فرانسه را تامین نمی کنند. در انقلاب فرانسه، به همین نسبتی که به کاخ ورسای حمله می شد به کلیساهای معروف فرانسه هم حمله می‌شد. بنابریان، در انقلاب فرانسه، اندیشه مذهبی عقب رانده شد. همیشه فرانسوی ها دنبال این بودند که در فرانسه نباید فضا، مذهبی باشد. خلاصه جدایی مذهب از سیاست را پذیرفته و عمل کردند و امروزه هم در قوانین و عملشان حضور دارد. توکویل می‌گوید این اتفاق در آمریکا نیافتاد. از دیدگاه او در دموکراسی آمریکا، تضادی بین آزادی و مذهب وجود ندارد مذهب تقویت کننده آزادی و دموکراسی است و آزادی و دموکراسی تقویت کننده مذهب. دلیل توکویل هم این است که در آمریکا مثل فرانسه، هیچ مذهب خاصی در قانون اساسی به عنوان مذهب رسمی آمریکا پذیرفته نشده است. اگر چه پروتستان‌ها که در اکثریت بودند و اداره امور را بر عهده داشتند و البته به دموکراسی هم اعتقاد داشتند، درخواست کردند که مذهب پروتستان را به عنوان مذهب رسمی قبول کنند. کاتولیک ها هم چنین درخواستی داشتند در این فضا،‌ جفرسون خیلی هوشمندانه و زیرکانه عمل کرد. او گفت هیچ مذهب رسمی وجود ندارد همه مذاهب آزاد هستند. اینها توانستند مذهب را در قانون اساسی خنثی کنند. مساله دموکراسی است نه مذهب.

به نظر می رسد توکویل در بررسی این تفاوت ها بیشتر متوجه نگاه متفکران این دو دموکراسی به «آزادی» است. بطور کلی، آزادی در اندیشه توکویل، چه جایگاهی دارد؟

از دیدگاه توکویل، آزادی به همه تعلق دارد و به هیچ کس متعلق نیست. او م یگوید، آزادی ذاتی انسان است و اصلی است الهی و هیچ اصل و مذهبی نمی تواند آزادی را تحدید کند. توکویل می گفت هیچ تناقضی بین آزادی و مذهب وجود ندارد او به تنازع آزادی و مذهب اعتراض داشت و اعتقاد داشت اینها  بی جهت، وقت و انرژی خود را صرف این نزاع می کنند در حالی که نه مذهب مخالف آزادی است و نه آزادی مخالف مذهب. از نظر توکویل، مرز آزادی موازنه منفی است بگونه ای که هیچکس به هیچکس تجاوز نکند..

توکویل با دیگر اندیشمندان هم‌سنخ خود چه تفاوتی دارد؟

به این ترتیب فرق توکویل با دیگران یک فرق نهادگرایانه است و فرق دیگر او مقام خاصی است مکه مذهب قائل است. او می گوید، انسان باید وجدان مذهبی داشته باشد تا بتواند از دموکراسی دفاع کند. آنچه در دموکراسی خیلی مهم است، وجدان آگاه مردم است. کسی اگر اعتقاد مذهبی نداشته باشد معلوم نیست چگونه بتواند دموکراتیک عمل کند. آن زمان سکولارها در فرانسه می‌گفتند.

در باره نسبت آزادی و مذهب صحبت کردید. توکویل بحث مهم دیگری درباره آزادی دارد. آزادی را مقید به برابری می کند برابری و تساوی را فرارت از تساوی م یداند و آزادی را مقید به برابری می کند مراد او از این رجحان برتری به آزادی چیست؟

به نکته مهمی اشاره کردید. این هم، یکی دیگر از تفاوت‌های دموکراسی در آمریکا و فرانسه است. در فرانسه شرایط بگونه‌ای بود که برخی‌ها در موقعیت فراتری قرار گرفتند و از این موقعیت به نفع خود استفاده کردند. در نتیجه تساوی حقوق به وجود نیامد. برخی ها این توجیه را می کردند که انقلاب فرانسه، انقلاب بورژوازی بوده و چون طبقه متوسط در صدر قرار گرفتند، قوی‌تر شدند، بنابراین، طبقه کارگر بهره‌ای نبردند. توکویل به صراحت بر این مساله اعتراض می‌کند که قوی‌ها، قوی‌تر شدند و ضعیف‌ها ضعیف‌تر. بنابراین فرانسه در انقلاب خود جز فقر و فلاکت، چیزی به همراه نیاورد. ولی در آمریکا از اول در قانون اساسی گنجانده شده که تساوی حقوق با قید تمام ایالت‌ها وجود داشته باشد و تمام افراد و گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی بگونه ای قرار بگیرند که هیچکس بر دیگری تفوق نداشته باشد. تساوی حقوق همه جامعه‌شناختی است هم اجتماعی است هم سیاسی هم اقتصادی. از این لحاظ، آزادی به نظر توکویل بدون تساوی افراد تحقق پیدا نمی‌کند و قدرتمندان نباید از آزادی به نفع خود استفاده کنند. بنابراین آزادی و دموکراسی از نظر توکویل ایجاب می کند که برابری و تساوی بین افراد و گروه ها و ایالات وجود داشته باشد و از آن به عنوان تساوی شرایط و امکانات و قانون به کار می برند.

 

توکویل در قامت یک لیبرال، آزادی را می ستاید و در قامت یک روشنفکر سوسیالیست، برابری را. او در محور طویل لیبرالیسم تا سوسیالیسم کجا قرار دارد؟

توکویل روشنفکری است که در محیط روشنفکری فرانسه رشد کرده است. هر چند به خانواده اشرافی تعلق دارد ولی عرق روشنفکری خود را برای جستجوی آزادی در نظر دارد. شاید بتوانیم توکویل را آغازگر یک نوع سوسیال دموکراسی بدانیم. تا اواخر قرن نوزده، مارکس و سوسیالیس هایی چون سان سیمون، حرف‌های خود را زده‌اند و فضا برای ای دموکراسی سوسیال آماده است. در دیدگاه توکویل هم یک نوع دموکراسی متعادل و نه خونین و هم یک نوع برابری منطقی و قانونی مد نظر است. دهه چهل قرن 19 دهه عجیبی است چون در سال 1948، مارکس کتاب «مانیفست کمونیست» را می نویسد، کانت  «پوزیتیویزم» را  و توکویل «تحلیل دموکراسی در آمریکا» را. یعنی سه جریان تقریبا متفاوت سوسیالیستی، ‌اجتماع‌گرایی پوزیتیویستی و سوسیال‌دموکراسی مطرح می‌شود. توکویل می خواهد به دموکراسی فرانسه برگردد اما از آن طرف هم تساوی برایش بسیار مهم است.

نکته مهم دیگری که در اندیشه توکویل مطرح است و امروزه بسیار به کار روشنفکران ایرانی می‌آید،‌ این است که توکویل منتقد قدرت نیست از قدرت پرهیز نمی‌کند. خودش نیز وارد سیاست و قدرت می‌شود. این مدل روشنفکری چقدر می‌تواند برای جامعه ما الگو باشد که روشنفکری تنها منتقد قدرت نماند و دستی از دور بر آتش نداشته باشد؟

توکویل یک اشراف‌زاده و طرفدار سلطنت بود ولی این طرفداری به نوعی بود که از لحاظ روشنفکری مورد قبول باشد. در مشروطیت ایران هم روشنفکران بودند که می‌گفتند احمدشاه بماند و در عین حال دموکراسی و آزادی هم برقرار باشد. خیلی ها می گویند مصدق مشروطه‌خواهی بوده  که به قاجاریه تعلق داشته است اینگونه روشنفکران به قدرت تعلق خاطر داشتند و روشنفکر به معنای مطلقی که در اوپوزیسیون باشد نبودند.

یعنی روشنفکری مانند میشل فوکو نبودند.

بله اینها روشنفکران مستقل و در حیطه اپوزیسیون هستند روشنفکرانی  مثل توکویل روشنفکران دوران گذار به از جامعه سنتی به جامعه مدرن بودند. مثل روشنفکران ما که زیر لوای رضاشاه و محمدرضا بودند و به دنبال مدرنیته در کشور بودند.

اما توکویل نقدهایی به سنت روشنفکری فرانسوی دارد. به نظر می رسد توکویل خیلی هم راضی از فضای روشنفکر ینیست.

همین که توکویل سوگند خود را در فرانسه شکست و به مدت 18 ماه سیاست و قدرت را رها کرد و رفت آمریکا دنبال مطالعه علمی، نشان می‌دهد توکویل یک نوع اعتقاد روشنفکرانه مخالف حکومت داشته است در همان موقع که می‌خواست آمریکا برود موقعیت خوبی برای او پیش آمد از او خواستند سوگند خود را تجدید کند ولی او قبول نکرد. توکویل در مرز قرار داشت او از قدرت بیرون کشید و به روشنفکری مخالف رسید و به مباحثی چون تساوی حقوق پرداخت اما در عین حال ضد اشرافیت و ضد مذهب نبود و بین تساوی حقوق و تساوی مذهب و آزادی و دموکراسی تضادی نمی‌بیند..

توکویل در ایران بسیار شناخته شده است. اولا ما چه نسبتی با توکویل داریم و ثانیا با توجه به موج دموکراسی خواهی در خاومیانه، توکویل برای ما چه دارد؟

اگر امروز بخواهیم درباره توکویل اظهار نظر کنیم، باید در نظر داشته باشیم که امروزه خیلی چیزها عوض شده و متفاوت با قرن 19 است. ولی بطور کلی اگر بخواهیم بگوییم توکویل چه ایده‌های مهمی برای ما دارد، یکی همین تساوی شرایط است. توکویل برخلاف روشنفکران فرانسه می‌گوید دموکراسی بدون تساوی امکان‌پذیر نیست.  مساله دوم، این نکته است که او تضادی بین مذهب و دموکراسی نمی‌بیند یعنی دموکراسی را پشتوانه مذهب می‌داند. و این مساله، مساله بسیار مهمی است یکی از مسائل مهمی که در کشور ما بوده، مفهوم مردم‌سالاری دینی است. این مفهوم خیلی شناخته شده نیست اما وقتی توکویل می‌خوانی، متوجه می شوی که نسبت مذهب و دموکراسی چیست. از دیدگاه توکویل اگر ما نتوانیم مذهب را با دموکراسی آشتی بدهیم دموکراسی پا نمی‌گیرد. دموکراسی چیزی است که بیشتر در عمق وجود افراد باید باشد. دموکراسی فقط رای دادن نیست باور عمیق به وجود دیگران نیز هست. اگر افراد وجدان مذهبی داشته باشند جامعه می‌تواند از دموکراسی عمیق‌تر و معنادارتری برخوردار شود. بهره سومی که جامعه ما می‌تواند از اندیشه توکویل ببرد، نقد توکویل به فراموشی دموکراسی در جامعه فرانسه بخاطر افتخارات نظامی و کشورگشایی ناپلئون بود. در بسیاری از جاها فتوحات نظامی تاثیر بسیار بدی بر عدم شکل‌گیری دموکراسی و آزادی گذاشته است.

 

  • اصغر زارع کهنمویی

توکویل

غلامعباس توسلی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی