بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

اصغر زارع کهنمویی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

بی‌درکجا

تارنمای اصغر زارع کهنمویی
روزنامه‌نگار: اندیشه، سیاست، فرهنگ و قومیت؛
پژوهشگر: تاریخ معاصر، جهان اسلام، مسائل آذربایجان و قفقاز؛

برای آشنایی بیشتر با من و نقد دیدگاه‌هایم، به منوی «حیات» در ابتدای صفحه بروید. در آنجا به‌سنت زندگی‌نامۀ خودنوشت، «تجربۀ زیسته»‌ام را دوره می‌کنم.

mail: asghar.zareh@gmail.com

این تارنما، تازه راه‌اندازی شده و در حال تکمیل است.

بایگانی

اصغر زارع کهنمویی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر اخلاق، سومین اثر خود را با عنوان «پایان تک‌زبانی» مجموعه سیزده گفتگوی پژوهشی درباره حق زبانی مادری، روانه بازار کتاب کرد.

به گزارش...، مقدمه این کتاب را عبدالله رمضان‌زاده معاون دولت اصلاحات و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نوشته و افزون بر مقدمه بلند زارع کهنمویی، گفتگوهای مفصلی درباره وجوه مختلف حق زبان مادری با اندیشمندان و اساتید برجسته ایرانی و خارجی، محتوای کتاب را شکل می‌دهند.
دکتر عبدالله رمضان‌زاده در مقدمه این کتاب می‌نویسد: «در ایـران تا قبـل از دولت پهلـوی اول و الگوبـرداری او از آتـاتورک همتای ترکیه‌ای خود، موضوعی به عنوان اختلاف زبانـی در سطح ملـی گـزارش نشده است. سیاست هـای غلط رضاشاه در حوزه های زبانی و فرهنگـی یکی از عوامـل تعارضات قومی پس از جنگ جهانی دوم در سطح ملی شناخته شده است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ضمن رسمیت دادن به زبان فارسی، تلویحا گسترش زبان های مادری اقـوام ایرانی را زمینه‌ساز غنای فرهنگ ملی دانسته و بر آموزش ادبیات قومی تـاکید ورزیده است. طبیعی است که آموزش ادبیات قومی نیازمند تقویت زبانهای قومی ایرانی است و این، بر غنای فرهنگی کشور خواهد افزود. مجموعه حاضر که به کوشش برادرمان آقای اصغرزارع کهنمویی در فضای رسانه‌ای کشور به فـرجـام رسیده، تلاشی است برای بازکردن باب گفتگو درباره یکی از مسائل استراتژیک ایران. قطع یقین، گفتگو مهم‌ترین راهکـار حل مسائل مختلف است.»
مهمان برگ نخست این دفتر، مصطفی ملکیان، روشنفکر و فیلسوف برجسته معاصر است که با عنوان «خطای اخلاقی، حقوقی، زیبایی‌شناختـی و مصلحت‌انگارانه‌ مخالفـانِ آموزش زبان مادری» در صدر نشسته است. رنج دائمی ِ انسان محروم از «آموزش زبان مادری» دومین گفتگوی این مجموعه و دومین بخش مصاحبه مبسوط با استاد ملکیان است که این بار به تبیین رهیافت روانشناختی حق زبان مادری پرداخته شده است. تبیین رهیافت عصب‌روان‌شناختی حق زبان مادری گفتگوی سوم است که با دکتر حسن عشایری، عصب‌شناس مشهور کشورمان انجـام شده است.
دکتر نـاصر فکوهـی، انسان‌شناس بـرجسته ایـرانـی، از معـدود اندیشمندانی است که در برابر نگاه‌های جزم‌اندیش، مواضع دقیق، عالمانه و به‌موقع اتخاذ کرده است. چهارمین برگ دفتر پایانی تک‌زبانی، به تبیین دیدگاه‌های انسانشناختی او درباره زبان مادری اختصاص دارد. تبارشناسی مخالفت‌ها و البته مطالبات جدی اقوام، محتوای پنجمین گفتگوی این مجموعه را شکل می‌دهد که با اکبر اعلمی نماینده مجالس شش و هفتم و یکی از جدی‌ترین سیاستمداران پیگیر اجرایی شدن اصل 15 قانون اساسی انجام شده است.
گفتگوی ششم مجموعه «پایـان تـک زبانی» بـه بررسی آمـاری وضعیت زبانی درایران و جهـان اختصاص دارد. این گفتگو به همراه دو گفتگوی دیگر، با دکتر محرم آقازاده مشاور آموزشی سازمان ملل متحد انجام شده است. »حق آموزش به زبان مادری تفسیربردار نیست»، عنوان برگ هفتم مجموعه و بخش دوم گفتگوی مبسوط با دکتر آقازاده است که در آن مساله حق زبان مـادری از منظر مسائل آموزشی تبیین شده است. بخش سوم این گفتگـو به بعد روانشناختی حق زبان مادری می‌پردازد و گفتگوی هشتم مجموعه » پایان تک زبانـی» را شکل می دهد.
زارع کهنمویی در بـرگ نهم این دفتر، برای تبیین دقیق‌تر متون حقوق بین‌الملل درباره زبان مادری به گفتگو با دکتر اسعد اردلان، استاد حقوق بین‌الملل پرداخته است. گفتگوی دهـم به بررسـی مهم‌ترین بهانه مخالفان زبان مادری اختصـاص دارد. این گفتگو با دکتر ستار عزیزی متخصص قومیت و حقوق بین‌الملل انجام شده است. وی همگام با انبوه متفکران داخلـی و خارجـی، نگاه جزم‌گرایانه مخالفان را با اتکا به تجربه‌ دیگرکشورهای چندزبانه، مطلقا نفی‌ می‌کند.
تبیین مسالة آموزش زبان مادری دراندیشه سیاسی، یازدهمین گفتگوی مجموعه را شکل می دهد که با دکتر فرامرز تقیلو استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز و پژوهشگر قومیت و جهانی شدن انجام شده است. گفتگو با جنوا اسپیترمن، زبـان شناس و متخصـص سیاست‌هــای زبانـی در دوران پسااستعمـاری، دوازهمین بـرگ مجمـوعه «پایـــان تکصدایی» را شکل می‌دهد. «جایی برای نگرانی درباره زبان مادری وجود ندارد»، عنوان آخرین گفتگوی این مجموعه است که به دیدگاه‌های کاتلین هوگ، استاد زبان‌شناسی دانشگاه استرالیای جنوبی اختصاص دارد.
زارع کهنمویی در بخشی از مقدمه بلند خود بر کتاب می‌نویسد: « اجـرایی کردن اصل 15 قانـون اساسی و تحقـق حـق آمـوزش زبان مادری قطعـا به هرچه عادلانه کردن نظام آموزشی خواهد انجامید. از نظر بسیاری از کارشناسان زبده، مساله به حد کافی روشن است. اجرایی کـردن مقولة زبان مادری، درتمام ابعاد سیاسی، فرهنگی، آموزشی و حقوقی، ضروری و در بعد عملـی بسیار روشن است. عده‌ای تلاش دارند برای جلوگیری و سنگ‌ا نـدازی، مسالـه را بسیار پیچیـده و بغرنج جلوه بدهند. مخالفـان می‌خـواهند با ارائه براهینی متناقض و نادرست، مسالـه را از سطح فرهنگی و آموزشی به سطح سیاسی ارتقا دهند و حق آموزش را دقیقا در برابر مصلحت ارزنده امنیت قـرار دهند. این ِ هنر دولتمردان است که آهنگ ایـن مخالفت‌ها را بشناسند.»
اصغر زارع کهنمویی، پیش از این، دو مجموعه «انقلاب اخلاقی» و «برابری و رفع تبعیض» را منتشر کرده که با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شده است به طوری که چاپ اول برابری و رفع تبعیض، در دو هفته تمام شده و اینک چاپ دوم آن در دسترس است. وی، به زودی، چهارمین کتاب خود را تحت عنوان «اخلاق، فصل نخست تغییر» به همراه چاپ دومِ «انقلاب اخلاقی» را منتشر می‌کند.
پایان تک‌زبانی در 200 صفحه، 500 نسخه و به بهای 14000 تومان به همت انتشارات موغام در تبریز چاپ و در سراسر کشور پخش شده است.

  • اصغر زارع کهنمویی

کتاب «برابری و رفع تبعیض» با مقدمه عمادالدین باقی و به کوشش اصغر زارع کهنمویی منتشر شد.

این اثر، جانِ  کلام پانزده متخصص علوم اجتماعی، اندیشة سیاسی و حقوق بشر دربارة چـالش‌های قـومی کشور و منبعی غنی برای پژوهش‌های مرتبط است و براین اساس، می‌تواند به ‌عنوان دست نامه‌ای مفید، راهنمای کنشگـران، سیاستمـداران و کارگزاران حـوزة قومیت باشد. 

عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر و پژوهشگر برجسته دینی در مقدمه خود بر این کتاب می‌نویسد: چند سال پیش هم که آقـای   اصغر زارع کهنمویی مـؤلف ارجمند کتاب پیش رو، کار گفتگو در این زمینه را آغاز کرد، هنوز فضای مساعدی برای ورود بدان نبود؛ امـا عقیدة راسخ وی به حقـوق قومیتهـا که بار اتهامی از سوی شکاکان و یا مغرضان را هم نثار او میساخت، انگیزه ای بود برای انجام آن تا بدین فرجام رسیده است. بی شک از گفتگو نمیتوان انتظاری در اندازة کار پژوهشی داشت مگر پژوهش هایی که به سبک گفتگوها عرضه میشوند و نادرند؛ اما این مجموعه از تنوع و روانی لازم برای بهره بردن خواننده اش برخوردار است. در موضوع قومیت‌ها تاکنون چند اثر وزین علمی منتشر شده است اما آنها از منظری کلی و نظری به موضوع پرداخته اند؛ لیکن اهمیت درجه نخست این کتاب، به باور من، در اصل موضوع و ورود به آن از منظری عینی تر است که به عادی ساختن بحث در این زمینه و ترقیق فضای امنیتی یاری میرساند. هر گامی برای انتقال موضوع از حوزة امنیتی صرف به حوزة فرهنگی درخور استقبال و حمایت است و کتاب پیش رو یکی از این گام ها است.

مهم‌ترین سؤالات بنیادی قـومیت، در تمـام این گفتگوهایی چـالشی و پژوهشی، طرح شده و به فراخور پاسخ‌ها، پرسش‌های جدیدی نیز اضافه شده است. محور اکثر گفتگوها عبارت است از:   بستر تاریخی به‌وجودآمدن بحران قومی، وضعیت قومیت‌ها در دوران پهلوی، اندیشة برابری در اسلام و قانون اساسی، نگاه امام خمینی به حقوق اقوام، تحلیل دلایل و نگرانی‌های مخالفان حقوق قومیت‌ها، حقوق اقوام و مسألة امنیت ملی، نسبت منافع ملی و حقوق بشر، مصادیق حقوق قومیت‌ها، زبان  مادری و چرایی و چگونگی اجرای آن، امکان یا عدم امکان تحقق حقوق قومیت‌ها، بررسی سیاست‌های قومی، تبیین راهکارها و درنهایت، تحلیل آیندة بحران قومی در ایران. 

پربیراه نیست اگر ادعا شود، اثـر حاضر، مواد خام ده‌ها مقالة علمی‌پژوهشی را برای دانشجویان تـاریخ معاصر، علوم سیاسـی، حقـوق بشر و جامعه‌شناسی فـراهم کـرده است. «برابری و رفع تبعیض» درواقع، فتح بـابی بـرای مباحث عمیق و پیچیدة قـومیتی است که در قالب گفتگوهای بلند و پژوهشی با پانزده کارشناس برجستة سیاست، جامعه و قومیت سامان یافته است که عبارتند از:   1.  آرش نراقی، استاد فلسفة دین در کالج موراوین امریکا؛ 2. سعید معیدفر، استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران؛ 3. کاووس سیدامامی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه      امـام       صادق؛   4.  سیدحیدر      بیات، محقـق حـوزة علمیة قم؛ 5 .  ابراهیم حاجیانی، جـامعه‌شناس و مدیر پژوهش‌های فرهنگی مرکز تحقیقات‌   استراتژیک‌؛ 6. یونس‌نوربخش، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهـران؛  7.  حمیدرضا    جلایی‌پور، استاد جـامعه‌شناسـی دانشگاه تهـران، 8.  صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران؛ 9. مجتبی مقصودی، استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد؛ 10.  احمد رضایی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه مازندران؛  11.  سیدهاشم هدایتی، استاد بازنشستة مدیریت استراتژیک؛ 12.     جـلال   جـلالی‌زاده، استاد فقه شافعـی دانشگاه تهران؛ 13.  محمدعلی حیدری، پژوهشگر روابط بین‌الملل؛ 14.  حسین گـودرزی، رییس مرکز پژوهش‌هـای اسلامی صدا     و    سیما؛ 15.   فرامـرز تقی‌لو، استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز.

زارع کهنمویی در بخشی از مقدمه بلند خود می‌نویسد: حقوق قومیتها چون تاکنون همواره در وادی لاادری، ابهام و انکار بوده، جای گفتگوهای بسیار دارد. باید دربارة این حقوق نخستین بشری بسیار نوشت و بسیار سخن گفت تا هراس جامعة ایرانی که سالهای سال بلندگوهـای پان  ایرانیسم در گوشهگـوشة آن مشغول بودند، فرو بریزد. برای تحقق حقوق قومیتها، تنها یک راه وجود دارد: گفتگو. باید برای اینکه انسان ایرانی کمتر رنج بکشد، گفتگو کنیم. باید برای اینکه ایران را همچنان «ایران» نگه داریم، گفتگو کنیم، باید برای تحقق حقوق حقة قومیت ها گفتگو کنیم. تنها راه نیل به آرامش پایا و توسعة پایدار، تحقق گونههای مختلف حقوق انسان ایرانی اعم از ترک و فـارس و عرب و بلوچ و لـر و کرد و ترکمن و قشقایی و... است. حقوق قومیتها، نخستین نتِ سمفونی آرامشبخش ایران است. بدون پذیرش و تحقق حقوق فردی و جمعی قومیتها، اندیشیدن برای توسعه، بیهودهترین کار ممکن است.

«اصغر زارع کهنمویی»، روزنامه‌نگار و پژوهشگر تابستان 58 در روستای کهنمو متولد و بهمن 85 از دانشگاه تهران در رشتة تاریخ ‌و تمدن ملل اسلامی فارغ‌التحصیل شده است. نخستین کتاب زارع کهنمویی خرداد 92 با عنوانِ «انقلاب اخلاقی، راهی به رهایی» با مقدمة سیدحسن خمینی منتشر شد. افزون بر «برابری و رفع تبعیض»، اثری دیگری از او با عنوان «پایان تک‌زبانی» به‌زودی منتشر می‌شود. اخیرا هیئت نظارت بر مطبوعات، پروانة انتشار ماهنامة «دیگری» را به صاحب‌امتیازی اصغر زارع کهنمویی صادر کرده است. 

«برابری و رفع تبعیض» آبان 94 در 384 صفحه توسط انتشارات موغام (4781970-0413) منتشر شده و امکان تهیه آن از کتاب‌فروشی‌های معتبرِ تهران، تبریز و برخی شهرهای بزرگ وجود دارد.

امکان تهیه پستی (اینترنتی) کتاب از طریق سایت نشر موغام (لینک) و خرید آی‌بوک آن از طریق سایت فیبیدو ( لینک) فراهم است.

 

انتشار کتاب در خبرگزاری‌ها: 

  • اصغر زارع کهنمویی

در دو سه روزی که برنامه پرگار بی بی سی و مساله آذربایجان را در یوتیوب دیده‌ام، در سودای نوشتن استاتوسی دردمندانه هستم اما به شدت از بدفهمی‌های گروه‌های مختلف نگرانم. اجازه می‌خواهم نگاهم را خیلی کوتاه بگویم امیدوارم باعث سوءتفاهم و به تبع آن، رفتارهای قهرآمیز گروه‌های مختلف نشوم.

1. تجزیه/استقلال، راهبردی درست/مطلوب/ممکن برای تحقق حقوق آذربایجانی‌ها نیست. این راهبرد چیزی جز خشونت فزاینده، برخوردهای تند، انزوا و نافرجامی درپی نخواهد داشت. محترمانه پیشنهاد می‌کنم، دوستان عزیز، به راهبردهای نتیجه‌گرایانه و عمل‌گرایانه‌تر فکر کنند. تجزیه و استقلال نه مطلوب است و نه ممکن.

  • اصغر زارع کهنمویی

خرداد، ماه پرحادثه زندگی ما است. سالیان بسیار است، خرداد که می‌رسد، پرده‌ها کنار می‌رود و رویدادهای نو و حیرت‌آور، رخ‌نمایی می‌کنند. خرداد امسال نیز، برای ما پرده جدیدی در شهری نادیده گشوده شد، شهری که وادی حیرت ما بود.

  • اصغر زارع کهنمویی

دیگر «علاءالدین» پرآوازه‌ترین بازار ایرانی است. انگار این بازار همیشه شلوغ، قلب ارتباطی ایران است. حتی در راکدترین سال‌های اقتصادی، این ساختمان معروف رونق خود را از دست نداد. بله، ایرانی‌ها مشتریان طراز اول تلفن همراه بودند و اینک با ظهور نسل پیشرفته این ابزار ارتباطی، ذوق ایرانی‌ها نیز به همان اندازه، افزایش یافته است. آمار اقبال ایرانی‌ها به تلفن همراه بسیار تامل برانگیز است. «‌تنها در سال 93 شانزده میلیون ایرانی موبایل هوشمند خریداری کرده‌اند»، «اینترنت‌موبایل، هشت میلیون کاربر فعال دارد»، «بیست میلیون گوشی هوشمند در دست ایرانی‌ها می‌چرخد»، «تعداد پیامک‌های نوورز امسال، 2.3 میلیارد کاهش داشته است» این خبرها، حضور یک پدیده جدید در جامعه ایران را روایت می‌کنند. باید این پدیده را شناخت و برای آن اندیشه کرد. شاید هنوز زود باشد که از تاثیرهای شگرف این پدیده بر جامعه سخن گفت اما ارائه برنامه‌های پژوهشی و تضارب آراء ضروری است. تاکنون همایشی پژوهشی و علمی به این پدیده مهم اختصاص نیافته است. این ضرورت، یک ماه دیگر توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جامه عمل می‌پوشد. 20 و 21  خرداد سال جاری همایش ملی «تلفن همراه هوشمند و سبک زندگی» با حضور صاحب‌نظران و پژوهشگران برجسته تلفن همراه برگزار خواهد شد. برای بررسی تهدیدها، فرصت‌ها، تاثیرها و ضرورت‌های مرتبط با تلفن همراه هوشمند، سراغ خسرو قبادی رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی رفته‌ایم و هم درباره مساله تلفن همراه هوشمند و هم درباره برنامه‌های این همایش با او سخن گفته‌ایم. رییس این همایش ملی در این گفتگو از ضرورت تدبیر علمی در سیاستگذاری‌ها و مدیریت تهدیدها سخن گفت و ضمن تاکید بر آموزش فرهنگ استفاده از تلفن همراه هوشمند، اظهار داشت: «هرگونه رویکرد مبتنی بر جنبه‌های تهدیدی، فرصت‌های استفاده از ابزارهای ارتباطی را خواهد گرفت.»

  • اصغر زارع کهنمویی

«‌تنها در سال 93 شانزده میلیون ایرانی موبایل هوشمند خریداری کرده‌اند»، «اینترنت‌موبایل، هشت میلیون کاربر فعال دارد»، «بیست میلیون گوشی هوشمند در دست ایرانی‌ها می‌چرخد»، «تعداد پیامک‌های نوورز امسال، 2.3 میلیارد کاهش داشته است»؛ این گزاره‌ها و گزاره‌هایی از این دست، یک «خبر بزرگ» را روایت می‌کنند: «سبک زندگی انسان ایرانی با دگردیسی بزرگی مواجه است». این دگردیسی البته همزمان نگرانی‌ها و برکات بسیاری دارد. حقیقت این است که تلفن‌ همراه هوشمند، انسان امروزی را به موجودی «هماره بر خط» تبدیل کرده است. امکان همزمان «آگاهی‌‌آنلاین»، «انتشار‌‌ ‌دیدگاه» و «تصمیم عمل‌گرایانه» بدون نیاز به «ابزار غیر»، «حضور فیزیکی» و  «محدودیت زمانی» برای موجودی عملگرا و اجتماعی، فرصتی بی‌نظیر است. در این میان، جنبش‌ اجتماعی به دلیل ماهیت عمل‌گرا و جامعه‌گرای خود، از «وضعیت» و «امکان» تلفن همراه هوشمند بهره مضاعف می‌برد. موبایل‌رسانه افزون بر اینکه تاثیر بسیار شگرفی بر جنبش‌های موجود (جنبش‌های‌کلاسیک) می‌گذارد به‌گونه‌ای که حتی گاه ماهیت جنبش را متحول می‌کند؛ در بعدی قراتر، جنبش‌های جدیدی می‌آفریند که تا پیش از این، به‌دلیل محرومیت از ملزومات کلاسیک، امکان ظهور نداشته‌اند. مرتضی پاشایی و واکنش حیرت‌آور جوانان و نوجوانان به این مساله، یکی از نشانه‌های تاثیر موبایل هوشمند بر جامعه است. برای واکاوی بیشتر این تاثیرات و فرصت‌ها و تهدید‌ها، با دکتر هادی خانیکی استاد علم ارتباطات گفتگو کرده‌ایم. این گفتگو که دقیقا در حاشیه یک همایش علمی در دانشگاه تهران انجام شد، شاید از آن جهت خواندنی‌تر باشد که بگوییم خانیکی عضو کمیته علمی همایشی ملی درباره این پدیده جدید است که خرداد سال جاری تحت عنوان «تلفن همراه هوشمند و سبک زندگی» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی برگزار می‌شود. 

  • اصغر زارع کهنمویی
  1. «زبان مادری» دیگر یک مقوله امنیتی نیست. این پیشرفت ارزنده در سیاست‌های قومی، جای مسرت بسیار دارد. اینک سخن گفتن از حقوق قومیت‌ها بخصوص مطالبه حق زبان مادری نه از سوی نهاد قدرت و نه توسط کنشگران مختلف عرصه عمومی به معنای «تحریک قومیت‌ها» و «تجزیه‌طلبی» تلقی نمی‌شود. نه تنها نخبگان قومی که بسیاری از اندیشمندان و اساتید برجسته فارس‌زبانی که هیچ تعلق نَسبی به قومیت‌ها ندارند، اکنون پیگیر و مدافع حقوق زبانی اقوام هستند. اکنون سخن مخالفانی که تلاش دارند با خوانش امنیتی از زبان مادری، آن را از صدر تصمیمات اجرایی به زیر بکشند، خریدار ندارد. دیگر کسی نمی‌پذیرد، اگر روزی کودک آذربایجانی کتاب ترکی به دست بگیرد، کشور تجزیه می‌شود. گروهکی کوچک بسیار تلاش کرده این باور رضاخانی را همه‌پذیر کند اما خواب پریشان آن‌ها تعبیر نداشت.
  • اصغر زارع کهنمویی
  1. امروز کتابی می‌خواندم با عنوان «باستان‌گرایی در ایران». بخشی از کتاب به «تاریخ‌نگاری باستان‌گرایان» اختصاص داشت. نویسنده را نمی‌شناسم اما به‌صورت نه‌چندان تحلیلی به توصیف شیوه‌های تاریخ‌نگارانه ناسیونالیست‌های ایرانی بخصوص در دوران پهلوی پرداخته بود. تخیل، توهم، آناکرونیسم، تحریف، روایت گزینشی و پنهان‌سازی از جمله ویژگی‌های این تاریخنگاری است.
  2. مدتی است درباره تاریخ‌نگاری اخلاقی و اخلاق تاریخ‌نگاری ایرانی مطالعه می‌کنم. مطالعاتی که در این حوزه داشتم می‌گوید، نژادپرستان بیشترین بهره‌برداری را از تاریخ کرده‌اند. تاریخ ابزار برنده‌ای در دست تاریخ‌نگارانی است که اخلاق تاریخ‌نگاری را رعایت نمی‌کنند. تعصب ملی و مذهبی و قومی در تاریخنگاری، جامعه را مستقیم به جبهه‌های خونین نسل‌کشی می‌برد.
  • اصغر زارع کهنمویی

لوزان، سر سطر...

اکنون سیاست ایرانی سر سطر دیگری رفته و عصر جدید و داستان تازه‌ای آغاز شده است. دیگر نمی‌توان بنام موافقان حق هسته‌ای، کاسبی کرد و بنام منتقدان آن، از حق سیاسی محروم شد. همه ارکان نظام در یکی از پرچالش‌ترین پرونده‌های نظام، به نقطه مشترک رسیده‌اند. این تجلی بلوغ سیاسی ارجمندی است که باید ظهور آن شکرگزاری کرد. کهنه‌دعواها اعتبار خود را از دست می‌دهند. بازندگان و برندگان این رویداد بزرگ، آنقدر مشخص هستند که نیازی به تبیین آن نیست. بازندگان باید خود را بازسازی کنند و بدانند اندیشه‌ای که تحریم‌ها را ورق‌پاره می‌داند جایی در سپهر سیاسی ایران ندارد.

  • اصغر زارع کهنمویی

لوزان مقصد آخر دیپلماسی دولت اعتدال نیست قطعا ظریف و هم‌قطارانش راه دشواری پیش‌رو دارند؛ اما پس از لوزان، برای دولت روحانی، دیپلماسی بخصوص «مذاکره» نباید اولویت نخست، پروژه حیاتی و گرانیگاه کابینه باشد. اینک باید از انرژی، موقعیت و ظرفیت توافق‌ لوزان برای آغاز قدرتمند و پیشبرد جدی پروژه‌های داخلی بهره برد. متاسفانه دولت اعتدال هرگز از توافق ژنو برای راهبردهای داخلی بهره‌برداری نکرد اما نباید فرصت لوزان را از کف داد. روحانی اکنون یکی از نفس‌گیرترین پرونده‌های سیاسی کابینه را به هدف نزدیک کرده است. او وقت و انرژی بسیاری برای فرجام این پرونده بزرگ صرف کرد. اتکای صرف او به مذاکرات هسته‌ای، قمار بزرگی بود که اگر شکست می‌خورد، دولت اعتدال به‌تلخی سقوط می‌کرد.

  • اصغر زارع کهنمویی

در طبقه هفتم ساختمانی بلند در نیاوران نشسته‌ایم تا هفت دهه زیست زاهدانه یک ذهن زیبا را دوره کنیم. در تمام پرسش‌هایم پیگیر یک پرسش بزرگ هستم؛ کودک دعانویس و فقیر دهکده ترک‌نشین «چراغ‌تپه» در آن سوی دریای پرآب ارومیه چگونه به فیلسوف پرآوازه و اندیشمند پرنویس عصر ما در شهرآشوب «تهران» تبدیل می‌شود؟ یحیی یثربی تنها یک اسم زیبای پرتکرار رسانه‌ها و ژورنال‌های علمی نیست او به‌واقع یک مکتب است، مکتبی که محصول مرکبی از زیست‌بوم ترکی، فکر فلسفی، طریقت عرفانی و اندیشه دینی است. یثربی از معدود فلاسفه زمانه ما است که داستان می‌نویسد، شعر می‌خواند، فیلم می‌بیند، تفسیر می‌گوید، فلاسفه قدیم را نقد می‌کند و همزمان سیاست‌مداران را زنهار می‌دهد.

زبان تند فیلسوف منتقد حتی در این مصاحبه همدلانه نیز بر دهان چرخید و در حوزه‌های مختلف، دیدگاه‌های جسورانه خود را ارائه کرد. از او درباره رنج‌های دوگانگی زبانی، تضاد طبقاتی و تنازع سنت و مدرنیته پرسیدم، از تردیدها و تنهایی‌هایش، از یاس‌ها و ناامیدی‌هایش، از نقب‌ها و نقدهایش، از خاطرات و خطراتش، از آدم‌ها و خیابان‌ها، از فلسفه‌ورزی‌ها و شاعرانگی‌اش، از ترجمه‌ها و داستان‌هایش و... . اما این گفتگو یک محور بنیادی دارد. تلاش کردم گرانیگاه شخصیتی و روحی این روح منتقد را بازخوانی کنم به باورم آنچه یثربی را یثربی کرده؛ دهکده‌ای در عمق آذربایجان است از جنس همان دهکده‌ای که شهریار را شهریار کرد. «چراغ‌تپه» یثربی و «حیدربابای» شهریار، تکرار مدام قافیه در قصیده بلند نبوغ آذربایجانی است.

یثربی بی‌تردید، همان شهریار است با همه ابعاد عرفانی و معرفتی‌ و با تمامیت روح لطیف و ذهن شریف شهریار. هر دو در پوستین فضای زبان فارسی و جهان اسلامی، در متن جهان ترکی، به‌عنوان یک آذربایجانی نفس می‌کشند. هر دو بیش از هر چیزی مدیون زیست‌بوم آذربایجان هستند. فرق یثربی با شهریار فقط در قالب محصول‌شان است یکی شعر سروده و دیگری فلسفه نوشته است و دیگرانی که متون حقوقی، پزشکی، تاریخی، ریاضی، ارتباطی و... نوشته‌اند. یثربی همانقدر آسان فلسفه می‍‍نویسد که شهریار، دلنوازانه شعر می‌گوید و شهریار همانقدر شورانگیز غزل می‌خواند که یثربی روشنگرانه تحلیل می‌کند. هر دوی آنها، این سادگی، شورانگیزی، دلنوازی و  روشنگری را مدیون همان قافیه نخبه‌ساز یعنی همان کوهپایه‌های معتدل آذربایجان هستند، بله معتدل به معنی واقعی کلمه، هیچ‌یک از آنان شنل خشونت بر دوش نیانداخته‌اند.

گفتگوی سه ساعته ما با فیلسوف منتقد چه‌ها که نمی‌تواند نداشته باشد. این گفتگوی خواندنی به ما می‌گوید که چرا  فیلسوف زمانه ما سهروردی زنجانی را می‌سراید و چگونه منتقد منیت‌های روشنفکری زمانه ما می‌شود و چقدر بر کج‌فهمی‌ها می‌شورد و با چه اضطرابی دل‌نگران زبان مادری خویش است و چه‌سان دلتنگ فهم و توسعه و باور علوم انسانی است... .

  • اصغر زارع کهنمویی

اشاره: ما در دوران رکود آذربایجان قرار داریم. در این میان ضعف و کم‌توجهی رسانه‌ها آزاردهنده است. «دیگر خبری از آذربایجان به گوش نمی‌رسد»، «تبریز غیرسیاسی شده است»، «حتی یک محفل فکری مولد در آذربایجان وجود ندارد» و... . همه ما این جملات و مشابه آن‌ها را مرتب از تحلیلگران سیاسی و اجتماعی درباره وضعیت ناخرسند آذربایجان می‌شنویم و برای پاسخ به آه و افسوس‌های خود به فکر فرو می‌رویم. به‌راستی چرا چنین شده است؟ چرا آذربایجان که روزی مهد اندیشه و محل جلوس مدنیت و مدرنیته بود، اکنون از قافله عقب مانده است؟ چرا انسان‌هایی که روزی موثرترین و بهترین روزنامه‌های زمانه را منتشر می‌کردند حتی در مقیاس یک شهر کوچک نیز نمی‌توانند نشریه‌ای قابل قبول تولید کنند؟ چرا دیگر جریده‌های جریان‌سازی چون اختر و ملانصرالدین در آذربایجان منتشر نمی‌شوند؟ نسبت این قهر تاریخی با رسانه و پس‌رفت آذربایجان چیست؟ چه کسانی و چه رخدادهایی باعث این تراژدی تلخ شده است؟ این‌ها سوالاتی بنیادی است که باید برای عبور از وضعیت نامطلوب کنونی به آن‌ها پاسخ داد. تلاش کرده‌ایم در گفتگو با اصغر زارع کهنمویی، روزنامه‌نگار موفق آذربایجانی به پاسخ‌هایی اجمالی برسیم. البته نخواستیم تنها در مرحله «چرا و چگونه» بمانیم، خواستیم از «چه باید کرد» هم سخن بگوییم. زارع کهنمویی در این گفتگو پاسخ‌های روشنی می‌دهد. وی تضمین آزادی بیان در چارچوب قانون، حمایت تمام‌قد نهاد قدرت از رسانه‌های مستقل و اراده نخبگان آذربایجان برای آموزش و حضور حرفه‌ای و مسوولانه در این حرفه را سه شرط احیای ژورنالیسم آذربایجانی خواند و گفت: «نخبگان ما اگر حاضر به پذیرش مشقت‌های ژورنالیسم نیستند، چه انتظاری از نهادقدرت و اصحاب ثروت برای حمایت از ژورنالیسم آذربایجانی دارند؟ یادمان باشد ژورنالیسم آذربایجانی را با توهم، تنبلی، بی‌مسوولیتی، خودشیفتگی و بی‌سوادی نمی‌توان احیا کرد. احیای ژرونالیسم آذربایجانی نیاز به مجاهدت مسوولانه و عالمانه تمام‌وقت دارد.»

  • اصغر زارع کهنمویی

روزهای جهانی اکنون به یکی از نمادهای تعالی و آگاهی جامعه ایرانی بدل شده است. پاسداشت خیره‌کننده بعضی از آن‌ها، نشان‌گر رشد مطالبات انسانی در ایران است. از نامگذاری 21 فوریه به عنوان روز جهانی زبان مادری، 16 سال بیشتر نمی‌گذرد اما کنش‌ها و بزرگداشت‌های همه‌ساله این روز در فلات ایران، نشان می‌دهد این روز جهانی برای ایرانیان یک روز ملی هم هست. سوای کنش گسترده عرصه عمومی، حتی نهاد رسمی قدرت نیز به این مقوله واکنش نشان داده است. برای مثال، تاکنون نماینده‌های متعددی خواستار گنجاندن این مناسبت ارزنده فرهنگی در تقویم رسمی کشور شده‌اند.

  • اصغر زارع کهنمویی

«کارآفرینی» و «اشتغال» عملی‌ترین روش برای تحقق حقوق زنان است. در بسیاری از سطوح اجتماعی و حقوقی، اکثر زنانی که تحت ظلم نظام مردانه (نه لزوماً تحت ستم مردان) قرار دارند، بیکار هستند و مهم‌تر از آن، کاری برای انجام دادن بلد نیستند. هژمونی مردانه اینان را موجوداتی بدون هرگونه تخصص بار آورده است. من با زنان زیادی از جنس زنان مظلومِ توسری‌خور، گفتگو کرده‌ام، آنان به معنی واقعی کلمه، مدیون و محتاج مردان هستند. آنان تقریباً هیچ کاری بلد نیستند و بدون تکیه به یک مرد، قطعاً از گرسنگی می‌میرند

  • اصغر زارع کهنمویی

انسان محروم از زبان مادری چگونه انسانی است؟ این را استاد مصطفی ملکیان در تحلیل رنج‌های چنین انسانی این‌طور پاسخ می‌دهد: «باید با صراحت گفت؛ زبان مادری من، جهان‌نگری مرا شکل می‌دهد. کسی که زبان مادری مرا از من می گیرد، در واقع جهان‌نگری مرا از من گرفته است؛ یعنی مرا در یک مادة خامی به نام جهان سرگردان کرده است. من دیگر الان جهان را به‌صورت یک توده آشوب‌ناک می‌بینم. من چون از زبان مادری محروم هستم، دیگر نمی‌توانم چیزی را از چیزی جدا کنم یعنی من سرگردان شده‌ام.» گفتگوی ما با استاد مصطفی ملکیان، افزون بر تحلیل چیستی زبان و نسبت آن با هویت و خویشتن انسان، بازخوانی روان‌شناختی رنج‌ها و محنت‌های کسانی  روایت می‌شود که از آموزش و کاربرد زبان مادری محروم می‌شوند. او محروم‌کردن انسان‌ها از کاربرد زبان مادری در شقوق مختلف زندگی از جمله آموزش را به‌منزلة تحمیل رنج دائمی می‌داند و این انسان محروم از زبان را، گنگ خواب‌دیده می‌خواند.». 

  • اصغر زارع کهنمویی

«وقتی ما زبان مادری را از انسان‌ها دریغ می‌کنیم، بر وفق همة نظام‌های ارزش‌گذاری، مرتکب خطا می‌شویم.» این نخستین جملة مصطفی ملکیان، فیسلوف اخلاق و پژوهشگر برجستة علوم انسانی است. تبیین حق زبان مادری در چهار نظام ارزش‌گذاری حقوقی، اخلاقی، زیبایی‌شناختی و مصلحت‌اندیشانه توسط ملکیان اهمیت بسیار دارد چه، او از معدود اندیشمندانی است که این هر چهار حوزه را خوب می‌شناسد و آنقدر محرم است که سخن بیراه نگوید. او با دلایل دقیق در هر چهار نظام ارزش‌گذارانه ثابت می‌کند، محروم کردن انسان‌ها از کاربرد زبان مادری، کاری نابجا است. پاسخ او به آخرین پرسش، می‌تواند به‌عنوان نتیجه این بخش از گفتگوی طولانی ما با ملکیان باشد: « با محرومیت انسان‌ها از آموزش زبان مادری، من معتقد هستم نه فقط یک ملت و یک گروه را از بین می بریم و نه فقط یک نسل را نابود می‌کنیم، فراتر از آن، انسانیت را از بین می‌بریم.»

  • اصغر زارع کهنمویی

«زبان مادری» یکی از مهمترین «مسائل»ِ این‌روزهای جامعة چندزبانة ما است. بعد از ظهور دولت تدبیر و امید، روزانه با کنش‌های روشنفکران و سیاستمداران بسیاری درباره «آموزش زبان مادری» و همچنین «آموزش به زبان مادری» مواجه می‌شویم. نوید ارزشمندی بر تمامی قومیت‌ها و همچنین کلیت سرزمین‌مان ایران است که قاطبه کنشگران در این نکته به توافق رسیده‌اند که باید زبان مادری تدریس شود. اما واقعا، عدم تدریس زبان مادری با جان و روان انسان چه می‌کند؟ این سوال بسیار مهمی است بیش از هرکس، باید از یک روانشناس پرسید. عطف به اهمیت مساله، با دکتر محرم آقازاده استاد روان‌شناسی و مشاور امور آموزش برنامه توسعه سازمان ملل به بررسی آسیب‌های اجتماعی و روانی عدم آموزش زبان مادری به انسانِ ایرانیِ غیرفارس‌زبان پرداخته‌ایم. این روانشناس که پژوهش‌های میدانی مختلفی در حوزه آموزش زبان مادری با همکاری یونسکو انجام داده، از تاثیرات روانی این محرومیت فراتر می‌رود و از آسیب‌های جدی جسمی بخصوص آسیب مغزی سخن می‌گوید.

  • اصغر زارع کهنمویی

1. تنها ده روز به روز جهانی زبان مادری مانده است. دوم اسفند برای «ما» مبداء یک «تاریخ جدید» است. «ما» قومیت‌های ایرانیِ محروم از آموزش زبان مادری اکنون یک روز بزرگ در تقویم حیات اجتماعی خود ثبت کرده‌ایم و هر سال به‌مثابه یک میعاد بزرگ به تبیین مطالبه خود می‌پردازیم. فضای مجازی اگرچه محل آمد و شد صاحبان تریبون‌های رسمی هم هست اما بیشتر، خانه روایت‌ها و قصه‌های کسانی است که خارج از این صحیفه، تریبونی ندارند، نگاهی جامعه‌شناختی به صفحه‌های فیس‌بوکی «ما» بیاندازید تا ببینید چه تعداد انسان ایرانی از چندین روز گذشته به پاسداشت این روز جهانی پرداخته‌اند.

  • اصغر زارع کهنمویی

فاجعه شارلی هبدو تجلی دوگانه شرارت است: اهانت و خشونت. اگرچه خشونت تالی اهانت بود. رویکرد جهان ازجمله جهان اسلام علیه تروریست‌ها، ستودنی و امیدبخش است. اما متاسفانه در این میان، آنچه جهان از آن غافل شد، شرارت نخست بود کمتر کسی بخصوص در غرب، اهانت را محکوم کرد. برخی نه تنها اهانت را محکوم نکردند، بلکه بنام آزادی بیان، این شرارت بزرگ و ضدبشری را توجیه و اهنت‌کنندگان شارلی هبدو را تبرئه کردند غافل از اینکه، اهانت،  خشونت نرم است. خشونت فیزیکی، جسم آدمی را می‌کشد و خشونت نرم، روح او را. وقتی هویت کسی را ترور می‌شود، یعنی زیست انسانی او نابود و این با کشتن تفاوتی ندارد. کسانی که بنام دفاع از آزادی، به اهانت مشروعیت می‌بخشند در واقع، ناخواسته خشونت را ترویج می‌کنند چه، می‌توان با اقامه به همان دلایل دفاع از اهانت، از خشونت نیز دفاع کرد.

  • اصغر زارع کهنمویی

مرتضی پاشایی که مرد، نسل جدید غمباد گرفت. جوانان و نوجوانان گریان با تمام احساس، مرگ بر «مرگ» گفتند. مرگ، محرم یواشکی‌ترین لحظه‌های آنان را گرفته بود. مرتضی پاشایی صدای آنان بود صدایی که «سرطان» خیلی زود، خفه‌اش کرد. سونامی سرطان چنان در این سرزمین تاخت و تاز می‌کند که تو گویی، برای بردن انسان‌ها به گور، با وبا و حصبه سالیان ماضی کورس گذاشته است. من از ایدز آفریقایی و ابولای عربستانی سخن نمی‌گویم، من از سرطان ایرانی حرف می‌زنم؛ بیماری هولناکی که دوستان و کسان و نخبگان و معشوقه‌ها و عاشقان ما را می‌یلعد.

این بار باید به حضور جدی یک «فوبیا» فرصت بدهیم تا در کلان‌ترین و جدی‌ترین حالت ممکن در نهاد ایرانی‌ها شعله‌ور شود: سرطان‌فوبیا. بله باید از سرطان ترسید، باید به مبارزه و مقابله با آن پرداخت، باید درباره راه‌های پیشگیری از ابتلا به آن  اندیشه کرد. باید مردم را آموزش داد. باید از همه احتمالات ابتلا به آن، پرهیز کرد. باید ترسید و خود را از این حیوان درنده بی‌صدا و بی‌غره نجات داد. اما کسانی که گرفتار این اختاپوس هراسناک هستند؛ چه کنند؟ آیا آنان باید بمیرند؟ آیا مرگ محتوم فرجام آنان است؟ نباید تلاشی برای نجات آنان کرد؟ علم پزشکی می‌گوید، می‌توان شرایطی مهیا کرد که آنان به زندگی بازگردند. بخش بزرگی از این «شرایط» نه در اختیار جامعه مدنی که وابسته به آن بخش ا حاکمیت است که نظام سلامت را مدیریت می‌کند. رشد دانش پزشکی، کم‌کردن هزینه‌های درمان، توسعه صنعت بیمه و ترویج نیکوکاری در حوزه سلامت و ... همه از آن نوع اقدامات است که اراده نهاد قدرت و سرمایه را می‌طلبد.

  • اصغر زارع کهنمویی