بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

تارنمای اصغر زارع کهنمویی
روزنامه‌نگار: اندیشه، سیاست، فرهنگ و قومیت؛
پژوهشگر: تاریخ معاصر، جهان اسلام، مسائل آذربایجان و قفقاز؛

برای آشنایی بیشتر با من و نقد دیدگاه‌هایم، به منوی «حیات» در ابتدای صفحه بروید. در آنجا به‌سنت زندگی‌نامۀ خودنوشت، «تجربۀ زیسته»‌ام را دوره می‌کنم.

mail: asghar.zareh@gmail.com

این تارنما، تازه راه‌اندازی شده و در حال تکمیل است.

بایگانی

1. تا شانزده سالگی: کتاب های مذهبی دهکده مان، از من یک قدیس ساخته بودند. قرآن، مفاتیح، نهج البلاغه و ... . در این میان کتاب های ترسناکی مانند «گناهان‌کبیره‬» نوشته محمدی گلپایگانی مرا بسیار می ترساندند آنقدر که حد نداشت. بعدها کتاب را نگه داشتم اما به نویسنده کتاب ارادتی نداشتم.

2. شانزده تا نوزده سالگی: دوران رمان خواندن من بود. اکثر رمان های عامیانه تا کلاسیک، بیشتر از همه خارجی ها را خواندم. بیشترین تاثیر را از «‫بینوایان‬» ‫‏ویکتورهوگو‬ گرفتم. این کتاب را نداشتم اما دو بار در کتابخانه تربیت تبریز تمام کردم. «جای خالی پسر سلوچ»، «برادران کارامازوف» و «‫‏فریدون‌سه‌‌پسرداشت‬»، «‏کلبه‌عموتم‬» منو لرزاندند. آثار صمد ‏بهرنگی‬ هم بسیار تحول آفرین بود. «‫‏بیزیم کوی‬» خاطرات معلمی در دهکده های آناتولی هم برای من بسیار تاثیر گذاشت من این کتاب را بیش از هفده بار خوندم. ناراحتم که بعدا کمتر رمان خواندم. در این دوران به سینما نیز نزدیک شدم. سینما، زندگی مرا بسیار متحول کرد اما قرار است اینجا از کتاب حرف بزنیم.

3. نوزده و بیست سالگی: تقریبا همه کتاب های ‏شریعتی‬ بخصوص «آری اینچنین بود برادر» و «کویر‬» را خواندم. می توانم بگویم هیچکس اندازه این آدم بر روح و روان من تاثیر نگذاشته است. من قلم و نگاهم را مدیون او هستم. من هشت سال تمام، در هژمونی و زیل نگاه او زیستم. بعدها شریعتی به سختی برایم فرو ریخت. مدتی است که ارادتی به او ندارم. در این دوران از چپ های مسلمان هم زیاد خواندم. استاد محمدرضا حیکمی و پرویز خرسند نیز عجیب مرا شیفته خود کرده بودند.

4. بیست تا بیست و چهارسالگی: آغازین روزهای ورود من به دانشگاه بود. اکثر کتاب‌های اندیشه دینی از ‫‏مصباح‬ تا ‫‏سروش‬ را خواندم. 5 سال از بهترین دوران زندگی من، صرف سان دیدن این اندیشه ها شد: امام خمینی‬، مطهری‬، مصباح، ‫‏امام‌صدر‬، ‫‏بهشتی‬، ‫‏مجتهد‬، ‫‏ملکیان‬، سروش، نراقی‬ و... . و خروجی این دوران، زایمان بسیار سخت و پردردِ سکولاریسم بود. متاسفانه تحت تاثیر سروش قرار گرفتم! در این دوران، مطالعات بسیاری درباره تاریخ اسلام داشتم بیش از همه عاشورا را خواندم و بسیار تحت تاثیر «‫‏شهید‌جاوید‬» اثر آیت‌الله‌صالحی‌نجف‌آبادی‬ قرار گرفتم.

5. بیست و چهار سالگی تا بیست و شش سالگی: در این دوران، از اندیشه دینی فاصله گرفتم و علقه شدید به اندیشه سیاسی پیدا کردم. تقریبا اکثر آثار دانشگاهی در حوزه اندیشه سیاسی را خواندم. اندیشه های سیدجواد طباطبایی، صادق زیباکلام، حسین ‫#‏بشیریه‬، سعید حجاریان‬، عباس ‫‏عبدی‬، محمد خاتمی‬ و... و... همه را در این دوران خوندم. «جامعه شناسی سیاسی بشیریه» بیشترین تاثیر را برایم گذاشت... . در این دوران کمی هم فلسفه خواندم اما اصلا هیچی نفهمیدم... .

6. بیست و شش سالگی تا بیست و هشت سالگی: دوران اوج افسردگی من بود. به پیشنهاد دوستی، کتاب «‫#‏تجربه_مدرنیته‬» را خواندم و تحت تاثیر قرار گرفتم. پشت بند آن، به جامعه‌شناسی زدم اما خیلی لدت نبردم از این حوزه. اما بعدها که وارد مباحث قومی شدم، به شدت احساس نیاز کردم. آثار فارسی شده ی میشل فوکو‬ رو از جمله «اراده به دانستن» را در این دوره خوندم. فوکو و ادواردسعید در زندگی من خیلی تاثیر گذاشتند. من «شرقشناسی» را سه خوانده ام.

7. بیست و هشت سالگی تا سی سالگی: در این دو سال رسانه خواندم. تقریبا از هفده سالگی، روزنامه و بعدها سایبر می خواندم اما تنها یک مخاطب بودم اما وقتی سال 86 وارد مرکز مطالعات رسانه شدم، در برابر خود دنیای عظیمی یافتم. رسانه به من قدرت تفکر و بازی با عرصه عمومی را بخشید. بیش از همه اساتید و کتاب هایی که خوانده ام، مدیون رسانه هستم. مسعود بهنود، دکتر قاضی‌زاده، قوچانی و ... بسیار راهگشا بودند برای من. اگر خواندن را در کتاب خلاصه نکنیم، مجلاتی مثل دیلماج، مهرنامه، شهروند امروز، فلیم، همشهری داستان و صفحات سیاسی و اندیشه روزنامه های اصلاح طلب در زندگی من ردپایی دارند.

8. سی سالگی تا سی و دو سالگی: رویداد تلخ 88، مرا از حوزه سیاست بیرون کشید و به حوزه اندیشه انداخت. در این حوزه، افزون بر پیگیری مطالعات قبلی در حوزه اندیشه، به مطالعه در حوزه حقوق و اخلاق روی آوردم. من حتی در رشته حقوق ثبت نام کردم(بعد از پایان ارشد تاریخ) و همزمان به مطالعه و پیگیری پروژه هایی درباره اخلاق روی آوردم. تقریبا تمام کتاب های فارسی در حوزه اخلاق را مطالعه کردم. خروجی این رویکرد، بیش از 60 گفتگوی تفصیلی در حوزه حقوق و اخلاق بود. در حوزه اخلاق، بیش از هر کس دیگری، تحت تاثیر استاد ملکیان قرار گرفتم. در حوزه حقوق بشر به عماد باقی مدیونم.

9. در سه سال اخیر، حقوق قومیت ها برای من بسیار اهمیت پیدا کرده است. در این دوره، آذربایجان و کردستان را مطالعه کردم. مطالعه درباره آذربایجان، همیشه برایم دردناک بوده است. سرگذشت آذربایجان آزارم می دهد. من در حوزه قومیت ها یک ستم عریان می بینم که متاسفانه روشنفکران ما خیلی بدان اهمیت نمی دهند. تقریبا تحت تاثیر هیچ کتابی در این حوزه قرار نگرفته ام بیشتر منتقد هستم منتقد افرادی چون دکتر سیدجواد طباطبایی و احسان هوشمند و حمید احمدی و... . البته به شدت از فعالان تئوریک و پراتیک گروه های قومی (داخل کشور تاکید می کنم داخل کشور) تاثیر گرفته ام و در عین حال منتقدشان نیز هستم.

10. در تمام این دوران، تاریخ خوانده ام. اما مدتی، به صورت جدی به مطالعه دقیق تر و جرئی تر تاریخ بخصوص تاریخ معاصر روی آورده ام. از مطالعه خاطرات زندانیان سیاسی بخصوص چپ ها، به شدت متاثر شده ام. در واقع آنچه در میان اینهمه کتاب، منو تکان داده، این «خاطرات زندان» است. (اسم نمی برم)

11. مدتی است فیلم زیاد می بینم رمان نیز زیاد می خوانم آخرین رمان موثر و ماندگار را دو هفته پیش خواندم: مردگان باغ سبز اثر تحسین برانگیز رضا بایرامی بزرگ... شاید روزی خودم نیز دست به قلم شدم... خدا را چه دیدی...

12. با همه این تفاسیر، اکنون در 35 سالگی به شدت احساس بی سوادی می کنم... احساس تهی بودن و بی هیچ بودن آزارم می دهد. احتمالا از اول شروع کنم به خواندن جامعه شناسی و راه جدیدی برای آینده شروع کنم. خواندن هیچ وقت مرا سیراب نکرده ... من همیشه در وادی استسقاء بوده ام...

پی نوشت1: به شدت ناراحتم از اینکه چرا زبان دیگری یاد نگرفته ام تا غیرفارسی هم بخوانم. و ناراحتم از اینکه چرا اقتصاد نخوانده ام... .

پی نوشت2: ناراحتم که چرا کتاب تاثیرگذاری به زبان مادری ام نخوانده ام. نه اینکه نیست، من نخوانده ام. این فاجعه است.

پی نوشت 3: این تقسیم بندی، خیلی سفت و سخت نیست. اولویت های مطالعه ام، در این سالها را نشان می دهد. قطعا در همه دوره ها رمان خوانده ام، یا مثلا در اکثر دوره ها، تاریخ خونده ام و ... یا در اکثر دوره ها تنبلی هم کرده و خوندان را رها کرده ام و ... .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی