بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

تارنمای اصغر زارع کهنمویی
روزنامه‌نگار: اندیشه، سیاست، فرهنگ و قومیت؛
پژوهشگر: تاریخ معاصر، جهان اسلام، مسائل آذربایجان و قفقاز؛

برای آشنایی بیشتر با من و نقد دیدگاه‌هایم، به منوی «حیات» در ابتدای صفحه بروید. در آنجا به‌سنت زندگی‌نامۀ خودنوشت، «تجربۀ زیسته»‌ام را دوره می‌کنم.

mail: asghar.zareh@gmail.com

این تارنما، تازه راه‌اندازی شده و در حال تکمیل است.

بایگانی

۱۰۶ مطلب با موضوع «ســـــــــــاختار :: گفتگو» ثبت شده است

دیگر «علاءالدین» پرآوازه‌ترین بازار ایرانی است. انگار این بازار همیشه شلوغ، قلب ارتباطی ایران است. حتی در راکدترین سال‌های اقتصادی، این ساختمان معروف رونق خود را از دست نداد. بله، ایرانی‌ها مشتریان طراز اول تلفن همراه بودند و اینک با ظهور نسل پیشرفته این ابزار ارتباطی، ذوق ایرانی‌ها نیز به همان اندازه، افزایش یافته است. آمار اقبال ایرانی‌ها به تلفن همراه بسیار تامل برانگیز است. «‌تنها در سال 93 شانزده میلیون ایرانی موبایل هوشمند خریداری کرده‌اند»، «اینترنت‌موبایل، هشت میلیون کاربر فعال دارد»، «بیست میلیون گوشی هوشمند در دست ایرانی‌ها می‌چرخد»، «تعداد پیامک‌های نوورز امسال، 2.3 میلیارد کاهش داشته است» این خبرها، حضور یک پدیده جدید در جامعه ایران را روایت می‌کنند. باید این پدیده را شناخت و برای آن اندیشه کرد. شاید هنوز زود باشد که از تاثیرهای شگرف این پدیده بر جامعه سخن گفت اما ارائه برنامه‌های پژوهشی و تضارب آراء ضروری است. تاکنون همایشی پژوهشی و علمی به این پدیده مهم اختصاص نیافته است. این ضرورت، یک ماه دیگر توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جامه عمل می‌پوشد. 20 و 21  خرداد سال جاری همایش ملی «تلفن همراه هوشمند و سبک زندگی» با حضور صاحب‌نظران و پژوهشگران برجسته تلفن همراه برگزار خواهد شد. برای بررسی تهدیدها، فرصت‌ها، تاثیرها و ضرورت‌های مرتبط با تلفن همراه هوشمند، سراغ خسرو قبادی رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی رفته‌ایم و هم درباره مساله تلفن همراه هوشمند و هم درباره برنامه‌های این همایش با او سخن گفته‌ایم. رییس این همایش ملی در این گفتگو از ضرورت تدبیر علمی در سیاستگذاری‌ها و مدیریت تهدیدها سخن گفت و ضمن تاکید بر آموزش فرهنگ استفاده از تلفن همراه هوشمند، اظهار داشت: «هرگونه رویکرد مبتنی بر جنبه‌های تهدیدی، فرصت‌های استفاده از ابزارهای ارتباطی را خواهد گرفت.»

  • اصغر زارع کهنمویی

«‌تنها در سال 93 شانزده میلیون ایرانی موبایل هوشمند خریداری کرده‌اند»، «اینترنت‌موبایل، هشت میلیون کاربر فعال دارد»، «بیست میلیون گوشی هوشمند در دست ایرانی‌ها می‌چرخد»، «تعداد پیامک‌های نوورز امسال، 2.3 میلیارد کاهش داشته است»؛ این گزاره‌ها و گزاره‌هایی از این دست، یک «خبر بزرگ» را روایت می‌کنند: «سبک زندگی انسان ایرانی با دگردیسی بزرگی مواجه است». این دگردیسی البته همزمان نگرانی‌ها و برکات بسیاری دارد. حقیقت این است که تلفن‌ همراه هوشمند، انسان امروزی را به موجودی «هماره بر خط» تبدیل کرده است. امکان همزمان «آگاهی‌‌آنلاین»، «انتشار‌‌ ‌دیدگاه» و «تصمیم عمل‌گرایانه» بدون نیاز به «ابزار غیر»، «حضور فیزیکی» و  «محدودیت زمانی» برای موجودی عملگرا و اجتماعی، فرصتی بی‌نظیر است. در این میان، جنبش‌ اجتماعی به دلیل ماهیت عمل‌گرا و جامعه‌گرای خود، از «وضعیت» و «امکان» تلفن همراه هوشمند بهره مضاعف می‌برد. موبایل‌رسانه افزون بر اینکه تاثیر بسیار شگرفی بر جنبش‌های موجود (جنبش‌های‌کلاسیک) می‌گذارد به‌گونه‌ای که حتی گاه ماهیت جنبش را متحول می‌کند؛ در بعدی قراتر، جنبش‌های جدیدی می‌آفریند که تا پیش از این، به‌دلیل محرومیت از ملزومات کلاسیک، امکان ظهور نداشته‌اند. مرتضی پاشایی و واکنش حیرت‌آور جوانان و نوجوانان به این مساله، یکی از نشانه‌های تاثیر موبایل هوشمند بر جامعه است. برای واکاوی بیشتر این تاثیرات و فرصت‌ها و تهدید‌ها، با دکتر هادی خانیکی استاد علم ارتباطات گفتگو کرده‌ایم. این گفتگو که دقیقا در حاشیه یک همایش علمی در دانشگاه تهران انجام شد، شاید از آن جهت خواندنی‌تر باشد که بگوییم خانیکی عضو کمیته علمی همایشی ملی درباره این پدیده جدید است که خرداد سال جاری تحت عنوان «تلفن همراه هوشمند و سبک زندگی» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی برگزار می‌شود. 

  • اصغر زارع کهنمویی

در طبقه هفتم ساختمانی بلند در نیاوران نشسته‌ایم تا هفت دهه زیست زاهدانه یک ذهن زیبا را دوره کنیم. در تمام پرسش‌هایم پیگیر یک پرسش بزرگ هستم؛ کودک دعانویس و فقیر دهکده ترک‌نشین «چراغ‌تپه» در آن سوی دریای پرآب ارومیه چگونه به فیلسوف پرآوازه و اندیشمند پرنویس عصر ما در شهرآشوب «تهران» تبدیل می‌شود؟ یحیی یثربی تنها یک اسم زیبای پرتکرار رسانه‌ها و ژورنال‌های علمی نیست او به‌واقع یک مکتب است، مکتبی که محصول مرکبی از زیست‌بوم ترکی، فکر فلسفی، طریقت عرفانی و اندیشه دینی است. یثربی از معدود فلاسفه زمانه ما است که داستان می‌نویسد، شعر می‌خواند، فیلم می‌بیند، تفسیر می‌گوید، فلاسفه قدیم را نقد می‌کند و همزمان سیاست‌مداران را زنهار می‌دهد.

زبان تند فیلسوف منتقد حتی در این مصاحبه همدلانه نیز بر دهان چرخید و در حوزه‌های مختلف، دیدگاه‌های جسورانه خود را ارائه کرد. از او درباره رنج‌های دوگانگی زبانی، تضاد طبقاتی و تنازع سنت و مدرنیته پرسیدم، از تردیدها و تنهایی‌هایش، از یاس‌ها و ناامیدی‌هایش، از نقب‌ها و نقدهایش، از خاطرات و خطراتش، از آدم‌ها و خیابان‌ها، از فلسفه‌ورزی‌ها و شاعرانگی‌اش، از ترجمه‌ها و داستان‌هایش و... . اما این گفتگو یک محور بنیادی دارد. تلاش کردم گرانیگاه شخصیتی و روحی این روح منتقد را بازخوانی کنم به باورم آنچه یثربی را یثربی کرده؛ دهکده‌ای در عمق آذربایجان است از جنس همان دهکده‌ای که شهریار را شهریار کرد. «چراغ‌تپه» یثربی و «حیدربابای» شهریار، تکرار مدام قافیه در قصیده بلند نبوغ آذربایجانی است.

یثربی بی‌تردید، همان شهریار است با همه ابعاد عرفانی و معرفتی‌ و با تمامیت روح لطیف و ذهن شریف شهریار. هر دو در پوستین فضای زبان فارسی و جهان اسلامی، در متن جهان ترکی، به‌عنوان یک آذربایجانی نفس می‌کشند. هر دو بیش از هر چیزی مدیون زیست‌بوم آذربایجان هستند. فرق یثربی با شهریار فقط در قالب محصول‌شان است یکی شعر سروده و دیگری فلسفه نوشته است و دیگرانی که متون حقوقی، پزشکی، تاریخی، ریاضی، ارتباطی و... نوشته‌اند. یثربی همانقدر آسان فلسفه می‍‍نویسد که شهریار، دلنوازانه شعر می‌گوید و شهریار همانقدر شورانگیز غزل می‌خواند که یثربی روشنگرانه تحلیل می‌کند. هر دوی آنها، این سادگی، شورانگیزی، دلنوازی و  روشنگری را مدیون همان قافیه نخبه‌ساز یعنی همان کوهپایه‌های معتدل آذربایجان هستند، بله معتدل به معنی واقعی کلمه، هیچ‌یک از آنان شنل خشونت بر دوش نیانداخته‌اند.

گفتگوی سه ساعته ما با فیلسوف منتقد چه‌ها که نمی‌تواند نداشته باشد. این گفتگوی خواندنی به ما می‌گوید که چرا  فیلسوف زمانه ما سهروردی زنجانی را می‌سراید و چگونه منتقد منیت‌های روشنفکری زمانه ما می‌شود و چقدر بر کج‌فهمی‌ها می‌شورد و با چه اضطرابی دل‌نگران زبان مادری خویش است و چه‌سان دلتنگ فهم و توسعه و باور علوم انسانی است... .

  • اصغر زارع کهنمویی

اشاره: ما در دوران رکود آذربایجان قرار داریم. در این میان ضعف و کم‌توجهی رسانه‌ها آزاردهنده است. «دیگر خبری از آذربایجان به گوش نمی‌رسد»، «تبریز غیرسیاسی شده است»، «حتی یک محفل فکری مولد در آذربایجان وجود ندارد» و... . همه ما این جملات و مشابه آن‌ها را مرتب از تحلیلگران سیاسی و اجتماعی درباره وضعیت ناخرسند آذربایجان می‌شنویم و برای پاسخ به آه و افسوس‌های خود به فکر فرو می‌رویم. به‌راستی چرا چنین شده است؟ چرا آذربایجان که روزی مهد اندیشه و محل جلوس مدنیت و مدرنیته بود، اکنون از قافله عقب مانده است؟ چرا انسان‌هایی که روزی موثرترین و بهترین روزنامه‌های زمانه را منتشر می‌کردند حتی در مقیاس یک شهر کوچک نیز نمی‌توانند نشریه‌ای قابل قبول تولید کنند؟ چرا دیگر جریده‌های جریان‌سازی چون اختر و ملانصرالدین در آذربایجان منتشر نمی‌شوند؟ نسبت این قهر تاریخی با رسانه و پس‌رفت آذربایجان چیست؟ چه کسانی و چه رخدادهایی باعث این تراژدی تلخ شده است؟ این‌ها سوالاتی بنیادی است که باید برای عبور از وضعیت نامطلوب کنونی به آن‌ها پاسخ داد. تلاش کرده‌ایم در گفتگو با اصغر زارع کهنمویی، روزنامه‌نگار موفق آذربایجانی به پاسخ‌هایی اجمالی برسیم. البته نخواستیم تنها در مرحله «چرا و چگونه» بمانیم، خواستیم از «چه باید کرد» هم سخن بگوییم. زارع کهنمویی در این گفتگو پاسخ‌های روشنی می‌دهد. وی تضمین آزادی بیان در چارچوب قانون، حمایت تمام‌قد نهاد قدرت از رسانه‌های مستقل و اراده نخبگان آذربایجان برای آموزش و حضور حرفه‌ای و مسوولانه در این حرفه را سه شرط احیای ژورنالیسم آذربایجانی خواند و گفت: «نخبگان ما اگر حاضر به پذیرش مشقت‌های ژورنالیسم نیستند، چه انتظاری از نهادقدرت و اصحاب ثروت برای حمایت از ژورنالیسم آذربایجانی دارند؟ یادمان باشد ژورنالیسم آذربایجانی را با توهم، تنبلی، بی‌مسوولیتی، خودشیفتگی و بی‌سوادی نمی‌توان احیا کرد. احیای ژرونالیسم آذربایجانی نیاز به مجاهدت مسوولانه و عالمانه تمام‌وقت دارد.»

  • اصغر زارع کهنمویی

انسان محروم از زبان مادری چگونه انسانی است؟ این را استاد مصطفی ملکیان در تحلیل رنج‌های چنین انسانی این‌طور پاسخ می‌دهد: «باید با صراحت گفت؛ زبان مادری من، جهان‌نگری مرا شکل می‌دهد. کسی که زبان مادری مرا از من می گیرد، در واقع جهان‌نگری مرا از من گرفته است؛ یعنی مرا در یک مادة خامی به نام جهان سرگردان کرده است. من دیگر الان جهان را به‌صورت یک توده آشوب‌ناک می‌بینم. من چون از زبان مادری محروم هستم، دیگر نمی‌توانم چیزی را از چیزی جدا کنم یعنی من سرگردان شده‌ام.» گفتگوی ما با استاد مصطفی ملکیان، افزون بر تحلیل چیستی زبان و نسبت آن با هویت و خویشتن انسان، بازخوانی روان‌شناختی رنج‌ها و محنت‌های کسانی  روایت می‌شود که از آموزش و کاربرد زبان مادری محروم می‌شوند. او محروم‌کردن انسان‌ها از کاربرد زبان مادری در شقوق مختلف زندگی از جمله آموزش را به‌منزلة تحمیل رنج دائمی می‌داند و این انسان محروم از زبان را، گنگ خواب‌دیده می‌خواند.». 

  • اصغر زارع کهنمویی

«وقتی ما زبان مادری را از انسان‌ها دریغ می‌کنیم، بر وفق همة نظام‌های ارزش‌گذاری، مرتکب خطا می‌شویم.» این نخستین جملة مصطفی ملکیان، فیسلوف اخلاق و پژوهشگر برجستة علوم انسانی است. تبیین حق زبان مادری در چهار نظام ارزش‌گذاری حقوقی، اخلاقی، زیبایی‌شناختی و مصلحت‌اندیشانه توسط ملکیان اهمیت بسیار دارد چه، او از معدود اندیشمندانی است که این هر چهار حوزه را خوب می‌شناسد و آنقدر محرم است که سخن بیراه نگوید. او با دلایل دقیق در هر چهار نظام ارزش‌گذارانه ثابت می‌کند، محروم کردن انسان‌ها از کاربرد زبان مادری، کاری نابجا است. پاسخ او به آخرین پرسش، می‌تواند به‌عنوان نتیجه این بخش از گفتگوی طولانی ما با ملکیان باشد: « با محرومیت انسان‌ها از آموزش زبان مادری، من معتقد هستم نه فقط یک ملت و یک گروه را از بین می بریم و نه فقط یک نسل را نابود می‌کنیم، فراتر از آن، انسانیت را از بین می‌بریم.»

  • اصغر زارع کهنمویی

«زبان مادری» یکی از مهمترین «مسائل»ِ این‌روزهای جامعة چندزبانة ما است. بعد از ظهور دولت تدبیر و امید، روزانه با کنش‌های روشنفکران و سیاستمداران بسیاری درباره «آموزش زبان مادری» و همچنین «آموزش به زبان مادری» مواجه می‌شویم. نوید ارزشمندی بر تمامی قومیت‌ها و همچنین کلیت سرزمین‌مان ایران است که قاطبه کنشگران در این نکته به توافق رسیده‌اند که باید زبان مادری تدریس شود. اما واقعا، عدم تدریس زبان مادری با جان و روان انسان چه می‌کند؟ این سوال بسیار مهمی است بیش از هرکس، باید از یک روانشناس پرسید. عطف به اهمیت مساله، با دکتر محرم آقازاده استاد روان‌شناسی و مشاور امور آموزش برنامه توسعه سازمان ملل به بررسی آسیب‌های اجتماعی و روانی عدم آموزش زبان مادری به انسانِ ایرانیِ غیرفارس‌زبان پرداخته‌ایم. این روانشناس که پژوهش‌های میدانی مختلفی در حوزه آموزش زبان مادری با همکاری یونسکو انجام داده، از تاثیرات روانی این محرومیت فراتر می‌رود و از آسیب‌های جدی جسمی بخصوص آسیب مغزی سخن می‌گوید.

  • اصغر زارع کهنمویی

اشاره: این روزها، مساله حمله داعش به کوبانی و احتمال سقوط این شهر، نگاه‌ها را به سمت این نقطه از جهان معطوف کرده است. در شرایطی که بسیاری از کشورهای غربی و عربی، در ائتلاف برای مبارزه با گروه تروریستی داعش شرکت کرده‌اند اما ترکیه همچنان موضع منفعلش را حفظ و با حضور در این ائتلاف مخالف است و تاکید دارد که تنها با پذیرش شروطش از جانب آمریکا حاضر به همراهی و همکاری خواهد شد. اصغر زارع کهنمویی کارشناس قومیت در این باره می‌‌گوید: «ترکیه البته هرگز نخواسته خود را در از بحران کوبانی کنار بکشد. سیاست ترکیه در قبال کوبانی انفعالی و بی تفاوتی نیست. ترکیه نگران «کوبانی» است اما قبل از آن، نگران «ترکیه» است.» این کارشناس با تاکید بر اینکه ترکیه در قبال بحران سوریه و عراق، اشتباهات زیادی داشته است، توضیح داد که رویکرد کلی این کشور را می‌توان در سه گزاره کلی، خلاصه کرد: «حفظ منافع ملی و تلاش برای تدام خط توسعه»، «حضور قدرتمند و موثر در خاورمیانه با توجه به اصل چرخش به شرق»، «مدیریت تنازعات منطقه‌ای و جلوگیری از ورود بحران به خاک ترکیه»؛ حال اینکه چقدر ترکیه در این راه موفق بوده، جای تامل دارد.

با توجه به اقدامات اخیر ترکیه، رویکرد این کشور به تحولات منطقه کوبانی به طور اخص و در سوریه به صورت کلی چیست؟ و چه چیزی را دنبال می کند؟

پس‌لرزه‌های بهار عربی، غده بادکرده تروریسم را در خاورمیانه باز کرد و این منطقه پربحران را وارد یکی از جدی‌ترین و طولانی‌ترین مناقشات تاریخی خود نمود. اگر می‌شد جهان را در خاورمیانه خلاصه کرد، می‌توانستیم بگوییم اینک در درون یک جنگ جهانی تمام‌عیار قرار داریم. سه ابرقدرت بزرگ خاورمیانه یعنی ایران، ترکیه و عربستان، در خارج از خاک‌های خود در رقابتی نفس‌گیر، به دفاع از منافع ملی خود مشغول هستند. در این میان، ایران و عربستان به دلیل وضعیت خاص سرزمینی کمتر از ترکیه در معرض آسیب مستقیم قرار دارند. ترکیه همسایه مستقیم سوریه و عراق است دو کشوری که تمام‌قدر گرفتار بحران هستند. خط مماس مستقیم ترکیه با خط مقدم بحران، ترکیه را بیش از هر کشور دیگری گرفتار و آسیب‌پذیر کرده است. اگر و تنها اگر، هجوم هزاران آواره سوری به خاک کشوری پرجمعیت را در نظر بگیریم که حتی برای تامین انرژی و سوخت شهروندان خود با مشکل مواجه است، می‌توان پرده از مصائب دولت ترکیه برداشت. بخش اعظم پناهنگان جنگ خانمان‌سوز و پرآواره‌ی سوریه، وارد ترکیه شده‌اند. آب و نان تنها مساله لشکر آوارگان نیست، آنان محمل آسیب‌های اجتماعی و چالش‌های گسترده سیاسی در جامعه ترکیه بودند. این همسایه دو کشورِ بحران‌زاده عراق و سوریه، تنها با هجوم آوارگان مواجه نبود. جنگ داخلی عراق و سوریه، تفاله های سیاسی و اجتماعی خود را در خاک ترکیه دفن کرده است. ترکیه ناگزیر بود برای جلوگیری از ورود بحران به سرزمین خود، سر میز شطرنج بنشیند و سیاست «صفر» را رها کند. کشور پربحران ترک برای حفظ خویشتن باید وارد بحران بهار عربی می شد. اما اینکه این کشور، در چینش بازی خود در بحران اخیر، چقدر موفق و مثبت و چقدر ناموفق و منفی عمل کرده، جای تامل و تحلیل بسیار است.

قطعا ترکیه اشتباهات استراتژیک بسیاری داشته و دارد. از جمله این اشتباهات، ورود هرچند محتاطانه به مخالفت عملی و علنی با دولت مستقرِ سوریه یعنی بشار اسد بود. اگر چه بحران خونین سوریه، هزینه های بسیاری بر ترکیه تحمیل می کرد اما کنش ترکیه در قبال این بحران را شاید بتوان مداخله در امور دیگر کشورها خواند.

اما آنچه در رسانه های منتقد دولت اردوغان در درون ترکیه و رسانه‌های مخالف کشور ترکیه درباره کنش های این کشور در قبال این دو بحران بخصوص بحران سوریه، مطرح می شود، بسیار با واقعیت فاصله دارد. بدون اینکه بخواهیم دولت ترکیه را از اشتباهات جدی تبرئه کنیم، باید بگوییم تبلیغات این دو طیف رسانه ای، بیشتر پروپاگاندی عمدی برای ضعیف و کثیف جلوه دادن دولتی است که در یک دهه گذشته، یکی از موفق ترین کارنامه‌های اقتصادی، سیاسی و بین المللی را در میان کشورهای توسعه نیافته ارائه کرده است.

قطعا ترکیه در قبال بحران سوریه و عراق، اشتباهات زیادی داشته است اما  رویکرد کلی این کشور را می توان در سه گزاره کلی، خلاصه کرد: «حفظ منافع ملی و تلاش برای تدام خط توسعه»، «حضور قدرتمند و موثر در خارومیانه با توجه به اصل چرخش به شرق»، «مدیریت تنازعات منطقه‌ای و جلوگیری از ورود بحران به خاک ترکیه» اینکه چقدر ترکیه در این راه موفق بوده، جای تامل است و مهمتر از آن باید به این پرسش پاسخ داد که ترکیه در حفظ این رویکرد سه گانه، چه اشتباهات بنیادی و موثر مرتکب شده است؟ پاسخ به این پرسش فرصتی فراخ می‌خواهد.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - خبرگزاری دانا: حقوق بین‌الملل، «زبان مادری» را «حق» می‌داند محروم‌کردن انسان‌ها را از این «حقِ نخستین»، جرم تلقی می‌کند. امروزه حقوق‌دانان حتی کمی فراتر رفته‌اند و ایذاء زبانی یک گروه زبانی را، ژنوساید زبانی و اتنوژنوساید می‌خوانند. برای تبیین دقیق‌تر متون حقوق بین‌الملل درباره زبان مادری به گفتگو با دکتر اسعد اردلان، استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی نشسته‌ایم. او در این گفتگو ضمن تبیین حق زبان مادری در حقوق بین‌الملل از ضرر جبران‌ناپذیر سیاست‌های یکسان‌سازانه زبانی، به امنیت ملی و منافع کشور سخن می‌گوید و با تاکید بر ضرورت اجرایی‌کردن تدریس زبان مادری در مدارس از عدم نیاز به مصوبه حقوقی مجلس در این باره سخن می‌گوید:  «قانون اساسی در این باره روشن است و نیازی طرح و بررسی آن در مجلس و مثلا تایید دوباره یا رد آن نیست. هیچ قانونی به اندازه قانون اساسی اعتبار ندارد. مساله از نظر حقوقی کاملا مشخص است. تنها زحمتی که دولت باید متحمل شود، تدوین آیین‌نامه اجرایی و آغاز به تدارک امکانات برای آموزش زبان مادری در مدارس است.»

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی محمود ابراهیمی سعید - اعتماد: این نخستین‌بار نیست که مساله «تدریس زبان مادری در مدارس» هم در سطح رسانه‌ها و هم از زبان مسوولان کشوری مطرح می‌شود. پیش از این نیز بارها و بارها کنش‌های بسیاری برای اجرای اصول مغفول قانون اساسی درباره زبان مادری قومیت‌ها صورت گرفته است. بی‌شک در این سال‌ها اکبر اعلمی یکی از جدی‌ترین کنشگران زبان مادری در درون مرزهای حاکمیت بوده است. این نماینده تبریز در مجالس ششم و هفتم، دو بار طرح اجرایی کردن اصل 15 را به صحن مجلس برده و هر دو بار هم در مجلس اصلاحات و هم در مجلس اصول‌گرایان با رای منفی مواجه شده است. به مناسبت روز جهانی زبان مادری، در گفتگو با اعلمی به تبارشناسی مخالفت‌ها و البته مطالبات جدی اقوام در این حوزه پرداخته‌ایم. او می‌گوید: «با وجود اصول شفاف و صریح در قانون اساسی، کسانی که مانع از عملیاتی‌شدن این اصول شده و آشکارا با آن مخالفت می‌کنند علاوه بر این که عدم اعتقاد و التزام خود به قانون اساسی را اثبات می‌کنند، بلکه طبق قانون اساسی، مرتکب جرم نیز می‌شوند و قابل پیگرد قضائی هم هستند.»

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - آرمان: «اجازه بدهید به بیان عمومی باید بگوییم که زبان مادری بخش مهمی از هویت جوهری و خویشتن خویش انسان است.» این را دکتر حسن عشایری عصب‌شناس مشهور کشورمان می‌گوید. او که پژوهش‌های دانشگاهی متعددی را در حوزه دوزبانگی انجام داده، تلاش دارد، یافته‌های علمی خود را درباره اهمیت زبان مادری برای رشد اجتماعی و شخصیتی انسان، چنان دقیق و با بهره‌گیری از متدهای علمی ارائه کند که از امکان هرگونه شائیه و احیانا بهره‌برداری غیرعلمی از این سخنان جلوگیری شود. عشایری در این گفتگو به تبیین جایگاه زبان مادری در فیزیک انسان می‌پردازد و از نقش برجسته آن در شکل‌گیری هویت و هیجانات و عواطف انسان سخن می‌گوید. وی که هیجانات و عواطف را بخش بسیار مهم هویت انسانی می‌داند، اعتقاد دارد، بسیاری از عواطف آدمی بدون زبان مادری امکان بیان ندارند. این عصب‌شناس از «خاطره‌درمانی» به عنوان یک روش علمی یاد می‌کند و می‌گوید: وقتی خودم خاطره‌درمانی می‌کنم به زبان آلمانی این کار را انجام نمی‌دهم. اینجا زبان مادری من است که فوران می‌کند و جانم هیجانی می‌شود.»

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - شرق: «ای کاش می‌توانستم دوباره زاده بشوم و حافظ را به زبان فارسی بخوانم.» این سخن را «گوته» شاعر نامدار آلمانی گفته است. زبان مادری با زبان دوم و سوم چه نسبتی دارد؟ زبان مادری چه چیزی دارد که زبان‌های اکتسابی ندارند؟ مگر انسان نمی‌تواند به زبان دوم زندگی کند، عشق بورزد، بخواند و شعر بگوید؟ اگر اینهمه را بتواند آیا باز نیاز به آموزش زبان مادری به عنوان حق نخستین دارد؟ نسبت هویت و زبان مادری، محور گفتگوی شرق با دکتر محرم آقازاده استاد روانشناسی و مشاور امور آموزش برنامه توسعه سازمان ملل است. این استاد روانشناسی و پژوشگر مسائل آموزشی با اشاره به وجود یازده میلیون بی‌سواد در ایران، می‌گوید: «پژوهش‌های کیفی نشان نشان می‌دهد یکی از اصلی‌ترین دلایل نرخ بالای بی‌سوادی و افت درسی دانش‌آموزان، عدم آموزش زبان مادری در مدارس است.»

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - شرق: 21 فوریه، روز جهانی زبان مادری است، روزی برای یک زنهار ارزشمند به همه کشورهای «چندزبانه» جهان که باید به فکر تحقق حقوق زبانی گروه‌های اتنیکی باشند. »زبان مادری» یک اندیشه وارداتی و مقوله تزیینی نیست، یک «حقِ نخسیتن» برای «توسعه» و «عدالت» است. شاید بزرگترین توجیه کسانی که این حق را انکار می‌کنند، هراس از خدشه‌دار شدن «امنیت ملی» و «وحدت سرزمینی» باشد اما دکتر «ستار عزیزی» متخصص قومیت و حقوق بین‌الملل، هم‌گام با انبوه متفکران داخلی و خارجی، این اندیشه را با اتکا به تجربه‌ دیگر کشورهای چندزبانه، مطلقا نفی می‌کند و اظهار می‌دارد: با توجه به تجربه‌های متعدد در کشورهای چندزبانه، به‌جد بر این اعتقاد هستم که توجه به حفظ زبان‌های گروه‌های قومی و آموزش زبان مادری آن‌ها در دازمدت به تقویت امنیت ملی و وحدت سرزمین در کشور کمک خواهد کرد.

  • اصغر زارع کهنمویی

 اصغر زارع کهنمویی - شرق: سال 2000 سال مهمی برای جهان بود، سالی که جهان صدای تمنای جوانان بنگلادشی را که برای حفظ بنیادی‌ترین سرمایه زیستی خود به خیابان آمده بودند، شنید و سرانجام روزی به‌نام «زبان مادری» بر صحیفه جهان نقش بست. از آن سال تا امروز، همه‌ساله در سراسر جهان بخصوص در جوامع چندزبانه، این رویداد بزرگ جهانی پاس داشته می‌شود و جایزه جهانی زبان مادری، به یکی از فعالان عرصه زبان مادری قومیت‌ها و میلت‌ها توسط یونسکو اعطا می‌شود. در ایران اما، گروه اندکی می‌گویند ما را با این روز بزرگ، نسبتی نیست. در مقابل، بسیاری از متفکران و کنشگران عرصه سیاست و فرهنگ بر این عقیده‌اند که چون سرزمین ایران از شانس بزرگ چندزبانگی برخوردار است، باید روز جهانی زبان مادری را به تقویم رسمی بیاوریم و افزون بر آموزش این زبان‌ها در مدارس، بدین‌ترتیب هم به‌صورت نمادین از زبان‌های غیررسمی خود، حمایت کنیم. دکتر ناصر فکوهی، انسان‌شناسِ برجسته ایرانی، از معدود اندیشمندانی است که در برابر نگاه‌های جزم‌اندیش و گاه شوونیستی، مواضع دقیق، عالمانه و به‌موقع اتخاذ کرده است. او در این گفتگو، از تدریس زبان مادری در مدارس سخن می‌گوید و بر تقلیل زبان و فرهنگ قومیت‌ها به فولکلور و ادبیات شفاهی، می‌شورد و می‌گوید: «چگونه است ما زمانی که از فردوسی و مولوی و حافظ و سعدی به‌حق به‌مثابه قله‌های فکری اندیشه پارسی یاد می‌کنیم بحث فلکلور را پیش نمی‌کشیم؛ اما حاضر نیستیم بپذیریم که هر یک از فرهنگ‌های قومی نیز دارای بزرگان و اندیشمندانی بوده‌اند که قله‌های فکری برای بشریت به شمار می‌آیند. به همین دلیل است که من این رویکرد را استعماری می‌دانم.»

  • اصغر زارع کهنمویی

اندرو نشاصغر زارع کهنمویی - مهرنامه: آفریقای جنوبی اینک قبله کنشگران دموکراسی‌خواهی شده است. نخبگان فکری کشورهای جهان سوم که از تبعیض گسترده و بی‌عدالتی نهادمند رنج می‌برند، یک سوال مهم از ماندلا دارند. او چگونه توانست آفریقای جنوبی را به دموکراسی برساند؟ در گذار به دموکراسی، چگونه می‌توان از مدل مادیبا بهره گرفت؟ این سوال اساسی برای ایران دارای اهمیت مضاعف است چه، ایران متنوع‌ترین زیست‌بوم انسانی را در خود دارد. در سرزمین تنوع‌های بی‌شمار از چه نوع دموکراسی باید سخن گفت؟ برای نیل به این پاسخ، باید زندگی و زمانه رهبر ضدنژادپرست آفریقا را شناخت و البته شناخت ماندلا سخت است چه، اندیشه و زندگی او ابعاد متنوع و ناشناختة بسیار دارد به‌گفته پروفسور اندرو نش «بسیاری از مردم جهان، بخش‌های زیادی از زندگی ماندلا را نمی‌شناسند.» ماندلا را باید کامل شناخت؛ هم مبارزه مسلحانه او را باید دید و هم صلح‌جویی‌اش را. هم باید بخشش او را گفت و هم 37سال مقاومتش را. معرفی کاریکاتوری ماندلا، می‌تواند مثل همه واردات فکری، در مرحله بهره‌برداری فاجعه بیافریند. باید بدانیم او برای چه نژادپرستان را ترور کرد و چه وقت آنان را بخشید؟ او تنها زمانی نژادپرستان را بشخید که آن‌ها از نژادپرستی خود دست کشیده بودند. آندرو نش، استاد مطالعات سیاسی دانشگاه کپ‌تاون از سفیدپوستان آفریقای جنوبی است که درباره گذار این کشور به دموکراسی کار دانشگاهی می‌کند. پاسخ او به سوال ما درباره وضعیت نژادپرستی و آپارتاید در جهانِ بعد از ماندلا جای تامل دارد: «من فکر می کنم، دقیق‌تر این است که در صحبت از ماندلا از مبارزه با مدل های جدید استعماریِ سلطه نژادی به جای مدل کلاسیک نژادپرستی صحبت کنیم.»

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - روزنامه خبر: روزهای گذشته، جهان شاهد یک رویداد بسیار کلان سیاسی و اقتصادی بود. 2500 ابرمرد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، در گران‌ترین و سردترین شب‌های جهان جمع شدند و برای «شکل‌دهی دوباره جهان» اندیشه کردند. رییس‌جمهور ایران یکی از سخنرانان کلیدی داووس چهل‌وچهارم بود. سخنان روحانی برای بسیاری از موثرترین بازیگران جهانی، بسیار مهم بود چه، او از ایران جدیدی آمده بود و در دست‌هایش گفتمان متفاوتی نسبت به پنج ماه قبل وجود داشت. روحانی تلاش کرد روایت دیگرگونه‌ای از «ایرانِ خودش» ارائه دهد و صراحتا از آمادگی کشورش برای روابط عادی با همه کشورها سخن گفت. او سران اقتصادی جهان را به ایران دعوت کرد و ایرانِ سی سال آینده را جزو ده اقتصاد برتر دنیا خواند. آیا این سخنان رویایی بر دل اهالی داووس خواهد نشست؟ آیا مردان طراز اول جهان پول‌های خود را روانه ایران خواهند کرد؟ این سوال، تنها سوال پیرامون حضور روحانی در داووس نیست. سوالات بسیاری مطرح است از اقبال داخلی و استقبال خارجی تا تاثیر کنش‌های دیپلماتیک روحانی در داووس بر پرونده هسته‌ای و روند صلح خاورمیانه. در گفتگو با دکتر ساسان شاه‌ویسی دکترای اقتصاد و رییس سابق پژوشکده مطالعات راهبردی به جستجوی این سوالات و ابهامات پرداخته‌ایم.

  • اصغر زارع کهنمویی

انجبل اندبله اصغر زارع کهنمویی - نسیم بیداری: در سال 1960 نلسون ماندلای ستیزه‌جو و دوستان مبارزش، عده‌ای از فعالان مکتب نژادپرست پان‌آفریقانیسم را به قتل رساندند. یک سال بعد، ماندلا تشکیلات شبه‌نظامی «نیزه ملت» را تاسیس کرد و رسما وارد مبارزه مسلحانه شد. در آن زمان، کسی باور نمی‌کرد، همو، 30 سال بعد به عنوان یک قهرمان تمام‌عیار در مقیاس جهانی پای به عرصه دیپلماسی عمومی بگذارد و تنها 4 سال بعد، به‌عنوان رییس‌جمهور صلح‌طلب آفریقای جنوبی، سمفونی صلح تاریخ بشر را چنان بنوازد که چشم‌های منتقدترین دشمنان او نیز خیره شوند و به قول دکتر انجبل اندبله، «جهان، نقش بزرگ ماندلا را در مبارزات مسلحانه فراموش کرده است.» ماندلا چگونه ماندلا شد؟ چرا جهان او را اینگونه سرود؟ چرا ماندلای مسلح، پس از سال‌ها حبس با اعمال شاقه، صلح‌طلب شد و دشمنان خود را بخشید؟ پروفسور انجبل اندبله، استاد دانشگاه کیپ‌تاون و رییس هیئت امنای مرکز یادبود ماندلا در گفتگوی مکتوب که چندماه پیش در دوران بیماری شدید ماندلا انجام شد، به سوالاتی مهمی درباره تناقضات جدی او در میانه صلح و خشونت  پاسخ داده است. او خشونت را آخرین راه حل می‌خواند راه‌حلی که همیشه به نتیجه نمی‌رسد. این پژوهشگر نژاد و قومیت درباره صلح نیز می‌گوید: صلح، هدف است. ابزارهای صلح آمیز، ابزارهای برگزیده هستند. صلح آری؛ حتی اگر هزینه زیادی برایش پرداخته شود. اما صلحی که نتیجه هر نوع هزینه ای باشد، هرگز.

 

ماندلا را باید محصول کدام مشرب فکری و مکتب دینی دانست؟ ماندلا در چه بستری رشد کرد و چگونه ماندلا شد؟ بویژه ماندلا، عقاید ضدنژادپرستی خود را مرهون چه چیزی است؟

هویت و چارچوب فکری ماندلا را باید محصول تاثیرات گوناگون زندگی او دانست. درواقع، این تنوع رویدادها، او را «ماندلا» کرد. او دوران ضدنژادپرستی را مدیون کنگره ملی آفریقای جنوبی یعنی بخش بزرگتر کنگره و رفقای کمونیست خود است. 

 

  • اصغر زارع کهنمویی

اسفان برلینگاصغر زارع کهنمویی - شرق: مرگ ماندلا فرصتی ارزشمند برای ما ایرانی‌ها بود که درباره «وضعیت تبعیض» در کشور خودمان اندیشه کنیم. دوست داشتن ماندلا، گوارا و شیرین است اما اگر او را بشناسیم، این پرستش، آنقدرها هم آسان نخواهد بود. ماندلا چگونه ماندلا شد؟ ما چرا ماندلا را می‌سراییم و چقدر او را می‌شناسیم؟ اساسا در سرزمینِ جنگ‌های بی‌شمار، چه نیازی به ماندلا است؟ حقیقت است که ما ایرانی‌ها مثل بسیاری از اندیشه‌ها و شخصیت‌های بزرگ جهانِ دیگر، نه نژادپرستی را شناخته‌ایم و نه نلسون ماندلا را. ما از ماندلا و اندیشه او کاریکاتور خوش‌رنگی را ساخته‌ایم که خودمان می‌خواستیم. ما او را می‌پرستیم بدون اینکه بدانیم اگر ماندلا و اندیشه‌هایش در میان ما و به ضرر برتربینی‌های ما مطرح می‌شد، چه‌ها که با او نمی‌کردیم. آنچه می‌آید، گفتگوی مکتوب با پروفسور استفان برلینگ، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه رگنسبورگ آلمان است. او که به تازگی از نگارش زندگی‌نامه متفاوتی از نلسون ماندلا فارغ شده، در پاسخ به سوالات ما از شخصیت و اندیشه ماندلا می‌گوید.

  • اصغر زارع کهنمویی
حسن اسدیاصغر زارع کهنمویی  گروه راهبرد خبرگزاری دانا: زخمِ دوگانه «گولن - اردوغان» عاقبت سرباز زد و ترکیه را گرفتار یکی از بحران‌‌های بزرگ سیاسی عصر جمهوریت کرد. این بار کسی که در برابر «رجب طیب اردوغان» ایستاده نه یک ژنرال‌ ارتش و نه یک ناسیونالیست‌ رادیکال که یار پیشین حزب عدالت و توسعه، «فتح الله گولن» است. او که رهبر یک جریان مذهبی بانفوذ است، با تکیه بر یک ساختار آموزشی خاص، در برابر اردوغان قد علم کرده است. برخی می‌گویند، اینک در ترکیه با زورآزمایی نهاد قدرت و جامعه مدنی مواجه هستیم. و برخی دیگر، فتح الله گولن را البته دشمن شماره یک جامعه مدنی و نه نماینده آن می خوانند. آیا دولت اردوغان، می تواند خود را از این دالان خطرناک عبور دهد؟ به راستی این رویداد، چه بر سر ترکیه و انتخابات پیش‌رو خواهد آورد؟ چطور می توان این رویداد را تحلیل کرد؟ آیا می توان تنها به ظاهر مساله نگریست و آن را تنها کشف یک شبکه فساد دانست یا درباره هفت بطن آن نیز اندیشه کرد؟ آیا این رویداد، یک شبه کودتا است یا زایش یک لایه جدید در دموکراسی نیمه جان ترکی است؟ این سوالات و سوالات دیگری از این دست را با «حسن اسدی» پژوهشگر مهمان دانشگاه استانبول در میان گذاشته‌ایم. وی در این گفتگو که به زبان ترکی انجام شد، این رویداد را قطعا یک کودتا می خواند و فتح الله گولن را آغازگر و البته بازنده آن می داند. این پژوشگر تاریخ ترکیه اعتقاد دارد، دولت اردوغان از این این بحران آسیب جدی نخواهد دید و به توجه به حمایت افکار عمومی از حزب عدالت توسعه، اردوغان پیروز انتخابات آتی خواهد بود. همچین وی می گوید، غرب و اسرائیل از ترکیه به دلیل انتقال پول ایران توسط بانک خلق، ناراضی هستند و بنابراین این مساله باعث سردی روابط ترکیه با غرب و پررنگ شدن آن با ایران خواهد شد.
  • اصغر زارع کهنمویی
بازنشر # علی ذهابی - شرق: نگاهی به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر نشان می‌دهد اقوام و اقلیت‌های مذهبی بیش از دیگر مردم ایران به پیام «تغییر» حسن روحانی امید بسته‌اند؛ انتخاباتی که نمی‌توان نگاه انتقادی مردم به سیاست‌های هشت‌ساله اصولگرایان در مدیریت کشور را از آن فاکتور گرفت. اما حالا نزدیک به پنج‌ماه از روی‌کارآمدن دولت می‌گذرد و روحانی سعی دارد «امید» ایجادشده در مردم را با تدبیر به سرمنزل مقصود برساند. تلاشی که البته به اعتقاد ناظران، چندان که باید و شاید در منشور حقوق شهروندی او انعکاس پیدا نکرده است. برای بررسی بیشتر موضوع با دکتر صالح نیکبخت، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری، به گفت‌وگو نشسته‌ایم. او مشکلات فرهنگی در نگاه به اقوام و اقلیت‌ها، نگاه امنیتی به این قشر و عدم‌اجرای صحیح قانون اساسی را از مهم‌ترین عوامل در نادیده‌گرفتن حقوق اقوام و اقلیت‌های مذهبی و دینی می‌داند.

 پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری 92 به نوعی، امیدی را در مردم و به‌ویژه اقوام و اقلیت‌های مذهبی و دینی ایجاد کرد، آمار نشان می‌دهد رییس‌جمهوری بیشترین آرا را در مناطقی که اقوام و اقلیت‌های مذهبی سکونت دارند به‌دست آورده است. نکته جالب‌توجه اینکه رییس‌جمهوری که یک روحانی شیعه است در مناطق سنی‌نشین رای قاطعی به‌دست آورد. تحلیل شما از این رای چیست؟

همان‌طور که مستحضر هستید مردم ساکن در حاشیه استان‌های کرمانشاه، کردستان یا آذربایجان‌غربی عموما سنی‌نشین هستند. علاوه بر این در بخش‌های حاشیه سیستان‌وبلوچستان یا در ترکمن‌صحرا نیز همین وضعیت وجود دارد یا مناطقی مانند بوشهر و بندرعباس و جزایر خلیج‌فارس سنی‌نشین هستند اما مردم اطلاع درستی نسبت به این مناطق ندارند. با اینکه این اقوام، نقش ارزنده‌ای در حفظ کشور داشته‌اند و دارند اما برخی مردم تصور می‌کنند که در مناطق سنی‌نشین، شأن ائمه چنان که باید و شاید ارج گذاشته نمی‌شود در صورتی که در این مناطق به حضرت‌علی(ع) بیش از سایر خلفا احترام می‌گذارند. به‌عنوان مثال در کردستان نام‌گذاری فرزندان به نام ائمه 10برابر بیشتر از دیگر خلفای راشدین است و این موضوع به اینکه مبادا برای گرفتن شناسنامه دچار مشکل شوند مربوط نیست، زیرا اگر شما به مناطق کردنشین ترکیه یا عراق نگاه کنید همین موضوع را می‌بینید. این موضوع نشان می‌دهد که برخی از مردم، خیلی با این مناطق آشنایی ندارند یا دیده می‌شود به اقوام، نسبت‌های غلطی می‌دهند، مانند اینکه می‌گویند کردها یا بلوچ‌ها «سر» می‌برند. می‌خواهم خاطره‌ای برای شما تعریف کنم، آقای «یحیی‌خان صادق وزیری» که در کابینه بختیار وزیر دادگستری بودند- اما به‌دلیل فتوای رهبر فقید انقلاب که گفتند دولت را قبول ندارم استعفا کردند- از سال 1320 تا 1326 دادستان کردستان بودند، می‌گفتند آن زمان در بین نظامیان شایع کرده بودند که کرد‌ها سر می‌‌برند. در صورتی که ایشان تاکید می‌کردند در طول دوران خدمت‌شان در این منطقه تنها دو نفر غیرکرد کشته شده بودند آن هم نه به دلیل عقیدتی بلکه یکی به‌دلیل مسایل ناموسی و دیگری اختلافات مالی.
  • اصغر زارع کهنمویی

«فرهنگ» بنیاد جامعه است، بنیادی که به تئوری نیاز دارد. نظریه پردازی فرهنگی آنقدر اهمیت دارد که در جهان امروز، به یک تخصص دانشگاهی تبدیل شده است. اکنون کشورهای پیشرفته، بدون نقشه جامع فرهنگی که محصول تئوری پردازی اندیشمندان است، هیچ نوع تصمیمی در حوزه فرهنگ اتخاذ نمی کنند. در کشور ما اما نظریه پردازی فرهنگی با معضلات بسیار جدی مواجه است. نبود این مهم، باعث مصائب بسیاری در حوزه فرهنگ شده است. ما متاسفانه در این حوزه بسیار نحیف هستیم. ما یا نظریه پرداز نداریم و یا به اندک نظریه پردازی های فرهنگی اهمیتی نمی دهیم. این امر، پاشنه آشیل ناکامی سیاستگزاری های فرهنگی است. واقعیت این است که ما با بحران نظریه پردازی در حوزه فرهنگ روبه رو هستیم. گروه راهبرد خبرگزاری دانا در اقتراحی ویژه به چند و چون این بحران می پردازد. آنچه می‌آید سومین گفتگوی این پرونده است که با دکتر سیدمحمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت دهم انجام شده است. وی در این گفتگو، اصالت را در بحران های فرهنگی نه به ضعف حوزه نظری که به ضعف در حوزه مدیریت فرهنگی و عرصه عمل می دهد. وی درخصوص نگاه امنیتی به فرهنگ که برخی اعتقاد دارند در دولت دهم جاری بوده، اظهار می دارد: «باید دستگاه های امنیتی در خدمت فرهنگ باشند.» درباره مساله مکتب ایرانی نیز که توسط معاون دولت دهم مطرح شد، می گوید: «به‌نظر من طرح موضوع مکتب ایرانی هم مناسب و به مصلحت نبود.» وی خصوص تنوع فرهنگی و مساله آموزش زبان های قومی نیز می گوید: «تنوع فرهنگی یک فرصت است و به‌هیچ‌وجه تهدید محسوب نمی‌شود.»

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - اعتماد: روزی که دیک‌چنی، نلسون ماندلا را تروریست خواند، کسی تصور نمی‌کرد روزی نه‌چندان دورتر، مرد نخست آمریکا برای تعظیم به اسطوره بزرگ ضدنژادپرستی پیش از همه هم‌نوعان خود، بر بالین اسطوره مبارزه با آپارتاید حاضر شود. ماندلا، مرد بزرگی است، مردی که به‌تنهایی یک مکتب است، مکتبی به قامت تاریخ نژادپرستی، تحقیر، تبعیض و آپارتاید. او توالی اسطوره‌‌های جاودانی چون مهاتماگاندی و مارتین لوترکینگ است که به گمان بسیاری از پژوهشگران آنتی‌راسیسم، حتی قامتی بلندتر از اخلاف خود دارد. آری، ماندلا به‌تنهایی یک مکتب است و ما امروز بیش از هر زمان دیگری، فراتر از صرفا تجلیل و تحسین، نیازمند بازخوانی و کاربست آموزه‌های اخلاقی و حقوقی او هستیم. کشور ما به‌دلیل بحران‌های قومیتی و حقوقی پیش‌رو، عمیقا به آموزه‌های ماندلا نیاز دارد. می‌توان به‌صراحت یادآور شد که ما برای عبور از بحران، به یک ماندلا نیاز داریم. آنچه می‌آید گفتگوی اختصاصی اعتماد با پرفسور راجر ساوت‌هال، رییس گروه جامعه‌شناسی دانشگاه ویت‌واترزرند است که به مناسبت مرگ جاودانه این مرد بزرگ انجام شده است. راجر ساوت‌هال، از پژوهشگران برجسته آفریقای جنوبی است که آثاری محققانه در خصوص دموکراسی، مبارزه با تبعیض‌نژادی و اندیشه‌های نلسون ماندلا دارد.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغرزارع کهنموییگروه راهبرد: «فرهنگ» بنیاد جامعه است، بنیادی که به تئوری نیاز دارد. نظریه پردازی فرهنگی آنقدر اهمیت دارد که در جهان امروز، به یک تخصص دانشگاهی تبدیل شده است. اکنون کشورهای پیشرفته، بدو نقشه جامع فرهنگی که محصول تئوری پردازی اندیشمندان است، هیچ نوع تصمیمی در حوزه فرهنگ اتخاذ نمی کنند. در کشور ما اما نظریه پردازی فرهنگی با معضلات بسیار جدی مواجه است. نبود این مهم، باعث مصائب بسیاری در حوزه فرهنگ شده است. ما متاسفانه در این حوزه بسیار نحیف هستیم. ما یا نظریه‌پردازن داریم و یا به اندک نظریه‌پردازی‌های فرهنگی اهمیتی نمی‌دهیم. این امر، پاشنه آشیل ناکامی سیاستگذاری‌های فرهنگی است. واقعیت این است که ما با بحران نظریه‌پردازی در حوزه فرهنگ روبه‌رو هستیم. محسن غرویان در این گفتگو از ضرورت ایجاد فضای آزاد برای ارائه دیدگاه‌های نظریه‌پردازان سخن گفت.

  • اصغر زارع کهنمویی
«فرهنگ» بنیاد جامعه است، بنیادی که به تئوری نیاز دارد. نظریه پردازی فرهنگی آنقدر اهمیت دارد که در جهان امروز، به یک تخصص دانشگاهی تبدیل شده است. اکنون کشورهای پیشرفته، بدون نقشه جامع فرهنگی که محصول تئوری پردازی اندیشمندان است، هیچ نوع تصمیمی در حوزه فرهنگ اتخاذ نمی کنند. در کشور ما اما نظریه پردازی فرهنگی با معضلات بسیار جدی مواجه است. نبود این مهم، باعث مصائب بسیاری در حوزه فرهنگ شده است. ما متاسفانه در این حوزه بسیار نحیف هستیم. ما یا نظریه پرداز نداریم و یا به اندک نظریه پردازی های فرهنگی اهمیتی نمی دهیم. این امر، پاشنه آشیل ناکامی سیاستگزاری های فرهنگی است. واقعیت این است که ما با بحران نظریه پردازی در حوزه فرهنگ روبه رو هستیم. گروه راهبرد خبرگزاری دانا در اقتراحی ویژه به چند و چون این بحران می پردازد. آنچه می‌آید نخستین گفتگوی این پرونده است که با حجت الاسلام و المسلمین رسول جعفریان انجام شده است. این استاد تاریخ در این گفتگو تعصب را مهمترین عامل ایجاد این بحران می‌خواند و دلیل دیگر را نگاه فرادستی به حوزه فرهنگ می‌داند.
  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - گروه راهبرد: اعتدال تکیه کلامِ این روزهای جامعه ایرانی است، رمزی برای گشودن رازهای سر به مهر دولت جدید. اعتدال مثل هر واژه دیگری، در ادبیات سیاسی و اجتماعی ما، بسیار مبهم است. هیچکس حتی افراطی‌‌ترین‌ها نیز مدعی مشی اعتدال هستند. واقعا اعتدال چیست؟ اعتدالیون چه کسانی هستند؟ مرز میان «اعتدال و افراط» و «اعتدال و محافظه‌کاری» چگونه تبیین می‌شود؟ چرا جامعه ما بیش از اعتدال به افراط و تفریط گراییده است؟ تاریخ فکر اسلامی، چه میانه‌ای با اعتدال دارد؟ کابینه معتدل چگونه کابینه‌ای است و در عرصه سیاست که معمولا عرصه‌ی افراط و تفریط‌ها بوده، چگونه عمل خواهد کرد؟ به نظر می‌رسد در این روزهای جامعه ما، این سوالات بسیار اساسی است و باید تبیین شوند. گروه راهبرد خبرگزاری دانا، بر آن است این مهم را به شور اندیشمندان و کنشگران سیاسی و اجتماعی کشورمان بگذارد تا از این رهگذر به نکته‌ای روشن برسد و بتواند بگوید: اعتدال چیست؟ آنچه می‌آید گفتگوی اختصاصی گروه راهبرد خبرگزاری دانا با دکتر سید هاشم هدایتی، دانش‌آموخته مدیریت استراتژیک و عضو بازنشسته هیئت علمی دانشگاه صنایع و معادن ایران است. این استاد مدیریت در این گفتگو، اعتدال را در برابر مطلق‌گرایی و ضد انحصارطلبی تعریف می‌کند و در تبیین وضعیت اعتدال در کشورمان می‌گوید: ما خوشبختانه در کشورمان رادیکالیسم خودجوش اجتماعی نداریم یا لااقل فعلا نداریم. بهترین اقدام دولت آن است که نخبگان را قانع کند که از ورود به صحنه نیروهای خودسر جلوگیری واین نیروها را که بازمانده ای از دورانی پشت سرگذاشته شده هستند، از میان بردارند. وی اعتقاد دارد: پیروان اعتدال معمولا متصف به ارزش هایی نظیر انصاف، متانت، احترام، صبوری، آرامش، دورنگری و...هستند. برعکس آدم‌های نامعتدل غالبا یک جانبه نگر، ناآرام، عجول، تندخو، کوته فکر و هتاک هستند.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی: تحزب، پاشنه‌آشیل سیاست ایرانی است. گرته‌برداری کاریکاتوری از دانش و منش غربی سیاست‌ورزی، ما را گرفتار گرداب مصائب کرده است. جمعه همین هفته، در برنامه مناظره شبکه یک، سخن ارزشمندی بر زبان مدعوین سیما چرخید: «ما نظام پارلمانی را پذیرفته‌ایم اما تحزب را باور نکرده‌ایم. نظام پارلمانی بدون تحزب، نامفهوم است» این برداشت آزاد از تجربه سیاسی و آمیزش ناشیانه آن با روح شرقی سیاست،  بزرگترین آسیب سیاست‌ورزی است. سخن درستِ «ما در ایران تحزب به معنای واقعی نداریم»، رمز آشکار مساله تحزب است. اما باید پرسید چرا چنین است؟ گفتگوی حاضر تلاشی برای بازخوانی این پرسش قدیمی است: «ما چرا با حزب مساله داریم؟» دکتر محمدرضا تاجیک استاد علوم دانشگاه شهیدبهشتی، در این گفتگو ضمن بازتعریف تحزب و نسبت آن با جامعه مدنی، به تبیین نقش قدرت در نامانایی و ناپویایی حزب در ایران می‌پردازد. وی آنگاه دلیل عدم اعتماد مردم به احزاب را نه صغیربودن مردم که صغارت احزاب می‌خواند و در نهایت برای حل مساله تحزب می‌گوید: «باید هرم مصائب تحزب در ایران سروته شود. باید هرم تحزب در ایران را روی قاعده‌اش بنشانیم. بزرگ‌ترین اقدامی که دولت اعتدال می‌تواند در فرایند این «به‌قاعده نشاندن» انجام دهد، تلاش برای تئوریزه کردن «اعتدال‌گرایی» و رسوب آنان در تمامی ساحت‌های جامعه، به‌ویژه ساحتِ سیاسی است.»

  • اصغر زارع کهنمویی

ناصر فکوهیاصغر زارع کهنمویی - گروه راهبرد: اعتدال تکیه کلامِ این روزهای جامعه ایرانی است، رمزی برای گشودن رازهای سر به مهر دولت جدید. اعتدال مثل هر واژه دیگری، در ادبیات سیاسی و اجتماعی ما، بسیار مبهم است. هیچکس حتی افراطی‌‌ترین‌ها نیز مدعی مشی اعتدال هستند. واقعا اعتدال چیست؟ اعتدالیون چه کسانی هستند؟ مرز میان «اعتدال و افراط» و «اعتدال و محافظه‌کاری» چگونه تبیین می‌شود؟ چرا جامعه ما بیش از اعتدال به افراط و تفریط گراییده است؟ تاریخ فکر اسلامی، چه میانه‌ای با اعتدال دارد؟ کابینه معتدل چگونه کابینه‌ای است و در عرصه سیاست که معمولا عرصه‌ی افراط و تفریط‌ها بوده، چگونه عمل خواهد کرد؟ به نظر می‌رسد در این روزهای جامعه ما، این سوالات بسیار اساسی است و باید تبیین شوند. گروه راهبرد خبرگزاری دانا، بر آن است این مهم را به شور اندیشمندان و کنشگران سیاسی و اجتماعی کشورمان بگذارد تا از این رهگذر به نکته‌ای روشن برسد و بتواند بگوید: اعتدال چیست؟ آنچه می‌آید گفتگوی اختصاصی گروه راهبرد خبرگزاری دانا با دکتر ناصر فکوهی، جامعه‌شناس و کنشگر اجتماعی است. این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در این گفتگو، اعتدال را پرهیز از خشونت تعریف می‌کند و در تبیین وضعیت اعتدال در کشورمان می‌گوید: ما خوشبختانه در کشورمان رادیکالیسم خودجوش اجتماعی نداریم یا لااقل فعلا نداریم. بهترین اقدام دولت آن است که نخبگان را قانع کند که از ورود به صحنه نیروهای خودسر جلوگیری واین نیروها را که بازمانده ای از دورانی پشت سرگذاشته شده هستند، از میان بردارند.

  • اصغر زارع کهنمویی

محسن رهامیاصغر زارع کهنمویی - اعتماد: قانون را رکن جامعه مدنی خوانده‌اند اما کدام قانون؟ اگر قانون برای تاسیس جامعه مدنی، کافی است چرا جامعه ما با وجود یک قرن تجربه زیسته در حوزه قانون، هنوز با جامعه مدنی فاصله جدی دارد؟ چرا ما صد سال تمام قانون نوشته‌ایم اما به جامعه مدنی نرسیده‌ایم؟ قانون خوب چیست و آن را چه کسانی می‌نویسند؟ موانع قانونی شکل‌گیری جامعه مدنی چیستند؟ فقه کجای بردار جامعه مدنی قرار دارد؟ نخبگان سیاسی و مذهبی ما با جامعه مدنی چه کرده‌اند؟ کارویژه‌های دولت روحانی و راهبرد مجموعه اصلاح‌طلبان برای تقویت جامعه مدنی چه باید باشد؟ این سوالات و سوالاتی از این دست، محور گفتگوی اعتماد با دکتر محسن رهامی، حقوقدان است. این فعال سیاسی اصلاح‌طلب، ضمن تبیین جایگاه قانونی شوراها، مجلس، نخبگان، دولتمردان در جامعه مدنی، بر اهمیت اداره غیرمتمرکز کشور و تاسیس پارلمان‌های محلی ذیل قانون شوراها تاکید کرد.

  • اصغر زارع کهنمویی

علی پایااصغر زارع کهنمویی - گروه راهبرد: اعتدال تکیه کلامِ این روزهای جامعه ایرانی است، رمزی برای گشودن رازهای سر به مهر دولت جدید. اعتدال مثل هر واژه دیگری، در ادبیات سیاسی و اجتماعی ما، بسیار مبهم است. هیچکس حتی افراطی‌‌ترین‌ها نیز مدعی مشی اعتدال هستند.  واقعا اعتدال چیست؟ اعتدالیون چه کسانی هستند؟ مرز میان «اعتدال و افراط» و «اعتدال و محافظه‌کاری»  چگونه تبیین می‌شود؟ چرا جامعه ما بیش از اعتدال به افراط و تفریط گراییده است؟ تاریخ فکر اسلامی، چه میانه‌ای با اعتدال دارد؟ کابینه معتدل چگونه کابینه‌ای است و در عرصه سیاست که معمولا عرصه‌ی افراط و تفریط‌ها بوده، چگونه عمل خواهد کرد؟ به نظر می‌رسد در این روزهای جامعه ما، این سوالات بسیار اساسی است و باید تبیین شوند. گروه راهبرد خبرگزاری دانا، بر آن است این مهم را به شور اندیشمندان و کنشگران سیاسی و اجتماعی کشورمان بگذارد تا از این رهگذر به نکته‌ای روشن برسد و بتواند بگوید: اعتدال چیست؟ آنچه می‌آید گفتگوی اختصاصی گروه راهبرد خبرگزاری دانا با دکتر علی پایا، روشنفکر برجسته دینی است. پایا دانشیار مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و استاد مدعو دانشگاه وستمینستر انگلستان است. او در این گفتگوی مبسوط با تعریف مفهوم اعتدال در نزد اندیشمند فلسفه سیاسی راجر اسکروتون، به تبیین مولفه‌های مختلف آن می‌پردازد. وی در ادامه، ضمن هشدار به هجوم روشنفکران برای ارائه تعریف‌های چشم‌گیرتر از اعتدال، به رابطه وثیق اعتدال و عقلانیت اشاره می‌کند و آنگاه، در گفتاری تحت عنوان «منطق موقعیت» دلیل اصلی رویگردانی جامعه به اعتدال و را ه تاسیس جامعه معتدل را تشریح می‌کند.

  • اصغر زارع کهنمویی

رسول جعفریاناصغر زارع کهنمویی - گروه راهبرد: اعتدال تکیه کلامِ این روزهای جامعه ایرانی است، رمزی برای گشودن رازهای سر به مهر دولت جدید. اعتدال مثل هر واژه دیگری، در ادبیات سیاسی و اجتماعی ما، بسیار مبهم است. هیچکس حتی افراطی‌‌ترین‌ها نیز مدعی مشی اعتدال هستند.  واقعا اعتدال چیست؟ اعتدالیون چه کسانی هستند؟ مرز میان «اعتدال و افراط» و «اعتدال و محافظه‌کاری»  چگونه تبیین می‌شود؟ چرا جامعه ما بیش از اعتدال به افراط و تفریط گراییده است؟ تاریخ فکر اسلامی، چه میانه‌ای با اعتدال دارد؟ کابینه معتدل چگونه کابینه‌ای است و در عرصه سیاست که معمولا عرصه‌ی افراط و تفریط‌ها بوده، چگونه عمل خواهد کرد؟ به نظر می‌رسد در این روزهای جامعه ما، این سوالات بسیار اساسی است و باید تبیین شوند. گروه راهبرد خبرگزاری دانا، بر آن است این مهم را به شور اندیشمندان و کنشگران سیاسی و اجتماعی کشورمان بگذارد تا از این رهگذر به نکته‌ای روشن برسد و بتواند بگوید: اعتدال چیست؟ آنچه می‌آید گفتگوی اختصاصی گروه راهبرد خبرگزاری دانا با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر رسول جعفریان، است. جعفریان، از معدود طلابی است که به سنت علمای اسلامی سده های میانه، به پژوهش‌های تاریخی روی آورده و محصولات ارزشمند علمی متعددی تولید کرده است. او اینک جایگاه غیرقابل انکاری در میان اصحاب تاریخ دارد. یکی از برجسته‌ترین فعالیت‌های او، تلاش برای پیوند ظریف وضعیت سیاسی، فکری و اجتماعی معاصر ما با وقایع تاریخی است. جعفریان از معدود اساتید تاریخ است که به‌صورت حرفه‌ای، در بزنگاه‌های مختلف حضور قلمی موثری دارد. اخیرایادداشت‌های تاثیرگذار وی در حوزه‌های مختلف، جریان‌ساز بوده است.

  • اصغر زارع کهنمویی

کتاب «انقلاب اخلاقی، راهی به رهایی» مجموعه ده گفتگوی تفصیلی عمیق و ده یادداشت ویژه در حوزه اخلاق هنجاری است که به کوشش اصغر زارع کهنمویی تدوین و تالیف شده است.

این مجموعه با مقدمه حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی با عنوان «به سوی جامعه اخلاقی» خرداد امسال توسط ستاد بزرگداشت امام خمینی منتشر شده است.

 

جهان در رنج است، کشور ما نیز هم

زارع کهنمویی، پژوهشگر تاریخ و روزنامه‌نگار اندیشه در مقدمه‌ی خود پس از ارائه‌ی گزارشی از نظریات اخلاقی مشهور، با اشاره به اعلامیه اخلاق جهانی آورده است: جهان در رنج بزرگی است و کشور ما هم. به گواه بسیاری از بزرگان، از روشنفکران طیف‌های مختلف تا علمای حوزوی و فعالان عرصه عمومی، مملکت گرفتار بحران اخلاقی در لایه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، هنری، علمی و... است؛ بحرانی که اگر چاره‌اندیشی سریع نشود، جامعه ما را از سرمایه اجتماعی تهی خواهد کرد. رازگشایی از این بحران و عبور پیروزمندانه از آن، نیازمند عزم ملی است. سونامی چنان ویرانگر است که همت همگان را در همه حوزه‌ها می‌طلبد.

وی ادامه می‌دهد: پیوند دیرینه دین و اخلاق، بخصوص در جوامع اسلامی، راه را برای خوانش اخلاقی انسان در این جوامع هموارتر می‌کند. در این میان تحلیل و بازکاوی نگاه بزرگان و رهبران دینی می‌تواند، بسیار راهگشا باشد. پاسخ به این سوال بزرگ، تلاشی جدی برای رهایی است؛ چه شده است که جامعه تحت لوای بزرگان دینی که اینقدر بر زیست اخلاقی تاکید می‌کنند، در بحران اخلاقی گرفتار شده‌است؟ آیا می‌توان با بررسی دقیق مسائل و آفت‌های موجود در حوزه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، راز سر به مهر این بحران را گشود؟ مجموعه « انقلاب اخلاقی، راهی به رهایی» برای نیل به این گشایش، سامان یافته است.

مرتبط:

مقدمه‌ای بر انقلاب اخلاقی / جماران

مقدمه سیدحسن خمینی، به‌سوی جامعه اخلاقی

 بازتاب خبری «انقلاب اخلاقی، راهی به رهایی»

  • اصغر زارع کهنمویی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۳۵
  • اصغر زارع کهنمویی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۲۳
  • اصغر زارع کهنمویی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۰۹
  • اصغر زارع کهنمویی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ خرداد ۹۲ ، ۲۱:۴۶
  • اصغر زارع کهنمویی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۴۸
  • اصغر زارع کهنمویی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۱۹
  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی، حریم امام: در جمهورى اسلامى هیچ فرقى بین ترک و کرد و لُر و عرب و فارس و بلوچ نمی ‏باشد.» (صحیفه امام، ج9، ص317) این سخن رهبر کبیر انقلاب و سخنان بسیاری از این دست، نشان از فربه‌گی بینش عدالت‌طلبانه قومی و مذهبی در اندیشه معمار نظام است. امام خمینی با امضای متن قانون اساسی، این تفکر را که کمابیش در اصول مختلف آن بخصوص در اصول پانزده و نوزده منعکس شده، تایید کرد. تاکیدات مدام امام بر رفع هرگونه تبعیض قومی و مذهبی اما، آنچنان‌که باید، مورد اعتنای برخی گروه‌ها قرار نگرفت. به رغم تاکید امام بر دوری از ناسیونالیسم، برخی‌ها بر طبل ناسیونالیسم افراطی کوبیدند و به رغم تاکید امام بر همه‌نوع برابری، بی‌عدالتی‌ها و بی‌مهری‌های غیرقابل‌انکاری بر اقوام و مذاهب مختلف رفت . هفته نامه "حریم امام"، بر اساس رسالت قانونی و شرعی خود، سعی دارد همچون موضوعات دیگر، در این حوزه نیز، ذیل اقتراحی با عنوان «برابری و رفع تبعیض» به گفتگو‌با صاحب‌نظران حوزه قومیت‌ها و نیز نخبگان همه گروه‌های قومی کشور بنشیند و ضمن تبیین دیدگاه‌های امام، به بررسی چگونگی احقاق حقوق اقوام با توجه به ظرفیت‌های قانون اساسی بپردازد تا از این رهگذر، حقوق شهروندی همه گروه‌ها از جمله حقوق اقوام را مورد تاکید و گوشزد قرار دهد. دکتر احمد رضایی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه مازندران میهمان برگ سوم این اقتراح است. این پژوهشگر مسائل قومیت، که پیش‌ از این، با تالیف کتابی تحت عنوان «قومیت، ملیت و اندیشه‏فراملى» به تبیین دیدگاه‌‌های امام خمینی درباره ناسیونالیسم و حقوق اقوام پرداخته است، در این  گفتگو نیز، با اشاراتی تاریخی به وضعیت اقوام در شکل‌گیری دولت‌ملت ایرانی و سیاست یکسان‌سازی دوران پهلوی، به تفاوت‌های جدی دیدگاه‌های امام با این سیاست اشاره می‌کند. وی با تحلیل انتقادی سیاست‌های قومی در دهه‌ای گذشته، با بیان اینکه قومیت‌ها، یک فرصت تاریخی برای جامعه ایران هستند، بر اجرای اصل 15قانون تاکید می‌کند و می‌گوید؛ احرای اصل 15 هیچ مغایرتی با امنیت ملی ندارد.

***

فهرست مطالبِ اقتراح «برابری و رفع تبعیض» / حریم امام

  1. گفتگو با جلال جلالی‌زاده؛ اولین گام، اجرای سریع اصل15 است
  2. گفتگو با مجتبی مقصودی؛ اجرای اصل 15 را به تعلل وانگذاریم 
  3. گفتگو با‌ احمدرضایی؛ اجرای‌ اصل15‌ مغایرتی‌ با‌ امنیت‌ملی‌ ندارد
  4. گفتگو با کاووس سیدامامی؛ اجرای اصل15، حق زبان مادری و تثبیت وحدت ملی
  5. گفتگو با سیدحیدر بیات؛ ضرورت ایجاد بستری عادلانه برای جبران اجحاف گذشته 
  6. گفتگو با ابراهیم حاجیانی؛ امروز کشور به ثباتی رسیده که بتوان اصل 15 را اجرا کرد 
  7. گفتگو با حسین گودرزی؛ وجود اراده‌هایی برای اجرای اصل 15 
  8. گفتگو با یونس نوربخش؛ دیگر برای عدم اجرای اصل15 شرایط اضطراری معنا ندارد 
  9. گفتگو با حمیدرضا جلایی‌پور؛ اگر اصل15 اجرا شود، مشکلی پیش نمی‌آید 
  10. گفتگو با فرامرز تقی‌لو؛ امید به تحقق حقوق زبانی قومیت‌ها 

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی، حریم امام: در جمهورى اسلامى هیچ فرقى بین ترک و کرد و لُر و عرب و فارس و بلوچ نمی ‏باشد.» (صحیفه امام، ج9، ص317) این سخن رهبر کبیر انقلاب و سخنان بسیاری از این دست، نشان از فربه‌گی بینش عدالت‌طلبانه قومی و مذهبی در اندیشه معمار نظام است. امام خمینی با امضای متن قانون اساسی، این تفکر را که کمابیش در اصول مختلف آن بخصوص در اصول پانزده و نوزده منعکس شده، تایید کرد. تاکیدات مدام امام بر رفع هرگونه تبعیض قومی و مذهبی اما، آنچنان‌که باید، مورد اعتنای برخی گروه‌ها قرار نگرفت. به رغم تاکید امام بر دوری از ناسیونالیسم، برخی‌ها بر طبل ناسیونالیسم افراطی کوبیدند و به رغم تاکید امام بر همه‌نوع برابری، بی‌عدالتی‌ها و بی‌مهری‌های غیرقابل‌انکاری بر اقوام و مذاهب مختلف رفت . هفته نامه "حریم امام"، بر اساس رسالت قانونی و شرعی خود، سعی دارد همچون موضوعات دیگر، در این حوزه نیز، ذیل اقتراحی با عنوان «برابری و رفع تبعیض» به گفتگو‌با صاحب‌نظران حوزه قومیت‌ها و نیز نخبگان همه گروه‌های قومی کشور بنشیند و ضمن تبیین دیدگاه‌های امام، به بررسی چگونگی احقاق حقوق اقوام با توجه به ظرفیت‌های قانون اساسی بپردازد تا از این رهگذر، حقوق شهروندی همه گروه‌ها از جمله حقوق اقوام را مورد تاکید و گوشزد قرار دهد. دکتر مجتبی مقصودی، رییس انجمن علوم سیاسی ایران، میهمان برگ دوم این اقتراح است. وی در این گفتگو، با تحلیل تاریخی مساله قومیت در ایران، به تاکید بر رعایت حقوق شهروندی و حقوق قومیت ها، اجرای اصل 15 را نخستین راه چاره می داند و می گوید: نباید در شرایط فعلی اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ را به تعلل واگذار نماییم. این استاد علوم سیاسی، در جای دیگری از گفتگو می گوید: متاسفانه همچنان کفه ترازو به سمتی سنگینی می کند که در ایران مسایل قومی  به خارجی ها پیوند زده و از تحلیل و تبیین واقعی، همه جانبه نگر و واقع بینانه سرباز زده می شود.

***

فهرست مطالبِ اقتراح «برابری و رفع تبعیض» / حریم امام

  1. گفتگو با جلال جلالی‌زاده؛ اولین گام، اجرای سریع اصل15 است
  2. گفتگو با مجتبی مقصودی؛ اجرای اصل 15 را به تعلل وانگذاریم 
  3. گفتگو با‌ احمدرضایی؛ اجرای‌ اصل15‌ مغایرتی‌ با‌ امنیت‌ملی‌ ندارد
  4. گفتگو با کاووس سیدامامی؛ اجرای اصل15، حق زبان مادری و تثبیت وحدت ملی
  5. گفتگو با سیدحیدر بیات؛ ضرورت ایجاد بستری عادلانه برای جبران اجحاف گذشته 
  6. گفتگو با ابراهیم حاجیانی؛ امروز کشور به ثباتی رسیده که بتوان اصل 15 را اجرا کرد 
  7. گفتگو با حسین گودرزی؛ وجود اراده‌هایی برای اجرای اصل 15 
  8. گفتگو با یونس نوربخش؛ دیگر برای عدم اجرای اصل15 شرایط اضطراری معنا ندارد 
  9. گفتگو با حمیدرضا جلایی‌پور؛ اگر اصل15 اجرا شود، مشکلی پیش نمی‌آید 
  10. گفتگو با فرامرز تقی‌لو؛ امید به تحقق حقوق زبانی قومیت‌ها 

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی، حریم امام: در جمهورى اسلامى هیچ فرقى بین ترک و کرد و لُر و عرب و فارس و بلوچ نمی ‏باشد.» (صحیفه امام، ج9، ص317) این سخن رهبر کبیر انقلاب و سخنان بسیاری از این دست، نشان از فربه‌گی بینش عدالت‌طلبانه قومی و مذهبی در اندیشه معمار نظام است. امام خمینی با امضای متن قانون اساسی، این تفکر را که کمابیش در اصول مختلف آن بخصوص در اصول پانزده و نوزده منعکس شده، تایید کرد. تاکیدات مدام امام بر رفع هرگونه تبعیض قومی و مذهبی اما، آنچنان‌که باید، مورد اعتنای برخی گروه‌ها قرار نگرفت. به رغم تاکید امام بر دوری از ناسیونالیسم، برخی‌ها بر طبل ناسیونالیسم افراطی کوبیدند و به رغم تاکید امام بر همه‌نوع برابری، بی‌عدالتی‌ها و بی‌مهری‌های غیرقابل‌انکاری بر اقوام و مذاهب مختلف رفت . هفته نامه "حریم امام"، بر اساس رسالت قانونی و شرعی خود، سعی دارد همچون موضوعات دیگر، در این حوزه نیز، ذیل اقتراحی با عنوان «برابری و رفع تبعیض» به گفتگو‌با صاحب‌نظران حوزه قومیت‌ها و نیز نخبگان همه گروه‌های قومی کشور بنشیند و ضمن تبیین دیدگاه‌های امام، به بررسی چگونگی احقاق حقوق اقوام با توجه به ظرفیت‌های قانون اساسی بپردازد تا از این رهگذر، حقوق شهروندی همه گروه‌ها از جمله حقوق اقوام را مورد تاکید و گوشزد قرار دهد. دکتر جلال جلالی‌زاده نخستین مهمان این اقتراح است. این سیاستمدار کرد، در این گفتگو با صراحت از وجود شکاف قومی در ایران سخن می‌گوید و هشدار می‌دهد؛ مطالبات قومی، آتش زیر خاکستر است. جلالی‌زاده با بازخوانی رویکرد نادرست عصر پهلوی به قومیت‌ها و مخالفت امام با آن، در تبیین اندیشه‌های امام،می‌گوید: وعده‌های امام به رهبران ملی‌مذهبیِ قومیت‌ها در ابتدای انقلاب، بسیار قابل تامل است. این استاد دانشگاه تهران، در ادامه، با بیان اینکه برخی در دنیای توهمات زندگی می‌کنند، ضمن تاکید بر پرهیز از توهم توطئه، به کار بردن انگاره تجزیه‌طلبی از سوی گروه‌های قومی را رد می‌کند. وی در پایان در پاسخ به چاره‌جویی برای چالش‌های قومی می‌گوید: نخستین گام، اجرای سریع اصل پانزده قانون اساسی است.

***

فهرست مطالبِ اقتراح «برابری و رفع تبعیض» / حریم امام

  1. گفتگو با جلال جلالی‌زاده؛ اولین گام، اجرای سریع اصل15 است
  2. گفتگو با مجتبی مقصودی؛ اجرای اصل 15 را به تعلل وانگذاریم 
  3. گفتگو با‌ احمدرضایی؛ اجرای‌ اصل15‌ مغایرتی‌ با‌ امنیت‌ملی‌ ندارد
  4. گفتگو با کاووس سیدامامی؛ اجرای اصل15، حق زبان مادری و تثبیت وحدت ملی
  5. گفتگو با سیدحیدر بیات؛ ضرورت ایجاد بستری عادلانه برای جبران اجحاف گذشته 
  6. گفتگو با ابراهیم حاجیانی؛ امروز کشور به ثباتی رسیده که بتوان اصل 15 را اجرا کرد 
  7. گفتگو با حسین گودرزی؛ وجود اراده‌هایی برای اجرای اصل 15 
  8. گفتگو با یونس نوربخش؛ دیگر برای عدم اجرای اصل15 شرایط اضطراری معنا ندارد 
  9. گفتگو با حمیدرضا جلایی‌پور؛ اگر اصل15 اجرا شود، مشکلی پیش نمی‌آید 
  10. گفتگو با فرامرز تقی‌لو؛ امید به تحقق حقوق زبانی قومیت‌ها 

  • اصغر زارع کهنمویی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ خرداد ۹۲ ، ۰۹:۵۸
  • اصغر زارع کهنمویی


بجنوردیاصغر زارع کهنمویی نسیم بیداری:
آیت‌الله سیدمحمد موسوی بجنوردی را باید عصاره نظام‌های مکاتب آموزشی جدید و قدیم دانست. در تاریخ دانشوری او، هم تعلیم و تعلم در مکتب نجف دیده می‌شود هم آموزش و آموزگاری در مکتب قم و در سویه سوم، استادی و پژوهش در مکاتب علمی مدرن. او پایبند تمام مناسک ویژه این مکتب‌ها از حاشیه‌نگاری تا راهنمایی پایان‌نامه است. از معدود فقهایی است که افزون بر فقه، فلسفه و اخلاق خوانده و از این منظر، از محرم‌ترین افراد برای بررسی نسبت اخلاق و فقه است. از او که زمانی بر مسند عالی‌ترین مقام قضایی نیز نشسته، درباره کاستی‌های اخلاقی فقه پرسیدم و او تمام‌قد، از اخلاق در برابر فقه دفاع کرد. از منظر این فقیه بلندپایه، اخلاق مرجع و سنجه احکام فقهی است و باید همه احکام، در مسیر اخلاق باشند و الا اسلامی نیستند. او در این گفتگو، با جسارت تمام، نقد استاد خود را نیز پیش می‌کشد و می‌گوید؛ باید امام نقد شود. اوج سخن موسوی بجنوردی آنجاست که به حقوق بشر، ارحجیت مطلق می‌دهد و می‌گوید: حقوق بشر فراتر از همه مصلحت‌ها است.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی، نسیم بیداری: هرگاه از جلوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می‌گذرم، یاد تمام گفت‌وگوهایی می‌افتم که در این سال‌ها با جامعه‌شناسان مطرح این مرکز معتبر علمی انجام داده‌ام؛ اما، هرگز فکر نمی‌کردم؛ این‌بار سخن یکی دیگر از همین متخصصان علم‌الاجتماع، چنان تلخ باشد که بر تاریکی شبانه و سرمای زمستانی یازدهم دیماه نیز غلبه کند. سعید معیدفر، جامعه‌شناسی است که این روزها سخنانش بسیار بر صحیفه‌ رسانه‌ها جاری است. او پیش از این، بارها از فروپاشی جامعه سخن گفته است؛ در این گفتگو، اما از فروپاشی، پا فراتر می‌نهد و از اضمحلال و نابودی تمام‌عیار سخن می‌گوید. او بر فساد گسترده و سازمان‌یافته تاکید می‌کند و می‌گوید؛ زیرپوست جوامع غیردموکراتیک، فساد به‌طرز گسترده‌ای جریان دارد. معیدفر، در بازکاوی تاریخی فساد، از تشکیل دولت مدرن و نابودکردن استقلال فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی قومیت‌ها، به‌عنوان اصلی‌ترین عامل فساد یاد می‌کند و تنها راه عبور از بحران‌ اخلاقی و فساد گسترده را به‌رسمیت‌شناختن تنوع فرهنگی و حقوق فردی انسان‌ها اعلام می‌دارد.

مشاهده و دانلود کلیپ گزیده گفتگو  حجم: 16.8 مگابایت

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی، ماهنامه علمی‌تخصصی حکمت و معرفت: چگونه می‌توان اخلاق را در سیاست توزین کرد؟ اخلاق‌گرایان چه کنند که در عرصه سیاست به ملامت نرسند؟ چرا سیاستمداران همواره در باتلاق‌های اخلاقی گرفتار می‌شوند؟ یک سیاستمدار در مواجه با پاردوکس‌های اخلاق و سیاست، چگونه رفتار می‌کند؟ در تضاد میان حقوق بشر و منافع ملی و گروهی، سیاستمدار اخلاقی، ارجحیت را به کدام می‌دهد؟ در تنازعات و بحران‌های قومی، اخلاق چه راهی پیش پای سیاستمدارن می‌گذارد؟ در این میان حقوق گروه‌های قومی و اقلیت‌ها چگونه تبیین اخلاقی می‌شوند؟ این سوالات و سوالاتی از این دست، محور گفتگوی تفصیلی اطلاعات حکمت و معرفت با دکتر سیدعلی محمودی، استاد اندیشه سیاسی و تحلیل‌گر برجسته سیاست و بین‌الملل است. این استاد دانشگاه در این گفتگو بر ضرورت همپوشانی منافع ملی و حقوق بشر تاکید می‌کند و تامین حقوق فردی و جمعی بشر را شرط اساسی تضمین منافع ملی می‌داند.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - شرق: مهمان برگ سیزدهمِ اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر»، دکتر محمد راسخ، استاد فلسفه حقوق و حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی است. وی در این گفتگو، بر ضرورت طرح نسبت حقوق و عدالت بجای حقوق و اخلاق تاکید می کند و ضمن تبیین دیدگاه‌های خود درباره نظام حقوقی و جامعه اخلاقی، احکام حقوقی را "دگرآیینانه" و احکام اخلاقی "خودآیینانه" می‌خواند. این متخصص فلسفه حقوق، در پاسخ به پرسشی درباره نسبت منافع ملی و حقوق بشر، به همنشینی این دو و درباره نسبت آن، با حقوق اقوام به تامین این حقوق تاکید می‌کند و می‌گوید: در صورت تزاحم باید به اصلاح سیاست­های ملی پرداخت تا منافع و مصالح یک گروه یا قوم خاص نیز تأمین شود.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنموی، دانا: شاید بتوان با تاسی بر سخن برخی اهل نظر گفت؛ دیگر بی‌کرانه‌اندیشی در علم مفهومی ندارد. مدت‌ها است که هم دانشمندان و هم سیاست‌مداران بر این باور رسیده‌اند که باید علم را نیز سیاست‌گذاری کنند تا از یک‌سو بر "مصائبِ" علم فائق آیند و از سوی دیگر، علم را "نافع"ِ خویش سازند. اما سیاستگذاری علم به چه معنا است؟ سیاست و علم با توجه به ماهیت متضاد درونی خود، چگونه کنار هم قرار می‌گیرند؟ چه کسانی سیاست‌های علمی را تبیین می‌کنند؟ نقش جامعه در این میان چیست؟ چه سنت‌هایی در این باره وجود دارد؟ علم در کشور ما چگونه سیاست‌گذاری می‌شود؟ گروه اندیشه خبرگزاری دانا، در راستای سیاست‌های رسانه‌ای خود، بحث پایه‌ای و اساسی سیاستگذاری علم را به عنوان نخستین پرونده خود برگزید. ماحصل، انجام سه گفتگوی تفصیلی با سه متخصص مطرح موضوع در سه حوزه علوم پایه، فناوری و علوم انسانی بود. گفتگوی نخست، با دکتر رضا روستاآزاد، رییس دانشگاه صنعتی شریف انجام شد که بیشتر به بحث سیاست‌های علمی در حوزه فناوری اختصاص داشت. این گفتگو اسفند سال گذشته منتشر شد. گفتگوی دوم با دکتر سیدحسن قدسی‌پور رییس مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و قائم مقام دبیر شورای علوم، تحقیقات و فناوری صورت گرفت. این گفتگو به سیاست‌های علمی در حوزه دانش‌های بنیادی و علوم پایه اختصاص یافت که هفته گذشته منتشر شد. در گفتگوی سوم اما به سیاست‌گذاری علمی در علوم انسانی در گفتگو با دکتر محمدامین قانعی‌راد، جامعه‌شناس و عضو هئیت علمی مرکز تحقیقات سیاست‌های علمی کشور پرداختیم که همینک منتشر می‌شود.

  • اصغر زارع کهنمویی

دهه چهل، دهه ظهور مردانی بلندقامت در سپهر سیاسی ایران بود؛ مردانی که هریک، در قامت یک ملت، به ایفای نقش پرداختند. بی‌شک، سیدمحمدحسینی‌بهشتی، از صدرنشین‌های این حلقه بود. بازخوانی شخصیت، اندیشه، نقش و جایگاه او از این جهت حائز اهمیت است که بهشتی در ذهن انسان ایرانی بعد از بهشتی، به مثابه اسطوره‌ای موثر، حیات فکری و سیاسی نوستالوژیک داشته است. بهشتی که بود؟ چه کرد؟ چه گفت؟ و چرا رفت؟ اینها سوالاتی است که پاسخ‌های متفاوتی دارد. از حبیب‌الله عسگراولادی از قدمای فعالان عرصه سیاست ایران، خواسته‌ایم به این سوالات پاسخ دهد. او زیست حوزوی بهشتی را به کنش‌های منحصر به فرد سیاسی‌اش می‌دوزد و نهادسازی را یکی از نخستین اهداف بهشتی می‌شمارد. وی ضمن اشاره به دیدگاه‌های بهشتی درباره تحزب به رابطه او با موتلفه و نیز، چرایی و چگونگی تاسیس حزب مردم سالاری می پردازد. عطف گفتگوی نسیم بیداری با عسگراولادی زمانی است این عضو باسابقه موتلفه، به چرایی فروپاشی حزب جمهوری اسلامی اشاره می‌کند و می‌گوید: افراد بیمار سبب فروپاشی حزب شدند.

  • اصغر زارع کهنمویی

ابوالقاسم فناییاصغر زارع کهنمویی، نسیم بیداری: نمی‌توان به جایگاه و اعتبار روشنفکری دینی با همه‌ی مصائب و مسائل پیرامونش، بی‌اعتنا بود. شاید بتوان گفت؛ روشنفکری دینی، ‌زنده‌ترین موجود سیاسی‌احتماعی تمام تاریخ معاصر ما است. مجالی باید تا به ارزیابی و نقد دقیق کارنامه این نحله فکری پرداخت. این کارنامه چقدر قابل دفاع است؟ چرا هویت سیاسی روشنفرکی دینی بر دیگر سویه‌های آن می‌چربد؟ کارویژه روشنفکری دینی چیست و این کارویژه در حوزه حقوق بشر چه کرده است؟ چرا روشنفکری دینی به حقوق گروه‌های قومی نمی‌پردازد؟ پارادوکس‌های روشنفکری دینی در حوزه حقوق زنان چگونه توزین می‌شود؟ برای پاسخ به این سوالات، سراغ دکتر ابوالقسام فنایی رفته‌ایم. او یکی از نوگراترین حوزویانِ حجره‌نشین و همچنین یکی از حوزوی‌ترین روشنفکران لندن‌نشین است. شاید بیشترین تلاش او صرف رفع پارادوکس‌های دین و مدرنیسم از منظر اخلاق باشد. در این گفتگو او ضمن گلایه از تقسیم روشنفکری به دینی و سکولار، به تقسیم دیگری از روشنفکری براساس خداباوری می‌پردازد. او در ادامه، از کارنامه روشنفکران دینی در حوزه حقوق بشر، ‌دفاع می‌کند و در پرسش به پاسخی درباره نسبت منافع ملی و حقوق بشر، ارجحیت را به حقوق بشر می‌دهد. او درباره حقوق قومیت‌ها می‌گوید؛ ظلم به گروه‌های قومی بیشتر به امنیت ملی ضربه می‌زند و تمامیت ارضی را به مخاطره می‌اندازد تا ادا کردن حقوق آنان.

  • اصغر زارع کهنمویی
شاید بتوان با تاسی بر سخن برخی اهل نظر گفت؛ دیگر بی‌کرانه‌اندیشی در علم مفهومی ندارد. مدت‌ها است که هم دانشمندان و هم سیاست‌مداران بر این باور رسیده‌اند که باید علم را نیز سیاست‌گذاری کنند تا از یک‌سو بر "مصائبِ" علم فائق آیند و از سوی دیگر، علم را "نافع"ِ خویش سازند. اما سیاستگذاری علم به چه معنا است؟ سیاست و علم با توجه به ماهیت متضاد درونی خود، چگونه کنار هم قرار می‌گیرند؟ چه کسانی سیاست‌های علمی را تبیین می‌کنند؟ نقش جامعه در این میان چیست؟ چه سنت‌هایی در این باره وجود دارد؟ علم در کشور ما چگونه سیاست‌گذاری می‌شود؟به گفته استاد دانشگاه صنعتی امبرکبیر، کشور ما در سیاستگذاری علمی، در مرز دانش جهانی قرار دارد. حسن قدسی‌پور در گفتگو با گروه راهبرد خبرگزاری دانا، از رشد تئوریک علم سیاست‌گذاری در کشور سخن می‌گوید و  اعتقاد دارد از مرحله تحقیقات به مرحله قانون‌گذاری و حتی اجرا رسیده‌ایم. وی در این گفتگو از اجرایی­ شدن قانون اقتصاد دانش‌بنیان خبر داد و اظهار داشت؛ قانون دانش‌بنیان پس از تصویب، هم‌اکنون در مرحله اجرا است و قرار است دولت سالیانه، هزار میلیارد تومان، به شرکت‌های دانش‌بنیان اختصاص دهد.
  • اصغر زارع کهنمویی

آرش نراقی

اصغر زارع کهنمویی - نسیم بیداری: دکتر آرش نراقی را می‌توان جسورترین متفکر تمام سال‌هایی دانست که اندیشه‌ی مدرن و انسانیِ «حقوق بشر» فراگفتمانِ محافل سیاسی و روشنفکری شده است؛ گفتمانی که حتی تجددگراترین روشنفکران نیز، ‌در سویه‌هایی، یا به باور عمیق آن نرسیده‌اند و به انکار آن می‌پردازند و یا نگاه کاریکاتوری به محتوای آن دارند. در خوشبینانه‌ترین حالت، یک نوع نسبیت‌گرایی فرهنگی کلانی بر گرایش‌ها و روایت‌های روشنفکران ما از حقوق بشر حاکم است. آرش نراقی از این حیث متفکری است که تلاش دارد،‌ به طرز عریان، خارج از چارچوب‌های حاکم بر عرف روشنفکری، از بحث درباره مفهوم کلی حقوق بشر عبور کرده و یک به یک به مصادیق آن ورود کند. برای ارزیابی کارنامه روشنفکری دینی، گفت‌وشنود با آرش نراقی به عنوان فعال‌ترین نماینده این نحله فکری در حوزه حقوق بشر می‌تواند بسیار سودمند باشد. در این گفتگو، این فیلسوف دین، ضمن دفاع تحلیلی از کارنامه روشنفکری دینی در تبیین نظریه دینی و پذیراندن حقوق بنیادی انسان، به چالش‌ها و ضعف‌های آن در تعریف مصادیق می‌پردازد. او در بخش پایانی گفتگو، به ارائه پاسخ‌ به پرسش‌های ناظر به یکی از اساسی‌ترین مصادیق حقوق بشر یعنی حقوق گروه‌های قومی می‌پردازد. او دراین باره،‌ از نظریه فیلسوفان جدید حقوق بشر سخن می‌گوید و افزون بر حقوق فردی، حقوق جمعی را نیز مشمول حقوق بشر می‌خواند و حقوق گروه‌های قومی را ذیل این حقوق، به عنوان لوازم دموکراسی عادلانه می‌خواند. او می‌گوید؛ اگر کسانی حقوق قومیت‌ها را نپذیرند، اساسا به حقوق بشر اعتقاد ندارند. راه‌حل او برای رفع تنازعات قومی،‌ گفتگوی منتقدانه، پذیرش حقوق متقابل و دوری از فضای عاطفی و غیرمنطقی است. نراقی همچنین از بی‌اعتنایی نهاد قدرت و جامعه روشنفکری به حقوق قومیت‌ها، به‌شدت گلایه می‌کند.

  • اصغر زارع کهنمویی
اصغر زارع کهنمویی، خبرگزاری دانا: تنها چند قدم پس از برج بلند آزادی، سردر یکی از معتبرترین مراکز علمی حهان رخ‌نمایی می‌کند که ورود به آن‌، آروزی بسیاری از دانش‌آموزانِ تمام‌ دهه‌های عصر آموزش مدرن در ایران است؛ دانشگاه صنعتی شریف، گرانیگاه‌ چالش‌های علمی کشور: چرا این دانشگاه برترین است؟ این دانشگاه چگونه نخبه‌های کشور را به خود جذب می‌کند؟ و چرا نمی‌تواند این نخبه‌ها را در درون خود نگه‌دارد؟ چرا تنها چهار سال بعد، بسیاری از ورودی‌های شریف، ورودی‌های هاروارد و آکسفورد و ... می‌شوند؟ این دانشگاه در سیاستگذاری علمی کشور چه سهمی دارد؟ هزینه‌های سنگین خود را چگونه تامین می‌کند؟ نظام آموزشی این دانشگاه بر چه مدلی استوار است؟ دانشگاه شریف در تولید علمی جهان چه سهمی دارد؟ دیگران چگونه به این دانشگاه می‌نگرند؟ پاسخ این سوالات و سوالات بسیاری از دست، محصول گفتگوی طولانی گروه اندیشه‌ی خبرگزاری دانا با دکتر رضا روستاآزاد رییس دانشگاه شریف است. او در این گفتگو، ضمن دفاع از جایگاه برتر دانشگاه تحت ریاست خود، از بودجه بسیار کم آن سخن گفت و از راه‌اندازی نظام آموزشی «متن باز» در معتبرترین دانشگاه کشور خبر داد. یکی از بخش‌های مهم این گفتگو تاکید رییس دانشگاه شریف بر لزوم توجه به نیازهای جامعه و گروه‌های مختلف اجتماعی در امر آموزش و تولید علم است. وی می‌گوید: اگر در جامعه برای رشته‌ای مطالبه‌ای وجود داشته باشد، حتما باید تاسیس شود چون نهادهای دانشگاهی حداقل از دیدگاه منفعت به آن نگاه می‌کنند.
  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی؛ اعتماد: مدت‌ها است، بحثی نوستالوژیک و دردآور در میان چیزخوانِ‌های جامعه ما جریان دارد اینکه چرا ما که در دهه‌ی چهل و پنجاه، روشنفکران و متفکران بسیار غول‌آسایی در ادبیات و سیاست داشتیم ولی دیگر اینها تولید نمی‌شوند. جامعه روشنفکری به‌شدت متوسط‌القامه و حتی ضعیف‌الجثه شده است. چرا چنین است؟ پاسخ به این سوال، بیش از هر چیز، نیاز به نقد اخلاقی جامعه دانشگاهی و روشنفکری دارد. گفتگو با دکتر تقی آزاد ارمکی، ذیل سلسله گفتگوهای اخلاق صورت گرفته که مدتی است توسط این قلم دنبال می‌شود. آزاد ارمکی در این گفتگو، با نقد بی‌رحمانه فضای آکادمیک، اعلام می‌دارد: جامعه ما با بحران کانونی مواجه است.

 

  • اصغر زارع کهنمویی

تسخیر سفارت آمریکا در 13 آبان 58 را شاید بتوان از پرچالش‌ترین رویدادهای تاریخ انقلاب دانست، رویدادی که روند انقلاب اسلامی را حتی تا چندین دهه بعد از پیروزی آن تعیین کرد و در مناسبات ایران با آمریکا وجهان  تاثیر بسیار عمیقی گذاشت. ردپای این رویداد بزرگ را می توان در بسیاری از رخدادهای سیاست داخلی و خارجی ایران یافت. آنچه در پی می آید، بازکاوی چرایی و چگونگی این رویداد تاریخی است و تاثیری که در جریانات بعد از خود داشت از جمله جنگ، تحریم ها و مناسبات ایران و آمریکا. این بازکاوی طی میزگردی با حضور مهندس محمد نعیمی پور نماینده مجلس ششم و دکتر معصومه ابتکار عضو شورای شهر تهران، از دانشجویان پیرو خط امام  که در جریان تسخیر سفارت آمریکا نقش فعال داشتند، صورت گرفت. این دو دانشجوی خط امامی دوران تسخیر سفارت از جریان‌شناسی رویداد، فضای بین المللی، رفتار آمریکا و مدیریت امام، تحریفات و تخریب های بعدی و نگاه فعلی آن دانشجویان به رفتار سیاسی سی و یک سال پیش خود سخن می گویند. اگرچه تلاش جماران این بود که در این میزگرد از دیدگاه های طیف های فکری مختلف بهره گیرد، اما با وجود تلاش فراوان، هماهنگی فرصتی مناسب برای حضور همزمان افراد مختلف ممکن نشد.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی؛ آرمان: اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری یکی از مهمترین چالش‌های مطبوعات ما است. این بحث، بارها و بارها توسط اساتید و صاحب‌نظران ارتباطات طرح شده اما آنچه ناگفته مانده، سنت روزنامه نگاری در این کشور و میانه‌اش با تاریخ اخلاق حرفه‌ای است. اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری یعنی چه؟ اساسا چرا و چگونه روزنامه‌نگاران به ضرورت نگارش متون ارزشمند اخلاق حرفه‌ای رسیده‌اند؟ برای اولین بار، چه کسانی پیش‌نویس‌ این متون را نوشتند؟ در ایران و جهان، این متون ارزشمند چه فرجامی داشته‌اند؟ پروفسور کاظم معتمدنژاد، پدر علم ارتباطات ایران که افزون بر تخصص دانشگاهی در روزنامه‌نگاری، حقوقدان و فارغ‌التحصیل حقوق از دانشگاه سوربون است، همان فردی که یک‌تنه بسیاری از قوانین مدرن حقوق و اخلاق حرفه‌ای مطبوعات را پیش‌نویسی کرده و برای تصویب و اجرای آن‌‌ها تلاش بسیار به خرج داده است. نکته مهم این گفتگو، ضرورت جایگزینی شورای عالی رسانه بر معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و لغو هرگونه قانون صدور مجوز است. شاید باور نکنید که این استاد معتبر حقوق و ارتباطات صراحتا بگوید: «در جهان حاضر، آزادسازی انتشار مطبوعات یک اصل مهم است. باید قانون کسب امتیاز و مجوز از بین برود و همچنین، باید ضرورت ثبت در دفتر هم از بین برود و درج نشانی و اسم ناشر کافی است.»

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی؛ اعتماد: مناسبت‌ها بهانه‌ها و فرصت‌هایی عزیز برای باز‌شناسی اندیشه‌ها و تذکار راه‌هایی است که دیگران به رهایی گشوده‌اند، پیش‌تر از ما و بهتر ما. دهم مهر زادروز مهاتما گاندی، رهبر استقلال هند و تئوریسین مبارزه بدون خشونت است. پی‌جویی این مساله که کدام تجربه زیسته، این مرد ساده هندی را به «روح بزرگ» و «پدر ملت» تبدیل کرد، ضرورتی مهم و راهگشاست که البته بسیار سخت حاصل می‌شود. تربیت دینی، مطالعات فلسفی و از همه مهم‌ترین تجربه‌های تلخ دوران آپارتاید، در شکل‌گیری شخصیت گاندی بسیار مؤثر بوده است. بررسی این سه‌گانه و چندوچون اندیشه‌ی عدم خشونت او و نیز، وضعیت گاندیسم در دوران معاصر، محورهای گفت‌وگویی مکتوب «مغرب» با جورج جیمز است. جورج جیمز، در سال ۱۹۸۲ از دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک در رشته فلسفه دین فارغ‌التحصیل شده است و هم‌اکنون صاحب کرسی فلسفه و مذهب در دانشگاه تگزاس جنوبی است. وی مقالات بسیاری درباره‌ی ادیان و جهان آسیایی و وضعیت اجتماعی-سیاسی نهاد دین و آیین‌های سنتی در کشورهای مختلف این قاره‌ی پهناور بخصوص هند نوشته است.

  • اصغر زارع کهنمویی

روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟ وظایف و مسوولیت های روشنفکری کدام‌اند؟ آیا می توان برای روشنفکر وظیفه تعریف کرد؟ چگونه باید روشنفکری را گونه‌شناسی کرد؟ روشنفکر نماینده چه بخشی از جامعه است؟ رابطه تاریخی روشنفکران و روحانیان چگونه بوده و هست؟ در طول تاریخ، نگاه و نقد روحانیت و روشنفکری به یکدیگر چگونه بوده؟ این نقد و نگاه ها را را چگونه می توان دسته بندی کرد؟ بطور مشخص، رابطه روشنفکران با امام به عنوان نماینده طیف روحانیت، چگونه بوده است؟ در این میان، امام کدام بخش از گونه های مختلف روشنفکری را تایید و کدام را نفی می کند؟ این‌ها، رئوس میزگردی است که آذرماه سال جاری، به بهانه نامه امام به استاد محمدرضا حکیمی سال1348، با حضور دکتر نجفقلی حبیبی، دکتر عماد افروغ و دکتر داوود فیرحی برگزار شد. نامه امام به استاد حکیمی نمونه‌ای از سیره و نگرش رهبر کبیر انقلاب به روشنفکران و اصحاب اندیشه است، چه در این نامه، ضمن ستایش این طبقه پیشرو اجتماعی، به تبیین مسوولیت‌ها و جایگاه آنان نیز می‌پردازد.

  • اصغر زارع کهنمویی

فرمان هشت ماده‌ای امام، یک فرمان حقوقی است و  بیش از هر حوزه‌ای، نظام قضا و فضای حقوقی کشور را به چالش می‌کشد. 28 سال پس از صدور، باتوجه به اوضاع نه چندان مطلوب نظام قضایی کشور، بررسی حقوقی این فرمان ضروری می نماید. پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با عنایت به وظیفه خطیر خود، میزگردی با حضور دکتر محمود آخوندی، دکتر محمدهاشمی و دکتر محمدحسین زارعی، حقوقدانان برجسته کشور برگزار کرد و در آن به تحلیل مبسوط بستر تاریخی صدور فرمان، حوزه خصوصی، استقلال نظام قضا، حقوق بشر، حقوق زندانیان و... پرداخت. این میزگرد با پاسخ به این سوال معروف به پایان می رسد: چه باید کرد؟ این‌بار پاسخ حقوقی سه حقوقدان برجسته به این سوال بزرگ، خواندنی است.

  • اصغر زارع کهنمویی

آیا می‌توان گاندی را ذیل یک فلسفه یا مکتب خاص قرار داد؟ یا باید از گاندیسم سخن گفت؟ آیا اساسا می‌توان از گاندی به‌مثابه یک مکتب یاد کرد؟

گاندی خود هر نظریه‌ای را که از گاندیسم  به‌مثابه یک فلسفه یاد بکند، با تاکید بر این نکته که «زندگی من، پیام من است» رد می‌کرد. بنابراین ما نمی‌توانیم او را در مکتب فکری خاص قرار دهیم. او واقعا  کمک کمکی حیاتی و اساسی به قدرت عدم خشونت و مفهوم آزادی کرد، ولی حرفی درباره‌ی ارائه یک دکترین یا باور مذهبی درباه‌ی این نظریه‌ها نزد.

  • اصغر زارع کهنمویی

چهل سال پس از حضور گاندی در دوربان، نماد عبور جهان از ایده‌ئولوژی آپارتاید، آرون گاندی، پنجمین نوه رهبر افسانه‌ای هند، در همان شهر، به دنیا آمد. او بعدها، داستان زندگی‌اش را در عصر آپارتاید آفریقای جنوبی تحت عنوان «زندگی تبعیض‌آمیز در آفریقا» به رشته تحریر درآورد. نوه رهبر کبیر هند که عمیقا به تغییر دشمن از طریق عشق و رنج اعتقاد دارد، یکی از موثرترین فعالان صلح در سراسر جهان است. او علاوه بر سی سال روزنامه‌نگاری در هند، پروژه‌های اقتصادی موفقی را برای رفع مصائب معیشتی مردم در هند اجرا کرده است. آرون گاندی در این گفتگوی اختصاصی، به تبیین روش و فلسفه‌ی مهاتما گاندی و امکان یا عدم امکان پی‌جویی این فلسفه در زمینه و زمانه‌ی ما می‌پردازد. وی با اتکا به فلسفه‌ی عدم خشونت گاندی، جنگ بشردوستانه را رد می‌کند و اخلاق گاندی را اخلاقی بر پایه «حقیقت» می‌خواند و می‌گوید: تمام زندگی گاندی در تعقیب حقیقت خلاصه می‌شود.

  • اصغر زارع کهنمویی

بحران اخلاقی جامعه ایران» روایت متواتر سال‌های اخیر است. بسیاری از روحانیون بلندپایه و روشنفکران پرآوازه، روای این روایت بوده‌اند و بخش بزرگی از گفت‌وگوهای اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر» نیز، در سطح مختلف، بر چنین روایتی تایید کرده‌اند؛ اما، این‌بار مهمان برگ پانزدهم این اقتراح که از تبار جامعه‌شناسان و پیمایش‌گران برجسته جامعه‌ی ایران است، روایت متواتر قصه‌ی ما را با اتکا به حداقل سی پیمایش جامعه‌شناختی نقض می‌کند و با صراحت تمام می‌گوید: « این‌‌ها همه، روایت‌های افراطی هستند و جامعه‌ی ایران به معنی دقیق و جامعه‌شناختی‌اش، دچار بحران‌های اخلاقی نیست.» ابراهیم حاجیانی، رییس گروه پژوهش‌های فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، برای تحکیم پایه‌های اخلاقی جامعه تاکید می‌کند؛ اخلاق نباید متکی به یک نهاد خاص باشد. باید اخلاق را چندپایه‌ای کرد.

  • اصغر زارع کهنمویی

عصر یک جمعه زمستانی، در خانه‌ای را زدم تا در باب اخلاق و هنر،  گفت‌وشنودی داشته باشم. وقتی پای به درون نهادم، با فضای بسیار متفاوت و رفتار صمیمانه صاحب خانه که اساسا باید هم هنرشناس باشد و هم اخلاق شناس، روبرو شدم، این تفاوت و صمیمیت آنقدر بود که تعجب مرا برانگیخت. خانه هنرمند، آمیزه ای از موزه، کتابخانه، کارگاه و گالری هنری تمام عیار بود. در نخستین کلام، تعجب خود را به او اظهار کردم و او با زبان مادری خودش و خودم، به من گفت: «محیط زندگی هر فردی، بیانگر روحیات او است.» آیدین آغداشلو در چهاردهمین برگ اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر»، با نقل قولی ار اومبرتو اکو، اخلاق را عین هنر و هنر را عین اخلاق می خواند. او، هنر را هرچه باشد، اخلاقی می‌داند چون تداوگر چرخه حیات است. وی می گوید: هنر فی نفسه اخلاقی است. از این استاد هنر پرسیدم؛ در تنازع میان اخلاق و هنر ، هنرمند کدام را باید بگزیند ؟ اخلاق را یا هنر را ؟ او گفت: این مساله به موضع درونی هنرمند و شرایط اجتماعی او برمی گردد.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - اعتماد: تنها در سال 2000 میلادی بود که سرانجام، انسان به فکر حفظ بزرگترین میراث بشری خویشتن افتاد، میراثی که در قرون اخیر، به تاراج اصحاب نسل‌کشی و نژادپرستی رفته است. 21فوریه را روز جهانی زبان مادری نام نهاده‌اند، روزی برای پاسداشت نیک‌ترین آیات الهی. تنها 12سال از آن روز بزرگ تاریخی در سازمان ملل می‌گذرد. در این 12سال، صدها جلد کتاب و هزاران مقاله درباره حقوق زبانی و زبان مادری نوشته شده است و صدافسوس که حتی یک از این هزاران به زبان‌های مردم ایران ترجمه نشده است. روز جهانی زبان مادری بیش از هر جای دیگری، متوجه کشورهایی است که دارای تنوع زبانی گسترده‌ای هستند تنوعی که به گفته جنوا اسپیترمن، امری طبیعی، میراثی انسانی و سرمایه‌ای اجتماعی است. این گفتگو، بهانه‌ای است برای زنهاری کوتاه بر این نکته که پاسداشت میراث ایرانی‌اسلامی، تنها در حفظ کتیبه‌ها و نسخه‌ها و سنگ‌قبرها نیست، در حفظ میراث زنده‌ای بنام زبان مادری همه مردمان ایران و همه زبان‌های رایج در آن از جمله فارسی، ترکی، کردی، عربی، بلوچی و غیره نیز هست.

جنوا اسپیترمن، زبان‌شناس و متخصص سیاست‌های زبانی در دوران پسااستعمار است. او علاوه بر انجام تحقیقات بسیار، پروژه‌های زیادی برای حفظ زبان مادری در کشورهای مختلف آفریقایی انجام داده است. جنوا اسپیترمن دراین گفتگوی اختصاصی، ضمن شرح اهمیت آموزش و تحصیل به زبان مادری، از سیاست‌های زبانی که منجر به یکسان‌سازی زبانی می‌شوند، انتقاد می‌کند و می‌گوید: «اگر شما آموزش و ترویج یک زبان را قدغن و غیرقانونی کنید، در نهایت، آن زبان را حذف می کنید و با از بین بردن آن زبان، فرهنگ آن گروه زبانی را نیز نابود می کنید و در نهایت، خود آن مردم را حذف از بین می برید. ممکن است که آنها بصورت فیزیکی از بین نروند اما آنها دیگر خودشان نیستند بلکه تبدیل به دیگرانی شده اند که به زبان و فرهنگ دیگری تعلق دارند. آنها دیگر موجودیت ندارند.» این استاد دانشگاه میشگان تاکید می‌کند: «وضع قوانینی که سیاست‌گزاری‌های زبانی را اجباری می‌کند، گامی اساسی در جلوگیری از نابود کردن زبان‌ها است.» وی سیاست زبانی آفریقای جنوبی را مثال خوبی در این زمینه می‌داند، کشوری که در آن یازده زبان رسمی وضع شده است.

  • اصغر زارع کهنمویی

مهمان برگ سیزدهمِ اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر»، دکتر محمد راسخ، استاد فلسفه حقوق و حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی است. وی در این گفتگو، بر ضرورت طرح نسبت حقوق و عدالت بجای حقوق و اخلاق تاکید می کند و ضمن تبیین دیدگاه‌های خود درباره نظام حقوقی و جامعه اخلاقی، احکام حقوقی را "دگرآیینانه" و احکام اخلاقی "خودآیینانه" می‌خواند. این متخصص فلسفه حقوق، در پاسخ به پرسشی درباره نسبت منافع ملی و حقوق بشر، به همنشینی این دو و درباره نسبت آن، با حقوق اقوام به تامین این حقوق تاکید می‌کند و می‌گوید: در صورت تزاحم باید به اصلاح سیاست­های ملی پرداخت تا منافع و مصالح یک گروه یا قوم خاص نیز تأمین شود.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی؛ شرق: اشاره: تنها در سال 2000 میلادی بود که سرانجام، انسان به فکر حفظ بزرگترین میراث بشری خویشتن افتاد، میراثی که در قرون اخیر، به تاراج اصحاب نسل‌کشی و نژادپرستی رفته است. 21فوریه را روز جهانی زبان مادری نام نهاده‌اند، روزی برای پاسداشت نیک‌ترین آیات الهی. تنها 12سال از آن روز بزرگ تاریخی در سازمان ملل می‌گذرد. در این 12سال، صدها جلد کتاب و هزاران مقاله درباره حقوق زبانی و زبان مادری نوشته شده است و صدافسوس که حتی یک از این هزاران به زبان‌های مردم ایران ترجمه نشده است. روز جهانی زبان مادری بیش از هر جای دیگری، متوجه کشورهایی است که دارای تنوع زبانی گسترده‌ای هستند تنوعی که به گفته کاتلین هوگ، نشان دهنده ثروت و دارایی کشور است. این گفتگو، بهانه‌ای است برای زنهاری کوتاه بر این نکته که پاسداشت میراث ایرانی‌اسلامی، تنها در حفظ کتیبه‌ها و نسخه‌ها و سنگ‌قبرها نیست، در حفظ میراث زنده‌ای بنام زبان مادری همه مردمان ایران و همه زبان‌های رایج در آن از جمله فارسی، ترکی، کردی، عربی، بلوچی و غیره نیز هست.

کاتلین هوگ، زبان‌شناس و متخصص سیاست‌های زبانی در دوران پسااستعمار است. او علاوه بر انجام تحقیقات بسیار، پروژه‌های زیادی برای حفظ زبان مادری اقوام مختلف در هند و کشورهای مختلف آفریقایی با همکاری دانشگاه‌های کیپ تاون و جواهر لعل نهرو انجام داده است. کاتلین هوگ دراین گفتگوی اختصاصی، ضمن شرح اهمیت آموزش و تحصیل به زبان مادری، بدون مهارت در زبان مادری، زندگی عقلانی دچار مشکل می‌شود. وی با اشاره به سیاست یکسان‌سازی زبانی در کشورهای مختلف، این رفتارها را از منظر سازمان ملل، غیرقانونی عنوان می کند و درباره آموزش زبان مادری و مساله امنیت ملی نیز می گوید: «هیچ مدرکی وجود ندارد گواه بر اینکه آموزش به زبان مادری، امنیت را به خطر انداخته و تخلف و تخطی از قانون محسوب می شود. حتی بیشتر کشورهای آفریقایی اذعان می‌کنند که تنوع زبانی یک واقعیت است و وحدت ملی نیازمند به رسمیت شناختن همه زبان‌ها و افراد متکم بدان‌ها می‌باشد.» وی در پایان با اشاره به تجربه موفق اتیوپی درباره تنوع زبانی می‌گوید: «اگر حل مسئله زبان در کشور بسیار فقیری چون اتیوپی ممکن شده است، پس چرا نتوان آن را در کشورهای دیگر نیز ممکن ساخت؟»

  • اصغر زارع کهنمویی

قرار بود، در نشستی با رییس یکی از معتبرترین مراکز انتشاراتی بعد از انقلاب، به بازکاوی نسبت اخلاق و نشر بپردازیم. گفتگو با سوالی درباره سهم بداخلاقی‌‌‌ها در بحران نشر آغاز شد و به مساله کپی رایت رسید؛ اما، رشته سخن دکتر محمدکاظم موسوی بجنوردی، محدود به این حوزه نماند. در واقع، برگ دوازدهم اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر»، به تبیین دیدگاه‌‌های رییس دائره المعارف بزرگ اسلامی در حوزه‌‌های مختلف اخلاق از جمله اخلاق و دین و دفاع او از نگاه متعزلی‌کانتی در برابر نگاه اشعری اختصاص یافت. یکی از نکات مهم این گفتگو، تصمیم او برای خودکشی در دوران شکنجه و مبارزه و چالش‌های اخلاقی این مساله است که به گفته خودش، تصمیم اخلاقی در این شرایط بسیار سخت است.

  • اصغر زارع کهنمویی

رسانه اخلاق‌مدار چگونه رسانه‌ای است؟ چگونه می‌توان روزنامه‌نگار ماند و اخلاقی عمل کرد؟ اخلاق حرفه‌ای مطبوعات چیست و سنت روزنامه‌نگاری ایرانی چگونه پیوندی با آن دارد؟ مرزهای روزنامه‌‌نگاری، حریم خصوصی، پرسش‌گری و سیاست‌ورزی کجاست؟ آیا روزنامه‌نگار حرفه‌ای می‌تواند، سیاست‌ورزی کند؟ در یازدهمین برگ اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر» در گفتگو با دکتر حسن نمک دوست به نسبت اخلاق و رسانه  می پردازیم. این استاد روزنامه نگاری، اخلاق را جزو لاینفک روزنامه نگاری می‌خواند و ضمن تبیین مرز مصلحت روزنامه، حق آگاهی بخشی، اصالت را به اخلاق می دهد.

  • اصغر زارع کهنمویی

 «یکی از بزرگترین انحراف‌ها و بدعت‌هایی که در اندیشه دینی صورت گرفته، تحریف نسبت فقه و اخلاق است. فقه بدون اخلاق یا فقهی که جایگزین اخلاق شود، تیغی است در کف زنگی مست.» این‌ها را دکتر ابوالقاسم فنایی در کتاب «اخلاق دین‌شناسی» می‌نویسد. در نگاه او، بازخوانی روابط «اخلاق» و «فقه» و تعریف دقیق جایگاه این دو، شاه‌کلید بحران‌ اخلاقی است. گفتگوی طولانی مهرنامه با ابوالقاسم فنایی، دانش‌آموخته خارج فقه در قم و دکترای فلسفه اخلاق از لندن، اگرچه به بهانه انتشار جدیدترین کتاب او با عنوان «اخلاق دین‌شناسی» است؛ اما، ناظر به «دین در ترازوی اخلاق»، کتاب پیشین او، است. در این گفتگوی انتقادی، تلاش بر این است تا آرای نسبتا جدید و عالمانه این نواندیش دینی، از منظر متفاوت و مخالف به چالش کشیده شود. دفاع فنایی از دیدگاه‌های خود، گفتگو را از حد تعارف و متعارف خارج می‌کند.

  • اصغر زارع کهنمویی

برخی طیف گسترده‌ای را شامل هستند، بر این عقیده‌اند که ایرانیان نمی‌اندیشند. به نظر شما، چرا ایرانیان نمی اندیشند؟ چرا انسان ایرانی، اینقدر از اندیشیدن امتناع دارد؟

به گمان من، برای درک هر مسئله ای ابتدا باید زاویه دید به آن را مشخص کرد و درباره آن به دور از دیدگاه های کلیشه ای به تامل نشست. یکی از این کلیشه ها ظاهرا همین گزاره است که دائما تکرار می شود و آن اینکه : «ایرانیان نمی توانند بیاندیشند». کلیشه بودن این گزاره را از آنجا می توانیم بفهمیم که درباره آن همواره می توان این پرسش را مطرح کرد که اگر ایرانیان نمی توانند بیاندیشند، آیا آن کس که این گزاره فکری و اندیشمندانه، را مطرح می کند یک «غیر ایرانی » است؟ یا انسان خارق العاده که توانسته است «ایرانی بودن» و «اندیشمند بودن» را با یکدیگر سازگار کند؟ نتیجه ای که من از این گونه گزاره های کلیشه ای می گیرم آن است که گروهی از ایرانیان، و البته نه همه آنها،  و به ویژه در میان نخبگان هنوز نمی توانند خود را از اندیشه های کلیشه ای، اسطوره ای ، دستکاری کننده و خود دستکاری کننده رها کنند. برای بسیاری از روشنفکران و اندیشمندان ما، معنای اندیشمند بودنشان، با عدم توانایی دیگران به اندیشیدن معنا می شود.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی - شرق: روزنامه‌نگاری شاید بیش از هر حوزه دیگری، عرصه این جدال باشد؛ جدال امید و یاس. اگرچه روزنامه‌نگار ایرانی با آیه‌‌های یاس بسیار آشنا است اما دکتر کاظم معتمدنژاد می‌گوید: «روزنامه‌نگاری بر امید استوار است». در گفتگو با پدر علم ارتباطات، به بازخوانی این جدال پرداخته‌ایم. او با تبیین فلسفه امید در ژورنالیسم، وظیفه روزنامه‌نگار را تزریق امید و آگاهی به جامعه می‌داند و شرط آن را آگاه بودن و امیدوار بودن روزنامه‌نگار. معتمدنژاد فضای فعلی روزنامه‌نگاری در ایران را مورد قبول و به آینده آن بسیار امیدوار است. وی در بخش دیگری از گفتگو، درباره نشریات غیرفارسی‌زبان می‌گوید؛ انتشار روزنامه به زبان‌های غیررسمی مثل ترکی و کردی یک حق شناخته شده در حقوق مطبوعات و اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری است و هیچگونه تبعیضی بین این نشریات و نشریات فارس‌زبان نباید باشد.

  • اصغر زارع کهنمویی

جشنواره‌های متعدد مطبوعات و استقلال حرفه‌ای رسانه‌ها، چه نسبتی با هم دارند؟ آیا این جشنواره‌ها بخصوص جشنواره‌های تخصصی سازمان‌ها، حدود و صغور، استقلال روزنامه‌نگاران را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد؟ آیا کارگاه‌های حاشیه‌ای این جشنواره‌ها، علمی و حرفه‌ای است؟ نحوه انتخاب داوران و نیز برگزیدن نفرات ممتاز چگونه است؟ اینها و سوالاتی از این دست، موضوع گفتگوی ما با دکتر حسن‌ نمک‌دوست است. او در این گفتگو، جشنواره‌ها را تسهیل‌گر توسعه مطبوعات می‌داند و می‌گوید: این جشنواره‌ها می‌توانند توجه روزنامه‌نگارها را به مسائل حوزه‌های مختلف، بیشتر جلب کنند. 

  • اصغر زارع کهنمویی

 چه نسبتی بین اخلاق و علم است؟ آیا انفجار آگاهی‌ها، دامنه اخلاق را توسعه داده یا پرده‌ اخلاق دریده؟ آیا باید از گسترش تصاعدی علم، هراس داشت که مبادا مرزهای اخلاقی را درنوردد و هیچ نگذارد یا می‌توان امید داشت که علم‌افزایی می‌تواند به بسط مکارم اخلاقی بیانجامد؟ درباره همین نگرانی‌ها، در نهمین برگ اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر» با دکتر ابوالقاسم فنایی، نواندیش دینی و استاد فلسلفه اخلاق در موسسه مطالعات اسلامی بیرمنگام، گفتگو کرده‌ایم. فنایی،  ناهمواری‌های اخلاق و علم را نه تقصیر علم و نه تقصیر اخلاق،  که تقصیر توسعه نامتوازن علم و اخلاق می‌داند و می‌گوید: «هر چه ما از نظر علمی بیشتر پیشرفت کنیم به اخلاق بیشتر نیاز خواهیم داشت تا قدرت ناشی از پیشرفت علمی را مهار کند و مانع سوء‌استفاده از آن شود.»

  • اصغر زارع کهنمویی

«درد» آشناترین واژه زیست‌جهان انسان و «درمان» همزاد آن است و به همین دلیل، نظام سلامت، شاید قدیمی‌ترین نهاد بشرساخت انسان باشد، نهادی که باید بیش از همه دیگرنهادها اخلاقی باشد چون کوچکترین بداخلاقی، به زایش رنج‌های مضاعف منجر می‌شود. در هشتمین برگ اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر» به گفتگو با دکتر محمود عباسی، فارغ التحصیل حقوق پزشکی از دانشگاه سوربن و رییس مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی، مدیر گروه اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نشسته‌ایم. او در این گفت‌وگو، ضمن تبیین جایگاه رهیافت‌های مختلف اخلاقی در حوزه سلامت به اهمیت عدالت، آگاهی عمومی و آموزش در این حوزه و نسبت آن با اخلاق می پردازد. دبیر انجمن علمی حقوق پزشکی ایران با تاکید بر لزوم رفع نواقص قوانین و مقررات حوزه سلامت و اخلاق حرفه‌ای حوزه پزشکی، بر تحول اساسی در آموزش پزشکی تاکید می‌کند. وی پیشنهاد می‌کند هرچه زودتر شورای عالی اخلاق در کشور تاسیس شود.

  • اصغر زارع کهنمویی

سوال این است؛ فرق ملی‌گرایی و نژادپرستی چیست؟ در تقابل منافع ملی با حقوق بشر، رجحان با کدام است؟ زیست‌جهان یک ناسیونالیست، چگونه پیوندی با اخلاق دارد؟ ناسیونالیسم خوب چیست و ناسیونالیسم بد چیست؟ منحنی تاریخ ناسیونالیسم، بیشتر به کدام سوی چرخیده؟ جنبش‌های ناسیونالیستی تاریخ معاصر، بیشتر به کاهش رنج انسان پرداخته‌اند یا به زایش رنج‌های مضاعف؟

ناسیونالیسم را هر چه معنا کنیم، زیبا است؛ چون با میهن پیوند می‌خورد؛ اما، وقتی بر اریکه می‌نشیند، هیچ‌یک از این زیبایی‌های چشم‌نواز به چشم نمی‌خورد. همه چیز، تما‌م‌قد، پلشتی و زشتی و ظلم و خون است. ناسیونالیسم بیش از گفتمان دیگری، سلطه‌گرا و خون‌ریز و بی‌رحم عمل کرده است. چرا چنین است؟ چرا پیوند بین ناسیونالیسم و خون اینقدر وثیق است؟ آنچه در پی می‌آید، تلاشی است برای بسط این پرسش‌ها و نه پاسخ به آن‌ها. چه، این قلم، اهلیت پاسخ را ندارد.

  • اصغر زارع کهنمویی

شاید بتوان دهه‌ی دوم هزاره‌ی سوم را دهه‌ی جنبش‌های مکرر نام نهاد، جنبش‌های موفقی که بیش از هر چیز دیگری، در دو جستار خلاصه می‌شوند: آزادی و رفاه. پیش‌تر، نه کسی دومنیوی سقوط دیکتاتورهای عرب را باور می‌کرد و نه ظهور جنبش‌های شبانه‌روزی در سرزمین انگلاساکسون‌ها را. آنچه دماسنج تعجب را بالاتر برد، اعتراض فزاینده انسان غربی به سیاست‌های اقتصادی ابرقدرت دنیا در قلب اقتصاد جهان بود. آمریکایی‌ها این‌بار به جای اشغال افغانستان و ویتنام و عراق، درصدد اشغال وال استریت برآمدند تا بر زخم‌های سالیان خود، مرهم بنهند. گویی آنان به‌درستی، رمز فاجعه را خوانده‌اند. آنچه در پی می‌آید، متن کامل میزگردی است که چندی پیش با حضور دکتر احمد حنیف، اندیشمند کانادایی و دکتر علی پورمحمدی، استاد حوزه و دانشگاه در شهر قم برگزار شد. دکتر علی پورمحمدی دارای تحصیلات فلسفه غرب از تهران و اطریش در مقطع دکتری است و هم‌اکنون در حوزه علمیه قم به تدریس و پژوهش‌ دینی مشغول است. دکتر احمد حنیف نیز، که پس از انقلاب در اثر آشنایی با اندیشه امام خمینی به اسلام و مذهب اهل بیت گرایید، علاوه بر علوم اسلامی، در دانشگاه‌های کانادا تحصیل کرده است. سخن گفتن درباره جنبشی که هنوز به‌طور فزاینده‌ ادامه دارد، سخت است، چون درصد روزهایی که جنبش پشت سر می‌گذارد، بسیار کمتر از روزهایی است که پیش‌رو دارد. جنبش هنوز تمام نشده است و جوانان آمریکایی، هنوز و هر روز بر گران‌ترین خیابان‌های جهان سرازیر می شوند تا شاید راهی تازه به رهایی بیابند.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کَهنَمویی- شرق: روبرویش که می‌نشینی، فراموش می‌کنی که او، پدر علم حقوق است. افتادگی، صبوری و صمیمیت بی‌اندازه‌‌اش، عصر گرم و خسته مرداد رمضانی را چنان زیبا و آرام می‌کند که گویی هیچ نسبتی با ستوه و درماندگی دقایق قبل نداری. خانه استاد، جایی در دل شهر است اما از اضطراب‌ها و نگرانی‌‌های پایتخت نشانی ندارد. استاد آرام است خانه استاد آرام است من مهمان پرآشوب این خانه هستم تا صاحبِ خانه را مهمان برگ ششم «اخلاق، فصل نخست تغییر» بکنم تا برایمان بگوید، حقوق چه سهمی در آشوب و دلخستگی شهر دارد؟ دکتر ناصر کاتوزیان، در گفتگوی این مفصل و صمیمی، اخلاق را طوری هم‌بافته حقوق می‌خواند که به‌راستی این جمله معروفش برایت مسجل می‌شود: «حقوق، رسوب تاریخی اخلاق است»

  • اصغر زارع کهنمویی

چگونه می‌توان سیاست‌مدار بود و اخلاقی عمل کرد؟ بسیاری کوشیده‌اند پاسخِ درخور به این سوال بیابند و بسیاری نیز برای اخلاقی و سیاسی‌ماندن توأمان، جهاد جانانه‌ای کرده‌اند که اندک کسانی بر این سیاق باقی ‌مانده‌اند و بسیاری نیز، به ملامت رسیده‌اند. در این میان اما، همگان یک واژه را فراموش کرده‌اند: نهاد؛ همانی که نتیجه‌گرایانی چون سعید حجاریان، سخت به نقش نظارتی آن برای اخلاقی‌کردن جامعه معتقدند. همو که می‌گوید: «در اخلاق نتیجه‌گرایانه، سیاستمدار غیرفاضل هم مجبور به عمل اخلاقی است والا توسط نهادها از میان برداشته می‌شود». گفتگو با سعید حجاریان، برگ پنجم اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر» را به خود اختصاص داده است. او در این گفتگو، دیدگاه‌های بدیلی درباره اخلاق نتیجه‌گرا و نسبت آن با منافع ملی، حقوق بشر، امنیت اخلاقی، نهادها و قانون ارائه می‌کند.

  • اصغر زارع کهنمویی

احمد نقیب‌زاده معقتد است، آکادمی در هیچ جای دنیا، اندیشه را برنمی‌تابد. او می‌گوید؛ همیشه اندیشه‌های بکر و جدید در حاشیه‌ها شکل گرفته است. او این سخنان را در گفتگوی پنجم ما درباره «آسیب‌شناسی وضعیت تفکر در ایران» عنوان می‌کند. در این گفتگو، نقیب‌زاده با پی‌جویی تاریخی چرایی نابسامانی تفکر، به تفکیک تمدن‌سازی و اندیشه‌ورزی تاکید می‌کند و در تحلیل نقش تاریخ‌نگاری و باستان‌گرایی در این میان، می‌گوید؛ « تاریخ‌نگاریِ ما بی‌روش و بی‌معنا بوده است»

  • اصغر زارع کهنمویی

فقدان تفکر در ایران معاصر، ریشه در تاریخ نگرش ما به تفکر دارد. برای بازخوانی چرایی نیاندیشی و بداندیشی، بیش از هر حوزه دیگری، باید به واکاوی تاریخی و تاریخ‌نگری پرداخت. در برگ سوم اقتراح آسیب‌شناسی تفکر در ایران معاصر، به بررسی تاریخی تفکر و فکر تاریخی در گفتگو با دکتر حسین آبادیان استاد تاریخ دانشگاه قزوین پرداخته‌ایم. او در این گفتگو، ضمن تمییز بحث تفکر از اندیشه، به تبیین نقش سنت تاریخ‌نگاری در نابسامانی تفکر می‌پردازد و می‌گوید:  با بخش اعظم تاریخ نگاری ما که بی فکر و ذکر است و در بهترین حالت متأثر از جریانهای سیاسی و ایدئولوژی‌هاست، نه می‌توان خود را شناخت و نه دیگری را.

  • اصغر زارع کهنمویی

«همواره می‌توان در زیر آستر و روکش مخملین منافع ملی نوعی خشونت گفتمانی و اخلاقی کریه را پنهان دید». برگ جهارم اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر»، به گفتگویی مفصل با دکتر محمدرضا تاجیک اختصاص دارد. این استاد فلسلفه سیاسی مدرن، بیش از هر گزاره دیگری، وجود «دیگری» را شرط بزرگ زیست اخلاقی و در برابر آن حذف دیگری را امری کریه و غیراخلاقی می داند. وی می گوید: « تا دگر و غیری نباشد، نه سیاست و نه اخلاق، فلسفۀ وجودی پیدا نمی‌کنند.»  تاجیک، با نقد ظریف رهیافت‌های مختلف اخلاقی، با توصیف نقدگونه اخلاق نتیجه‌گرا، از شق دگرگرایی این رهیافت (با تفسیری که خود ارائه می‌کند)، دفاع می‌کند.

  • اصغر زارع کهنمویی

دقیقا زمانی که بسیاری از حوزویان، در جهان کوچک طلبگی بسان حجره‌های کوتاه، بست نشسته و بی‌هیچ اطلاعو ارتباطی با جهان خارج، به زیست تجریدی خود مشغول بودند، کسانی چون  سیدمحمد بهشتی، راه دیگری برای آموزش حوزوی گشود. آن روزها که هنوز خبری از تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات نبود، این مرد، با مهارت‌های بی‌‌مانندش، به اندازه یک نسل، نظام آموزشی حوزه را دگرگون ساخت. کنکاش در کار بزرگ او، به گفتگو با کسانی نیاز دارد که به‌دلیل حضور فعال در روزهای پیشاانقلاب حوزه، می‌توانند روای موثق آن روزها باشند. حجت‌الاسلام و المسلمین سیدهادی خسروشاهی، یکی از معدود افرادی است که ناگفته‌های بسیاری در تاریخ معاصر جهان اسلام دارد. خسروشاهی در پاسخ به سوالات ما، ابعادی نادیده از حیات علمی شهید دکتر بهشتی را نمایان می‌سازد.

  • اصغر زارع کهنمویی

پیرمرد در آستانه نود سالگی است. کهولت سنش، امکان چالش عمیق‌تر را از آدمی می‌گیرد و با وجود طرح سوالاتِ متفاوت، پاسخ‌ها را یکسان و مشابه می‌کند. او را شاید بتوان، فعال‌ترین اندیشمند فلسفه آموزش و پرورش در ایرانِ معاصر بخصوص عصر جمهوری اسلامی دانست. دکتر علی شریتعمداری، نخستین وزیر علوم ایرانِ پس از انقلاب، اکنون، اینجا به سوالات ما درباره مسائل آموزش و پرورش پاسخ می‌دهد. دکتر علی شریعتمداری، با تبیین جایگاه آموزش و بخصوص پرورش در به‌سامانی یا نابه‌سامانی تفکر، از نبود درک صحیح از معنی تفکر و نیز معنی تربیت، سخن می‌گوید و بیش از هر چیز بر تربیت صحیح معلم به عنوان مربی انسان متفکر فردا، تاکید می‌کند.

  • اصغر زارع کهنمویی

«وقتی سیاستمداران درس اخلاق بدهند، حتماً یک جای کار لنگ است. » این را، عباس عبدی می‌گوید. در سومین برگ اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر»، سراغ او رفته‌ایم تا به گفت‌وشنود انتقادی دیدگاه‌های او در نسبت اخلاق و سیاست بپردازیم. عباس عبدی در این گفتگو، اگرچه مردم و ابزارهای عمومی مانند رسانه را مهمترین ضمانت اخلاقی سیاست‌مداران عنوان می‌کند اما اولویت را به نهاد قانون قائل می‌شود و می‌گوید: وقتی که سیاست، بنیان قانون را نشانه ‌رود و به جای آن به اخلاق بپردازد، جامعه را غیراخلاقی می‌کند. وی همچنین با اشاره به نقش موثر نهاد دین در اخلاقی کردن جامعه می‌گوید: متأسفانه با سیاست‌زده شدن این نهاد، انجام وظیفه‌ی بسط اخلاقی آن به زمین مانده است و فعلاً نهاد دیگری هم عهده دار آن نیست و این یکی از مهم‌ترین چالش‌های مسأله‌ی اخلاق در ایران است.

  • اصغر زارع کهنمویی

جامعه ما با بحران‌های بسیاری روبرو است. یکی از مهمترین بحران‌ها، بحران اخلاقی است، مساله‌ای که بسیاری از روشنفکران دانشگاهی و علمای حوزوی، ضمن پذیرش وجود آن، بر خطرات چنین بحرانی، زنهار می‌دهند. در سومین بخش از اقتراح «بحران‌های استراتژیک ایران»، به گفتگو با عباس عبدی کارشناس مسائل اجتماعی پرداخته‌ایم. عباس عبدی در این گفتگو، ضمن تبیین نقش نهادهایی چون، سنت، ‌دین و اقتصاد، به تحلیل مبسوط نقش نهاد سیاست در این بحران می‌پردازد و از چرایی بداخلاقی‌های موجود در عرصه سیاست و راه‌کارهای عبور از آن می‌گوید. وی به تمایز میان هنجار اخلاق و هنجار سیاست تاکید می کند و می‌گوید: برای نهادینه شدن رفتارهای اخلاقی، باید نهادهای تضمین‌کننده‌ی رفتارهای اخلاقی را تقویت نمود.

  • اصغر زارع کهنمویی

بسیاری معتقدند که جامعه ایرانی، جامعه بحران‌زده است. ابن بحران ها هرقدر هم بزرگ و تلخ باشند، در مسیر توسعه قرار دارند. باز کردن راهی درست به فردا، تنها با ارائه پاسخ های درست به آنها به دست می آید. روزنامه آرمان در راستای رسالت حرفه ای خود در نظر دارد، در سلسله گفتگوهایی به واکاوی موردی این بحران ها بپردازد. در نخستین برگ این پرونده، سراغ دکتر سروش دباغ رفته ایم و با او درباره مهمترین بحران انسان معاصر یعنی بحران معنا به گفتگو نشسته ایم. دکتر سروش که هم اینک در تورنتو، به تدریس فلسلفه تحلیلی مشغول است، به بررسی گونه های این بحران و چگونگی رهایی از آن سخن می گوید.

  • اصغر زارع کهنمویی

رسانه اخلاقی، چگونه رسانه‌ای است؟ چگونه می‌توان، حتی در شرایط خاص و استثنایی، حرفه‌ای ماند و اخلاقی عمل کرد؟ آیا می‌توان، اخلاق را فدای مصلحت کرد؟ در شرایط خاص، بین اخلاق و رسانه، کدام را باید وانهاد؟ این سوالات و سوالاتی از این دست، محور برگ دوم اقتراح «اخلاق، فصل نخست تغییر» است که در گفت‌وگو با دکتر کاظم معتمدنژاد پدر علم ارتباطات ایران، به آنها پرداخته‌ایم. این استاد مطرح روزنامه‌نگاری کشورمان در این گفتگو، با تبیین حدود آزادی و اصول اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری، «رفتار غیراخلاقی در شرایط خاص برای کشف حقیقت» را نفی می‌کند و می‌گوید: روزنامه‌نگار بین اخلاق و بقای رسانه، باید اخلاق را انتخاب کند حتی اگر رسانه از بین برود.

  • اصغر زارع کهنمویی

«ما ایرانیان برخلاف تلقی عوام، در عصر هخامنشی در مقایسه با یونان و چین و هند و مصر و بین‌النهرین، در حوزه فکر و فرهنگ تقریبا بی‌سواد تلقی می‌شدیم.» این را دکتر ابراهیم موسی‌پور، مدیر گروه تاریخ اجتماعی بنیاد دائره المعارف اسلامی می‌گوید که میهمان برگ چهارم اقتراح «آسیب‌شناسی وضع تفکر در ایران معاصر» است. او در این گفتگو، در تبیین چرایی نابسامانی تفکر در ایران معاصر، با اشاره بر آفت روش‌شناختی در بررسی آسیب‌ها به پرهیزگاری در روش تاکید می‌کند و در ادامه ضمن نقد دیدگاه ناصحیح درباره وضعیت تفکر در ایران باستان، از اغراق آمیز بودن تصورات برخی ایرانیان درباره میزان فربهی اندیشه ایرانی در عصر شکوهمند هخامنشی سخن می‌گوید و در نهایت با تاکید بر نقش بسیار روشنفکران در نابسامانی وضعیت تفکر در قیاس با اصحاب قدرت، به تبیین ناتوانی استبداد در تضعیف اندیشه و نیز، روش‌شناسی فرایند دستیابی به نظریه می‌پردازد.

  • اصغر زارع کهنمویی

می توان به ضرس قاطع مدعی شد، ایران با بحران عدم تولید فکر مواجه است. سالهاست دیگر ایرانیان همچون گذشته، حداقل همانند دهه های سی و چهل، نمی‌اندیشند. تاسف‌بارتر اینکه این عیب بزرگ کمتر دیده شده است. بسیاری هنوز بر این باور هستند که جامعه ایرانی، جامعه خردورزی است اما بررسی کمی و کیفی تولید فکر در دهه‌های اخیر، نشان می دهد که این باور نادرست است جامعه ایرانی نه خردورز که گریز از خرد است. کنکاش چرایی و چگونگی این بحران، نیازمند بررسی آسیب‌شناختی وضعیت تفکر در ایران است. در اقتراحی با این عنوان، تلاش داریم در گفتگو با صاحب نظران حوزه های مختلف به این سوال بپردازیم که نهادهای موثر در نابسمانی وضع تفکر کدام‌اند و چگونه بر فقدان تولید فکر در جریان‌های فکری تاسیسی، ترکیبی و تقلیدی تاثیر می‌گذارند. در این میان، بر نقش نهادهای خانواده، آموزش، دین، قدرت و رسانه بیش از بقیه تاکید می شود. بخش نخست گفت‌وگوی دکتر حاتم قادری، طلیعۀ این اقتراح بود. برگ دوم اقتراح، به گفتگو با دکتر صادق زیباکلام اختصاص دارد. همچنین بخش دوم و مهم گفتگوی دکتر حاتم قادری در همین شماره منتشر می شود. بسیاری، امتناع ایرانیان از تفکر را حلقه وصل عقب ماندگی و انحطاط ایران می دانند. دومین برگ اقتراح «آسیب شناسی وضعیت تفکر در ایران معاصر» به دیدگاه های دکتر صادق زیباکلام می پردازد. او عقب ماندگی را دلیل اصلی نابسامنی وضع تفکر، عنوان می کند و در تبیین نقش نهاد قدرت، معتقد است قدرت در ایران، خود را در همه عرصه ها صاحب نظر می داند و به متخصاصن علوم انسانی  احساس نیاز ندارد. وی دین را در این نابسمانی تبرئه می کند و نگاه ایده ئولوژیک قدرت به دین را عامل اصلی می خواند.

  • اصغر زارع کهنمویی

فارغ التحصیل فلسفه اخلاق دانشگاه واویک لندن، شاید بیش از هر حوزه دیگر فکری، به مساله «اخلاق» پرداخته است. نگارش رساله دکتری، تالیف چندین کتاب و مقاله، انجام گفتگوهای تفصیلی متعدد و برپایی کارگاه‌های آموزشی مختلف درباره اخلاق، نشان از توجه بسیار دکتر سروش دباغ به این مساله حیاتی جامعه ایرانی دارد. گفت‌وگو با این متخصص فلسفه اخلاق، درباره «اخلاق و سیاست» به عنوان باب نخست اقتراح «اخلاق»، با سوالاتی در نقدِ نقدهای سروش دباغ به مکاتب فلسفی وظیفه‌گرایی کانت و فضیلت‌گرایی بنتام و نیز شهودگرایی راس آغاز می‌شود و با پاسخ‌های او به چرایی سقوط آزاد جامعه و  چگونگی رهایی از خطر انحطاط اخلاقی به پایان می‌رسد. سروش دباغ، در این گفتگو نیز، همچنان بر فائده‌گرایی اخلاقی در سیاست‌ورزی تاکید کرد اما هرگونه فائده را منوط به رعایت دو مفهوم «حقوق بنیادین بشر» و «منافع ملی» دانست و در تناظر بین این دو مفهوم، حقوق بشر را بر منافع ملی ترجیح داد.

  • اصغر زارع کهنمویی

 اصغرزارع کهنمویی؛ صبح آزادی: اندیشه برابری و عدالت تاریخ درازنایی دارد. هر آنچه به انسان و رنج‌هایش مربوط است در دایره این اندیشه جای می‌گیرد. رونالد دورکین از نسل جدید فیلسوفان حقوق است که درباره‌ی چگونه کاستن دردهای انسان بسیار اندیشه کرده است. او را می‌توان خلف جان رالز دانست که بر بسیاری از حوزه‌های بی‌عدالتی و تبعیض می‌شورد. تبعیض‌نژادی یکی از جلوه‌های نخستین بی‌عدالتی است. در بازخوانی این نوع تبعیض در جامعه ایرانی، سراغ دکتر صادق زیباکلام رفته‌ایم. این استاد دانشگاه تهران که کنش‌های بسیار موثری در حوزه‌های مختلف جامعه ایرانی دارد، به صراحت از نژادپرستی ایرانی پرده بر‌می‌دارد و بر نگاه انکارگرایانه برخی روشنفکران درباره تبعیض‌های قومی می‌شورد.

  • اصغر زارع کهنمویی

جامعه ایرانی با بحران‌های استراتژیک بسیاری روبه‌رو است. نابسامانی وضعیت تفکر، یکی از این بحران‌هاست. امتناع انسان ایرانی از اندیشه، سویه‌های تربیتی، آموزشی، سیاسی، فرهنگی، جامعه‌شناختی و اخلاقی بسیاری دارد. بررسی جزئی و عمیق چرایی این امتناع، در شناسایی و حل مسائل استراتژیک کشور، ضرورتی آشکار است. جامعه‌ای که اندیشیدن را بر نمی‌تابد،‌ نمی‌تواند پای راست به فردا بنهد.  رکود فکری، رابطه مستقیمی با انحطاط دارد. نیاندیشی و بداندیشی، شاه‌رمز عقب‌ماندگی تاریخی ما است. اقتراح «آسیب شناسی وضعیت تفکر در ایران معاصر» بنا دارد، در قالب گفت‌وگوهای متوالی با اندیشمندان حوزه های مختلف، به بازشکافی نقش نهادهایی چون قانون، آموزش، خانواده، دین، قدرت، رسانه و... بپردازد. در برگ نخستِ اقتراحِ «آسیب شناسی وضعیت تفکر در ایران معاصر» در گفتگویی با دکتر حاتم قادری، استاد اندیشه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، به بررسی مقدماتی مولفه‌های مهم نابسامانی این حوزه و چرایی امتناع ایرانیان از اندیشه پرداخته‌ایم. این گفتگو، افزون بر بازیابی نقش تجدد و شتاب تکنیکی آن، جایگاه نهادهایی چون دین، خانواده، قدرت و رسانه را در آشفتگی فعلی بازخوانی می کند. حاتم قادری، سرریزشدن وضعیت های تجددی را عامل بی قراری جامعه می داند و فشار قدرت حاکمه را نیز در بر این عامل می افزاید.

  • اصغر زارع کهنمویی

برخی توکویل را متفکری در مرز سوسیالیسم و لیبرالیسم توصیف کرده‌اند. اگرچه بسیاری از  بزرگان این دو طیف فکری، او را ستوده‌اند؛ اما، بیشترین منتقدان اندیشه او، از میان دست‌چپی‌ها هستند. در تبیین اندیشه‌های موثر و چه بسا متعالی توکویل، تحلیل منتقدانه اندیشه‌های او چنان مهم است که تجلیل او. در گفت‌وگو با دکتر فریبرز رییس‌دانا به بررسی انتقادی اندیشه‌های آلکسی دوتوکویل از جمله آزادی، مذهب، دموکراسی، قدرت و انقلاب پرداخته‌ایم. رییس‌دانا در این گفت‌وگو توکویل را مدافع حکومت و مخالف انقلاب می‌خواند.

  • اصغر زارع کهنمویی

می‌توان آزادی را سرواژه اندیشة آلکسی دوتوکویل دانست. از دیدگاه این شارح بزرگ دو انقلاب کبیر قرن نوزده، نه واژه‌ای مطلق که نسبت وثیقی با مذهب، برابری و ملیت دارد. او مذهب را همراه دموکراسی و برابری را فرای آزادی می‌خواند. در گفت‌وگو با دکتر غلامعباس توسلی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، به تبیین نسبت آزادی با برابری از یک‌سو و نسبت دموکراسی و مذهب از سوی دیگر پرداخته‌ایم. توسلی در این گفت‌وگو، از اعتراض توکویل به فراموشی تقوی و آزادی در اوج فتوحات نظامی ناپلئون و تفاوت‌های نهادی و نگاهی دو انقلاب فرانسه و آمریکا می‌گوید.

  • اصغر زارع کهنمویی

اصغر زارع کهنمویی؛ صبح آزادی: تنها در سومالی، 11 میلیون انسان به‌دلیل گرسنگی در آستانه مرگی دل‌آزار هستند. این فاجعه بزرگ انسانی اگر چه دلایل اقتصادی، زیست‌محیطی و سیاسی متعددی دارد اما آنچه در میان مجموعه دلایل، به‌عمد نادیده گرفته می‌شود، نسبت اخلاق و فقر است. بررسی جایگاه بداخلاقی‌ها در گسترش فقر، دلیل اصلی کنکاش در اندیشه‌های پیتر سینگر فیلسوف اخلاق دانشگاه پرینستون آمریکا است که نظریه‌اش در خصوص اخلاق و فقر شهرت جهانی دارد. در این میان، گفتگوی اختصاصی با خود پیتر سینگر مایه مباهات بسیار است. سینگر در این گفتگو، تداوم فقر را محصول بی‌اعتنایی قدرتمندان عنوان می‌کند و همگان را به تلاش برای از بین بردن فقر حتی در مقیاسی کوچک‌تر فرامی‌خواند

  • اصغر زارع کهنمویی

آنچه در پی می آید، گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با دکتر حسین میرمحمدصادقی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی است که چندی پیش   انجام شده است. میرمحمدی صادقی در این گفتگو، ضمن تبیین نسبت اخلاق و حقوق، به تفاوت این دو مقوله بخصوص در حوزه ضمانت اجرا می پردازد. اخلاقی بودن نظام قضا، حریم خصوصی و نسبت آن با اخلاق، اخلاقی بودن قانون و ... مباحثی است که در این گفتگو به آن پرداخته می شود. اینک به مناسبت سالروز انتشار منشور برادری این گفتگو منتشر می شود.

مساله قضا و نسبت آن با چالش‌های موجود در جامعه از ضرورت‌هایی است که نه در مناسبت تقویمی هفته قوه قضائیه که در برش‌های مختلف زمانی، باید مورد توجه رسانه‌ها قرار گیرد چه، این نظام، هم از این جهت که در قامت یک قوه است و هم از این جهت که بخش بزرگی از حیات اجتماعی مردم را دربر می گیرد، فرصتی فراخ و فضایی فربه می طلبد. پیرو همین نکته، با دکتر میرمحمدصادقی، استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی به گفتگویی درباره مشکلات نظام قضا، حریم خصوصی، حقوق شهروندی و...، پرداخته ایم. او که چندی پیش سخنگوی قوه قضائیه بود، با صراحت از «مصلحت‌گرایی» بجای «قانون‌گرایی» در نظام قضایی انتقاد کرد و گفت: «مصلحت اندیشی های نابجا، باعث ایجاد دیوار بی اعتمادی بین مردم و قوه قضاییه شده است.»

  • اصغر زارع کهنمویی
شریعتی را می توان یکی از بزرگترین کنشگران گفتمان سنت و مدرینه دانست دیدگاه‌های او درباره سنت،‌ انتقاد بسیاری را برانگیخت. برخی سخنان او چنان ساختارشکن بود که مخالفان را از نقد به غضب رساند. گفتارهای او درباره روحانیت ازجمله همین موارد بود که باعث رنجش خاطر بخشی از روحانیون شد. گفتگو با احسان شریعتی به بازکاوی نسبت شریعتی و روحانیون می پردازد. فرزند شریعتی که اینک رخت استادی فلسفه دانشگاه تهران بر تن کرده، از کج‌فهمی آراء شریعتی می گوید و اعتقاد دارد تئوری اسلام منهایی روحانیت به‌اشتباه به شریعتی نسبت داده شده است. او در بازخوانی اندیشه های شریعتی، بیش از هر چیز دیگر، به بررسی دقیق اصطلاحات کلام شریعتی تاکید می کند و می گوید در اندیشه شریعتی بین روحانیت و آخوند تفاوت عمیقی وجود دارد. احسان شریعتی در این گفتگو از گونه های مختلف گفتمان دینی سخن می گوید و از سنت گرایی، نوگرایی و هویت گرایی به روشنفکری دینی می رسد. به اعتقاد او بنیادگرایی دینی گفتمانی خطرناک، نوظهور و ساختارشکن است که هم ریشه در سنت گرایی دارد و هم از نوگرایی وام می گیرد. از دیدگاه او طرح دوباره بحث اسلام منهایی روحانیت نه به اندیشه های شریعتی بازمی گردد و نه به تلاش های دینی رژیم گذشته. مخاطب این سخنان نه کنشگران مذهبی خارج از کشورند و نه اصلاح طلبان داخلی؛ بلکه این نگرانی ها، به چالشی مهم در بطن قدرت فعلی اشاره دارد و بیش از همه، متوجه جریانی است که به نوعی تلاش دارد در در برابر سنتِ کهن حوزه علمیه و روحانیت،  ساز بالاداستی بزند.
  • اصغر زارع کهنمویی

تنها 25 روز بعد از صدور فرمان هشت ماده ای، امام خمینی(س) آیت الله العظمی شیخ یوسف صانعی را به دادستانی کل کشور منصوب کرد. صدور فرمان هشت ماده ای را می توان رستاخیز قضایی نظام نوپایی دانست که داعیه عدالت داشت. انتصاب مجریان توانا برای این فرمان، مرحله بعدی این رستاخیز بود. گفتگو با آیت الله صانعی، ناظر به دو گونه شخصیتی وی است فقاهت و مرجعیت امرزوی و مبارزه و مسوولیت دیروزی. این رمجع تقلید در این گفتگو، ضمن تبیین مبسوط فرمان هشت ماده امام، به بازکاوی مفاهیمی چون حریم خصوصی، حقوق بشر، گزینش و ... می پردازد و با تکیه بر بند 6 این فرمان، تاکید می کند که هیچکس حتی قوه قضاییه نیز حق ورود به حریم خصوص افراد را ندارد. اوج سخن آیت الله صانعی آنجاست که می گوید: اگر این فرمان هشت ماده ای اجرا شود مملکت مدینه فاضله می شود تمام حقوق بشر در این فرمان آمده است.

  • اصغر زارع کهنمویی

آیت الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد به همان اندازه که فقیه و حقوقدان است، فیلسوف هم هست. گفتگو با این استاد بزرگ حقوق و فلسفه، علاوه بر درجه والای علمی، ناظر به مسولیت او در دوران ریاست سازمان بارزسی کل کشور در ستاد اجرایی فرمان هشت ماده ای امام است. آیت الله محقق داماد در این گفتگوی مکتوب، ضمن بازخوانی چرایی و چگونگی صدور فرمان به شرح اقدامات ستاد اجرایی می پردازد و در رهیافتی حقوقی به آن می گوید: این فرمان با توجه به شخص  و شخصیت صادر کننده باید یک سند فقهی شناخته شود.

  • اصغر زارع کهنمویی

آیت الله موسوی بجنوردی، از جمله فقهایی است که در مدرس امام خمینی تربیت شده است. مسوولیت هایی چون عضویت در شورای عالی قضایی، ریاست دادگاه عالی انقلاب اسلامی، ریاست شعبه دیوان عالی کشور و عضو هیات عفو حضرت امام خمینی(ره)، کافیست تا ضرورت گفتگو با او درباره تبیین فرمان هشت ماده ای حضرت امام مشخص شود. آیت الله موسوی بجنوردی در این گفتگو، فرمان هشت ماده ای را مر قوائد اسلام می داند و با تاکدی بر جایگاه حوزه خصوصی در ایلامی می گوید: در حقوق شهروندی بهترین نظام، نظام اسلام است. وی در پایخ به سوالی درباره افشای اسرار مردم، این مساله را گناه کبیره می خواند و درباره جایگاه این پیام شرایط امروز می گوید: سخنان امام محدود به زمان و مکان خصی نیست.

  • اصغر زارع کهنمویی

مرتضی الویری دانشجوی انقلابی دهه پنجاه، نماینده مجالس اول ، دوم و سوم در دهه 60 ، فعال سیاسی و اقتصادی نزدیک به طیف حزب کارگزاران سازندگی و شهردار منتخب نخستین شورای شهر تهران در دهه هفتاد، فعال سیاسی معترض به دولت اصول گرا در دهه 80 و عضو فعال ستاد انتخاباتی مهدی کروبی است او از جمله نمایندگان مجلس سوم است که در نامه ای به حضرت امام خمینی (س) خواستار بازگشت جامعه به قانون اساسی شده بودند. به مناسبت روز مجلس و سالروز تصویب قانون اساسی به گفتگو با وی پرداخته ایم. با الویری دقیقا یک ماه بعد از آزادی اش از بازداشتگاه اوین گفتگو کردیم .او در این  گفتگو از عوامل قانون گریزی، روند نامه نمایندگان به امام در 7 آذر 67 ، مسائل دوران جنگ، اهمیت مجلس، سیر نزولی کیفیت انتخابات مجلس در دوران انقلاب، چالش های انتخابات در کشور و ویژگی مجلس فعلی سخن گفته است. علاوه بر اینها در جای دیگری از این گفتگو به بازنگری قانون اساسی، ضعف قانون و خلاء های قانونی موجود در کشور پرداخته شد که الویری به دلایلی به انتشار این بخش از مصاحبه رضایت نداد.

  • اصغر زارع کهنمویی

مذاکرات خبرگان قانون اساسی شاید یکی از مهمترین نصوص تاریخ انقلاب اسلامی باشد این مذاکرات که تمام آینده انقلاب اسلامی را تحت تاثیر خود قرار داد، حاصل بحث و جدال دو ماهه 73 نفر از خبرگان منتخب مردم و نه صرفا فقهای مورد تایید شورای نگهبان بود. اکون سی سال بعد، سرانجام آن 73 نفر جای تامل دارد به غیر از آنانکه دار فانی را وداع گفتند، برخی در کنج خانه ای خارج از حاکمیت و قدرت در قالب منتقد و مخالف نشسته اند و برخی دیگر در اوج شهرت و اقتدار و قدرت به مناصب حکومتی و فقاهتی تکیه داده اند. آیت الله مکارم شیرازی از جمله کسانی است که بخت یارشان بود. این عضو کمسیون زبان و مذهب مجلس خبرگان قانون اساسی اینک یکی از مراجع بلند پایه جهان تشیع است. گفتگوی جماران با این مرجع تقلید بعد از پیگیری های فراوان با دفتر وی صورت گرفت. در این گفتگو "آیت الله" از ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی و نحوه مدیریت آن، فضای حاکم بر این مجلس، چگونگی طرح و تصویب اصل 110، آزادی مذاهب، آزادی آموزش زبان های محلی و قومی و حرمت قانون شکنی سخن گفت و آنجا که از او پرسیده شد پیشنهادش برای عبور از فضای فعلی چیست؟ گفت: در جایی که جنگ می شود اول نمی آیند پیمان صلح را بنویسند ابتدا آتش بس می کنند و آنگاه مذاکره می نمایند.

  • اصغر زارع کهنمویی