بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

تارنمای اصغر زارع کهنمویی
روزنامه‌نگار: اندیشه، سیاست، فرهنگ و قومیت؛
پژوهشگر: تاریخ معاصر، جهان اسلام، مسائل آذربایجان و قفقاز؛

برای آشنایی بیشتر با من و نقد دیدگاه‌هایم، به منوی «حیات» در ابتدای صفحه بروید. در آنجا به‌سنت زندگی‌نامۀ خودنوشت، «تجربۀ زیسته»‌ام را دوره می‌کنم.

mail: asghar.zareh@gmail.com

این تارنما، تازه راه‌اندازی شده و در حال تکمیل است.

بایگانی

۱۴ مطلب با موضوع «محتـــــــــــوا :: رسانه» ثبت شده است

دیگر «علاءالدین» پرآوازه‌ترین بازار ایرانی است. انگار این بازار همیشه شلوغ، قلب ارتباطی ایران است. حتی در راکدترین سال‌های اقتصادی، این ساختمان معروف رونق خود را از دست نداد. بله، ایرانی‌ها مشتریان طراز اول تلفن همراه بودند و اینک با ظهور نسل پیشرفته این ابزار ارتباطی، ذوق ایرانی‌ها نیز به همان اندازه، افزایش یافته است. آمار اقبال ایرانی‌ها به تلفن همراه بسیار تامل برانگیز است. «‌تنها در سال 93 شانزده میلیون ایرانی موبایل هوشمند خریداری کرده‌اند»، «اینترنت‌موبایل، هشت میلیون کاربر فعال دارد»، «بیست میلیون گوشی هوشمند در دست ایرانی‌ها می‌چرخد»، «تعداد پیامک‌های نوورز امسال، 2.3 میلیارد کاهش داشته است» این خبرها، حضور یک پدیده جدید در جامعه ایران را روایت می‌کنند. باید این پدیده را شناخت و برای آن اندیشه کرد. شاید هنوز زود باشد که از تاثیرهای شگرف این پدیده بر جامعه سخن گفت اما ارائه برنامه‌های پژوهشی و تضارب آراء ضروری است. تاکنون همایشی پژوهشی و علمی به این پدیده مهم اختصاص نیافته است. این ضرورت، یک ماه دیگر توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جامه عمل می‌پوشد. 20 و 21  خرداد سال جاری همایش ملی «تلفن همراه هوشمند و سبک زندگی» با حضور صاحب‌نظران و پژوهشگران برجسته تلفن همراه برگزار خواهد شد. برای بررسی تهدیدها، فرصت‌ها، تاثیرها و ضرورت‌های مرتبط با تلفن همراه هوشمند، سراغ خسرو قبادی رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی رفته‌ایم و هم درباره مساله تلفن همراه هوشمند و هم درباره برنامه‌های این همایش با او سخن گفته‌ایم. رییس این همایش ملی در این گفتگو از ضرورت تدبیر علمی در سیاستگذاری‌ها و مدیریت تهدیدها سخن گفت و ضمن تاکید بر آموزش فرهنگ استفاده از تلفن همراه هوشمند، اظهار داشت: «هرگونه رویکرد مبتنی بر جنبه‌های تهدیدی، فرصت‌های استفاده از ابزارهای ارتباطی را خواهد گرفت.»

  • اصغر زارع کهنمویی

«‌تنها در سال 93 شانزده میلیون ایرانی موبایل هوشمند خریداری کرده‌اند»، «اینترنت‌موبایل، هشت میلیون کاربر فعال دارد»، «بیست میلیون گوشی هوشمند در دست ایرانی‌ها می‌چرخد»، «تعداد پیامک‌های نوورز امسال، 2.3 میلیارد کاهش داشته است»؛ این گزاره‌ها و گزاره‌هایی از این دست، یک «خبر بزرگ» را روایت می‌کنند: «سبک زندگی انسان ایرانی با دگردیسی بزرگی مواجه است». این دگردیسی البته همزمان نگرانی‌ها و برکات بسیاری دارد. حقیقت این است که تلفن‌ همراه هوشمند، انسان امروزی را به موجودی «هماره بر خط» تبدیل کرده است. امکان همزمان «آگاهی‌‌آنلاین»، «انتشار‌‌ ‌دیدگاه» و «تصمیم عمل‌گرایانه» بدون نیاز به «ابزار غیر»، «حضور فیزیکی» و  «محدودیت زمانی» برای موجودی عملگرا و اجتماعی، فرصتی بی‌نظیر است. در این میان، جنبش‌ اجتماعی به دلیل ماهیت عمل‌گرا و جامعه‌گرای خود، از «وضعیت» و «امکان» تلفن همراه هوشمند بهره مضاعف می‌برد. موبایل‌رسانه افزون بر اینکه تاثیر بسیار شگرفی بر جنبش‌های موجود (جنبش‌های‌کلاسیک) می‌گذارد به‌گونه‌ای که حتی گاه ماهیت جنبش را متحول می‌کند؛ در بعدی قراتر، جنبش‌های جدیدی می‌آفریند که تا پیش از این، به‌دلیل محرومیت از ملزومات کلاسیک، امکان ظهور نداشته‌اند. مرتضی پاشایی و واکنش حیرت‌آور جوانان و نوجوانان به این مساله، یکی از نشانه‌های تاثیر موبایل هوشمند بر جامعه است. برای واکاوی بیشتر این تاثیرات و فرصت‌ها و تهدید‌ها، با دکتر هادی خانیکی استاد علم ارتباطات گفتگو کرده‌ایم. این گفتگو که دقیقا در حاشیه یک همایش علمی در دانشگاه تهران انجام شد، شاید از آن جهت خواندنی‌تر باشد که بگوییم خانیکی عضو کمیته علمی همایشی ملی درباره این پدیده جدید است که خرداد سال جاری تحت عنوان «تلفن همراه هوشمند و سبک زندگی» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی برگزار می‌شود. 

  • اصغر زارع کهنمویی

اشاره: ما در دوران رکود آذربایجان قرار داریم. در این میان ضعف و کم‌توجهی رسانه‌ها آزاردهنده است. «دیگر خبری از آذربایجان به گوش نمی‌رسد»، «تبریز غیرسیاسی شده است»، «حتی یک محفل فکری مولد در آذربایجان وجود ندارد» و... . همه ما این جملات و مشابه آن‌ها را مرتب از تحلیلگران سیاسی و اجتماعی درباره وضعیت ناخرسند آذربایجان می‌شنویم و برای پاسخ به آه و افسوس‌های خود به فکر فرو می‌رویم. به‌راستی چرا چنین شده است؟ چرا آذربایجان که روزی مهد اندیشه و محل جلوس مدنیت و مدرنیته بود، اکنون از قافله عقب مانده است؟ چرا انسان‌هایی که روزی موثرترین و بهترین روزنامه‌های زمانه را منتشر می‌کردند حتی در مقیاس یک شهر کوچک نیز نمی‌توانند نشریه‌ای قابل قبول تولید کنند؟ چرا دیگر جریده‌های جریان‌سازی چون اختر و ملانصرالدین در آذربایجان منتشر نمی‌شوند؟ نسبت این قهر تاریخی با رسانه و پس‌رفت آذربایجان چیست؟ چه کسانی و چه رخدادهایی باعث این تراژدی تلخ شده است؟ این‌ها سوالاتی بنیادی است که باید برای عبور از وضعیت نامطلوب کنونی به آن‌ها پاسخ داد. تلاش کرده‌ایم در گفتگو با اصغر زارع کهنمویی، روزنامه‌نگار موفق آذربایجانی به پاسخ‌هایی اجمالی برسیم. البته نخواستیم تنها در مرحله «چرا و چگونه» بمانیم، خواستیم از «چه باید کرد» هم سخن بگوییم. زارع کهنمویی در این گفتگو پاسخ‌های روشنی می‌دهد. وی تضمین آزادی بیان در چارچوب قانون، حمایت تمام‌قد نهاد قدرت از رسانه‌های مستقل و اراده نخبگان آذربایجان برای آموزش و حضور حرفه‌ای و مسوولانه در این حرفه را سه شرط احیای ژورنالیسم آذربایجانی خواند و گفت: «نخبگان ما اگر حاضر به پذیرش مشقت‌های ژورنالیسم نیستند، چه انتظاری از نهادقدرت و اصحاب ثروت برای حمایت از ژورنالیسم آذربایجانی دارند؟ یادمان باشد ژورنالیسم آذربایجانی را با توهم، تنبلی، بی‌مسوولیتی، خودشیفتگی و بی‌سوادی نمی‌توان احیا کرد. احیای ژرونالیسم آذربایجانی نیاز به مجاهدت مسوولانه و عالمانه تمام‌وقت دارد.»

  • اصغر زارع کهنمویی

فاجعه شارلی هبدو تجلی دوگانه شرارت است: اهانت و خشونت. اگرچه خشونت تالی اهانت بود. رویکرد جهان ازجمله جهان اسلام علیه تروریست‌ها، ستودنی و امیدبخش است. اما متاسفانه در این میان، آنچه جهان از آن غافل شد، شرارت نخست بود کمتر کسی بخصوص در غرب، اهانت را محکوم کرد. برخی نه تنها اهانت را محکوم نکردند، بلکه بنام آزادی بیان، این شرارت بزرگ و ضدبشری را توجیه و اهنت‌کنندگان شارلی هبدو را تبرئه کردند غافل از اینکه، اهانت،  خشونت نرم است. خشونت فیزیکی، جسم آدمی را می‌کشد و خشونت نرم، روح او را. وقتی هویت کسی را ترور می‌شود، یعنی زیست انسانی او نابود و این با کشتن تفاوتی ندارد. کسانی که بنام دفاع از آزادی، به اهانت مشروعیت می‌بخشند در واقع، ناخواسته خشونت را ترویج می‌کنند چه، می‌توان با اقامه به همان دلایل دفاع از اهانت، از خشونت نیز دفاع کرد.

  • اصغر زارع کهنمویی

هفته گذشته، هفته‌ی خبری دو شخصیت برجسته علمی  ایرانی بود:

خبر نخست، غروب تلخ «دکتر جواد هیئت» جراح پرآوازه ایران بود؛ کسی که چهل سال پیش، تنه‌به‌تنه‌ی جراحان مشهور اروپایی در مرز دانش حرکت می‌کرد. او نخستین جراحی قلب باز (1341)  ونخستین پیوند کلیه(1347) را چهار دهه پیش در خاورمیانه(تهران) انجام داد و به همین دلیل، به «پدر قلب ایران» شهرت یافت.

خبر دوم، طلوع شیرین «دکتر مریم میرزاخانی» ریاضی‌دان برجسته ایران بود؛ همو که بهترین جایزه ریاضی جهان را از آن خود کرد. جایزه فیلدز، جایزه بزرگی است، جایزه‌ای که تا کنون هیچ زنی به کف نیاورده و اکنون دختری المپیادی از ایران، صاحب آن است.

رسانه های فارسی‌زبان اعم از صداوسیما و خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری و روزنامه‌ها؛ برای طلوع ارزنده مریم میرزاخانی، به‌حق سنگ تمام گذاشتند و در چند روز گذشته صدها خبر و عکس از او و کار بزرگش مخبره کردند؛ اما دریغ، حتی یک رسانه، یک سطر خبر برای رحلت یکی از پرآوازه‌ترین دانشمندان ایران مخابره نکرد. غیر از دو یا سه سایت این ور آبیِِ محلی در تبریز، هیچ یک از رسانه‌های داخلی، این واقعه را منتشر نکردند. این درحالی است رسانه‌های رسمی ترکیه، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و.. و رسانه‌های معتبر جهانی نیز، جزئیات واقعه را گفتند و  برخی حتی، ویژه‌برنامه‌های متنوعی منتشر یا پخش کردند.

همانطور که خواهد آمد، مرگ این اسطوره بزرگ، قطعا ارزش خبری دارد؛ حالا اگر رسانه‌های ما خبری منتشر نکردند، احتمالا، دچار خبرخوردگی شده‌اند که برای رسانه‌ ایرانی، فاجعه است چرا که هیچ یک از رسانه‌های ایران، متوجه خبر به این مهمی نشده‌اند و البته چنین فاجعه‌ای جای تاسف بسیار دارد. احتمال دوم این است که آن‌ها خبر را ‌دیده‌اند اما از انتشار آن سرباز زده‌اند و این یعنی «بایکوت» و بایکوت حقیرانه‌ترین گزاره‌ی ممکن برای یک رسانه است.

  • اصغر زارع کهنمویی

روزنامه نگاری صلحتزریق امید بزرگترین وظیفه روزنامه‌نگار

بسیاری از مهمترین اساتید روزنامه‌نگاری، وظیفه روزنامه‌نگار را تزریق امید و ترویج صلح می‌دانند. روزنامه‌نگار، سیاستمدار نیست و در پهنه بحران‌ها و رخدادهای ریز و درشت، سودای منفعت فردی و جمعی خود را در سر ندارد. رویای صلح، اصلی‌ترین سودای کسی است که ردای ژورنالیسم پوشیده است. روزنامه‌نگار باید چنان بنویسد که کام جهان آرام باشد. آرام کردن جهانِ نگران، دشواری بزرگ خبرنگاری است که رنج ناآرامی و بحران را از نزدیک لمس می‌کند اما  می‌خواهد چشم‌ در چشم مردم بدوزد و از امید و آرامش و صلح سخن بگوید.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی؛ آرمان: اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری یکی از مهمترین چالش‌های مطبوعات ما است. این بحث، بارها و بارها توسط اساتید و صاحب‌نظران ارتباطات طرح شده اما آنچه ناگفته مانده، سنت روزنامه نگاری در این کشور و میانه‌اش با تاریخ اخلاق حرفه‌ای است. اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری یعنی چه؟ اساسا چرا و چگونه روزنامه‌نگاران به ضرورت نگارش متون ارزشمند اخلاق حرفه‌ای رسیده‌اند؟ برای اولین بار، چه کسانی پیش‌نویس‌ این متون را نوشتند؟ در ایران و جهان، این متون ارزشمند چه فرجامی داشته‌اند؟ پروفسور کاظم معتمدنژاد، پدر علم ارتباطات ایران که افزون بر تخصص دانشگاهی در روزنامه‌نگاری، حقوقدان و فارغ‌التحصیل حقوق از دانشگاه سوربون است، همان فردی که یک‌تنه بسیاری از قوانین مدرن حقوق و اخلاق حرفه‌ای مطبوعات را پیش‌نویسی کرده و برای تصویب و اجرای آن‌‌ها تلاش بسیار به خرج داده است. نکته مهم این گفتگو، ضرورت جایگزینی شورای عالی رسانه بر معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و لغو هرگونه قانون صدور مجوز است. شاید باور نکنید که این استاد معتبر حقوق و ارتباطات صراحتا بگوید: «در جهان حاضر، آزادسازی انتشار مطبوعات یک اصل مهم است. باید قانون کسب امتیاز و مجوز از بین برود و همچنین، باید ضرورت ثبت در دفتر هم از بین برود و درج نشانی و اسم ناشر کافی است.»

  • اصغر زارع کهنمویی

مصائب روزنامه‌نگاری در ایران، کم‌شمار و البته کم‌گفته نیستند. در یک کلام می‌توان گفت؛ روزنامه‌نگاری ایرانی بیش از هر شغل دیگری، همزاد رنج‌های بسیار است. در این میان، مطبوعات محلیِ برخاسته از پیرامون، مصائب مضاعفی دارند. این مصائبِ مضاعف، در تمام مراحل، از درخواست و دریافت مجوز تا تولید و توزیع و احیانا توقیف، همراه آن‌ها است. در بررسی گونه‌شناختی مطبوعات محلی، نشریات اندکی که همه یا بخشی از مطالب خود را به زبان‌های غیرفارسی از جمله ترکی و کردی می‌نویسند، افزون بر مصائب آشنا، با مشکلات وی‍ژه و کم‌شناخته دیگری نیز، مواجه هستند. در این گزارش تلاش بر آن است در گفت و شنود با روزنامه‌نگاران نشریات ترک‌زبان کشورمان به بازخوانی مصائب روزنامه‌نگاری ترکی بپردازیم.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - شرق: روزنامه‌نگاری شاید بیش از هر حوزه دیگری، عرصه این جدال باشد؛ جدال امید و یاس. اگرچه روزنامه‌نگار ایرانی با آیه‌‌های یاس بسیار آشنا است اما دکتر کاظم معتمدنژاد می‌گوید: «روزنامه‌نگاری بر امید استوار است». در گفتگو با پدر علم ارتباطات، به بازخوانی این جدال پرداخته‌ایم. او با تبیین فلسفه امید در ژورنالیسم، وظیفه روزنامه‌نگار را تزریق امید و آگاهی به جامعه می‌داند و شرط آن را آگاه بودن و امیدوار بودن روزنامه‌نگار. معتمدنژاد فضای فعلی روزنامه‌نگاری در ایران را مورد قبول و به آینده آن بسیار امیدوار است. وی در بخش دیگری از گفتگو، درباره نشریات غیرفارسی‌زبان می‌گوید؛ انتشار روزنامه به زبان‌های غیررسمی مثل ترکی و کردی یک حق شناخته شده در حقوق مطبوعات و اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری است و هیچگونه تبعیضی بین این نشریات و نشریات فارس‌زبان نباید باشد.

  • اصغر زارع کهنمویی

جشنواره‌های متعدد مطبوعات و استقلال حرفه‌ای رسانه‌ها، چه نسبتی با هم دارند؟ آیا این جشنواره‌ها بخصوص جشنواره‌های تخصصی سازمان‌ها، حدود و صغور، استقلال روزنامه‌نگاران را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد؟ آیا کارگاه‌های حاشیه‌ای این جشنواره‌ها، علمی و حرفه‌ای است؟ نحوه انتخاب داوران و نیز برگزیدن نفرات ممتاز چگونه است؟ اینها و سوالاتی از این دست، موضوع گفتگوی ما با دکتر حسن‌ نمک‌دوست است. او در این گفتگو، جشنواره‌ها را تسهیل‌گر توسعه مطبوعات می‌داند و می‌گوید: این جشنواره‌ها می‌توانند توجه روزنامه‌نگارها را به مسائل حوزه‌های مختلف، بیشتر جلب کنند. 

  • اصغر زارع کهنمویی

رسانه اخلاقی، چگونه رسانه‌ای است؟ چگونه می‌توان، حتی در شرایط خاص و استثنایی، حرفه‌ای ماند و اخلاقی عمل کرد؟ آیا می‌توان، اخلاق را فدای مصلحت کرد؟ در شرایط خاص، بین اخلاق و رسانه، کدام را باید وانهاد؟ این سوالات و سوالاتی از این دست، محور برگ دوم اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر» است که در گفت‌وگو با دکتر کاظم معتمدنژاد پدر علم ارتباطات ایران، به آنها پرداخته‌ایم. این استاد مطرح روزنامه‌نگاری کشورمان در این گفتگو، با تبیین حدود آزادی و اصول اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری، «رفتار غیراخلاقی در شرایط خاص برای کشف حقیقت» را نفی می‌کند و می‌گوید: روزنامه‌نگار بین اخلاق و بقای رسانه، باید اخلاق را انتخاب کند حتی اگر رسانه از بین برود.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنموی- شرق: رسانه اخلاقی، چگونه رسانه‌ای است؟ چگونه می‌توان، حتی در شرایط خاص و استثنایی، حرفه‌ای ماند و اخلاقی عمل کرد؟ آیا می‌توان، اخلاق را فدای مصلحت کرد؟ در شرایط خاص، بین اخلاق و رسانه، کدام را باید وانهاد؟ این سوالات و سوالاتی از این دست، محور برگ دوم اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر» است که در گفت‌وگو با دکتر کاظم معتمدنژاد پدر علم ارتباطات ایران، به آنها پرداخته‌ایم. این استاد مطرح روزنامه‌نگاری کشورمان در این گفتگو، با تبیین حدود آزادی و اصول اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری، «رفتار غیراخلاقی در شرایط خاص برای کشف حقیقت» را نفی می‌کند و می‌گوید: روزنامه‌نگار بین اخلاق و بقای رسانه، باید اخلاق را انتخاب کند حتی اگر رسانه از بین برود.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی؛ وب‌سایت شخصی: عصر اصلاحات، بهار روزنامه‌نگاری ایرانی بود. نسل متفاوتی از سیاست‌مداران نظام، پای بر پلکان قدرت نهاده بودند که بر حکمرانی نرم اعتقاد داشتند. این اعتقاد، پیش از هرچیز، یک نوع آزادی نسبی را در حوزه فرهنگ به وجود آورد. روزنامه‌ها به دلیل روزمرگی و سهل الوصولی، زودتر و بیشتر از دیگر حوزه‌ها، از این آزادی بهره بردند. روزنامه‌نگاری چنان توسعه یافت که حتی سیاست‌مداران نیز راهی تحریریه‌ها شدند و بخش بزرگی از بار توسعه و اصلاح را بر دوش روزنامه‌نگاران انداختند. برخی تحلیل‌گران در بررسی روزنامه‌نگاری این دوران، از اصطلاح «روزنامه‌نگاری دوم خردادی» استفاده می‌کنند. باید روزنامه‌نگاری دوم‌خردادی را به دو دوره تقسیم کرد؛ دوره نخست،‌دوره بسیار کوتاه و بسیار پرباری بود که از مهر 76 (جلوس سیدمحمدخاتمی بر تخت ریاست جمهوری) ‌تا اردیبهشت 79 (توقیف گسترده مطبوعات با حکم حکومتی ولی فقیه) طول کشید. دوره دوم از اردیبهشت 79 آغاز شد که کمابیش تا امروز نیز ادامه دارد. این دوره اگرچه در روند آگاهی مردم بی‌تاثیر نبوده؛ اما، نمی‌توان این تاثیر را با تاثیر دوره اول مقایسه کرد. روزنامه‌نگاری دوم‌خردادی، اگرچه، تاثیر شگرفی در روند توسعه سیاسی و آگاهی مردم داشته؛ اما، از آفت‌ها و معایب درونی زیادی نیز رنج می‌برد. این یادداشت، بدون انکار خدمات شایسته روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران این دوره، به بررسی فهرست‌وار آفت‌ها از منظر نقد درونی می‌پردازد. البته باید اذعان داشت که این نقدها بدون درنظرگرفتن بستر سیاسی و اجتماعی حیات و ممات این روزنامه‌ها،‌ شاید منصفانه نباشد.

  • اصغر زارع کهنمویی

حجت الاسلام و المسلمین جواد فخارطوسی پزوهشگر حوزه علمیه قم است. نکته ای ما را بر آن داشت تا با ایشان به مناسبت روز خبرنگار به گفتگو پیرامون " رسانه از دیدگاه امام" بپردازیم، تالیف اثری وزین با عنوان " امام خمینی و رسانه های گروهی" از سوی این محقق دینی است که در آن به بررسی فقهی آرای رهبر کبیر انقلاب در خصوص بایدها و نبایدهای رسانه ای پرداخته است. حاصل پاسخ های فخارطوسی به سوالات خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران نشان از نگاه ژرف امام به حقوق روزنامه نگاران و جایگاه رسانه در جمهوری اسلامی دارد. طرح مسائلی مانند آزادی مطبوعات، اخلاق حرفه ای، مصونیت جانی، قضایی و شغلی روزنامه نگاران از جمله رئوس این گفتگو است.

 یک پزوهشگر حوزه رسانه: امام معتقد بودند که همه اجزای جامعه تکلیف دارند بر کار دولت ها نظارت کنند این نظارت با توجه به کارکرد رسانه ها برعهده ابزار ارتباط جمعی مثل روزنامه ها و صدا و سیما گذاشته شده است.

  • اصغر زارع کهنمویی